افراد توان خواه و حقوق بشر

فرد کم توان، ناتوان نیست

توسط:DPHR یکشنبه 15 خرداد 1390 (0)نظرات :

تصوری که بسیاری از افراد سالم از افراد کم‌توان دارند، معمولا به این شکل است که آنان را اشخاصی می‌پندارند که روی صندلی چرخ‌دار حرکت می‌کنند یا الزاما با عصای سفید یا سگ راهنما قدم برمی‌دارند. از همین رو، نوعی احساس همدردی با کم‌توانان بروز می‌کند، که احتمالا با احساسی از شکرگذاری همراه است: «شکر خدا که من اینطور نیستم». این احساس باعث می‌شود که افراد سالم معمولا در حضور افراد کم‌توان، ناراحت باشند. این دریافت و برداشت روانی، غالبا از «الگوی پزشکی» کم‌توانی، سرچشمه می‌گیرد.

الگوی پزشکی، به کم‌توانی صرفا به عنوان آسیب یا صدمه‌ای جسمانی یا روانی در فرد کم‌توان نگاه می‌کند. این الگو، جسم سالم را به عنوان قاعده و ضابطه تلقی می‌کند؛ پس فرد کم‌توان را فاقد یک یا چند خصلت از آن به اصطلاح ضابطه می‌پندارد. بنابراین، چنانچه قدرت تحرک یک شخص کاهش پذیرد، آن را ناشی از وضعیت جسمانی یا روانی آن شخص قلمداد می‌کند، یعنی او را فاقد قدرت کنترل بر زندگی خود می‌شناسد و بر همین مبنا، او را نیازمند کمک متخصصان پزشکی و خدمات اجتماعی تشخیص می‌دهد. الگوی پزشکی در دهه 1970 با تردید و مخالفت روبه‌رو گردید.

«الگوی اجتماعی» از این دیدگاه، فراتر می‌رود. این الگو، آن قدرها به فرد توجه نمی‌کند که به نارسایی‌های جامعه‌ای که افراد کم‌توان در آن زندگی می‌کنند، توجه دارد. موضوع این نیست که یک فرد، کم‌توان است. بلکه مساله در جامعه‌ای است که به سطوح مختلف کم‌توانی نمی‌پردازد و فرد کم‌توان را از کار افتاده می‌کند. اگر شخصی که بر صندلی چرخدار نشسته است نمی‌تواند به ساختمان بلندی وارد شود، این موضوع ربطی به نارسایی یا مشکلات آن فرد ندارد، بلکه به کسانی مربوط می‌شود که آن ساختمان را طراحی کرده و مدیریت می‌کنند. مسئله‌ای که افراد کم‌توان دارند، نقص جسمانی آنها نیست بلکه تصویر و تصوری است که افراد سالم از نقص آنها دارند. بر همین مبنا، نهضتی پدید آمده است که با تصویر غالب از کم‌توانان و برخورد با آنها به مثابه «امور خیریه» مخالفت می‌ورزد و برای حقوق افراد کم‌توان مبارزه می‌کند و برای تامین «زندگی مستقل» برای ایشان ، یعنی ایجاد شرایطی که دسترسی افراد کم‌توان به منابع و وسایلی که حداکثر کنترل آنها را بر حیات خودشان امکان پذیر می سازد، تلاش می کنند.

افراد کم‌توان دیگر به عنوان دریافت کنندگان منفعل بودجه عمومی از سوی  پرداخت کنندگان سخاوتمند مالیات قلمداد نمی‌شوند بلکه به عنوان عامل‌هایی شناخته می‌شوند که کنترل خدمات رفاهی خود را به دست دارند.

منبع: نگاه کنید به: تونی فیتز پاتریک، نظریه رفاه، مترجم هرمز همایون‌پور، نشر گام نو، 1381