حقوق بشر و محیط زیست

نصف شدن مساحت جنگل‌هاي شمال طي مدت 30 سال

توسط:ENHR چهارشنبه 23 شهریور 1390 (0)نظرات :

 

 

ايرن: يک کارشناس محيط زيست گفت:‌‌ عکس‌هاي هوايي سال 1335 نشان داده که مساحت جنگل‌هاي شمال ايران 3.4 ميليون هکتار است و طبق آماربرداري سراسري که سازمان جنگل‌ها در سال 1365 انجام داده، مساحت جنگل‌ها را 1.9 ميليون هکتار برآورد کرده که اين نشاندهنده اين است که مساحت جنگل‌هاي شمال طي مدت 30 سال نصف شد.

 

برهان رياضي در گفت‌وگو با فارس درباره روند تخريب جنگل‌هاي شمال اظهار داشت: جنگل‌هاي شمال ايران که به جنگل‌‌هاي هيرکاني معروف هستند، بخشي از جنگل‌هاي اروپا سيبري از لحاظ جغرافيايي و پوشش گياهي به حساب مي‌آيند.

 

وي ادامه داد: در اواخر دوران سوم زمين‌شناسي و اول دوران چهارم زمين‌شناسي و دوره‌هاي يخچالي و بين‌يخچالي سرمايه عظيمي روي کره زمين و در منطقه شمال به وجود آمد که اين سرمايه همان جنگل‌ها بوده است.

 

رياضي افزود: اما اين بخچال‌ها، جنگل‌هاي اروپا سيبري که شبيه به جنگل‌هاي شمال کشور ما بود را نابود کردند ولي جنگل‌هاي شمال ايران به دليل اينکه از لحاظ شکل قرارگيري به گونه‌اي بود که ديوار بلند البرز و درياي مازندران حالت پناه براي اين جنگل‌ها ايجاد کرده، از اين خشکي در امان مانده است.

 

اين کارشناس محيط زيست گفت: شمال ايران و حتي جنگل‌هاي ايران در منطقه خشکي قرار دارد که اين شرايط جغرافيايي خاص موجب شده است که خشکي به جنگل‌هاي شمال نتواند نفوذ کند و گونه‌‌هاي متعدد درختچه‌اي در اين جنگل‌ها قرار دارد که عمر آنها به چند صد هزار سال مي‌رسد ولي هم‌اکنون اين گونه‌ها از بين رفته است.

 

رياضي با بيان اينکه به گونه‌هاي درختي در جنگل‌هاي شمال فسيل زنده گفته مي‌شود، تصريح کرد: جنگل و درختان شمال کشور داراي ارزش‌هاي اکولوژيک ويژه‌اي هستند يعني از ديدگاه محيط زيست جنگل‌هاي شمال ايران ذخيره‌گاه طبيعي محسوب مي‌شود.

 

وي تأکيد کرد: عکس‌هاي هوايي سال 1335 نشان داده است که مساحت جنگل‌هاي شمال ايران 3.4 ميليون هکتار است و طبق آماربرداري سراسري دقيقي که سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور در سال 1365 انجام داده، مساحت جنگل‌ها را 1.9 ميليون هکتار برآورد کرده است.

 

رياضي با اشاره به نصف شدن مساحت جنگل‌هاي شمال طي مدت 30 سال افزود: بنابراين اين جنگل که دنيا به عنوان ذخيره‌گاه ژنتيکي به آن نگاه مي‌کند و داراي ارزش‌هاي اقتصادي مناسبي است، ظرف 30 سال به نصف رسيده است.

مساحت جنگل‌هاي شمال در سال 75 به 1.8 ميليون هکتار رسيد

اين کارشناس محيط زيست بيان کرد: طبق آماربرداري که سازمان جنگل‌ها و مراتع در سال 75 انجام داد، مساحت جنگل‌هاي شمال به 1.8 ميليون هکتار رسيد.

 

رياضي تأکيد کرد: يکي از مشکلات ما در شمال زمين‌خواري و زمين‌بازي است اما خلاصه کلام اينکه مساحت جنگل‌ها نصف شده و اين جنگل‌هايي که در حال حاضر باقي مانده‌اند، ديگر جنگل نيستند و درخت‌زاري هستند که ارزش اقتصادي پاييني دارند.

 

وي در پايان خاطرنشان کرد: يک از عوامل از بين رفتن جنگل‌ها، جنگل‌نشينان هستند و آنها موجب تخريب جنگل‌هاي شمال شده‌اند.

خطر در کمين معيشت روستانشينان زاگرس

توسط:ENHR ﺳﻪشنبه 8 شهریور 1390 (0)نظرات :

 

قطع درختان بلوط ادامه دارد!

با وجود گذشت 7 ماه از اجراي قانون هدفمندي يارانه ها، روستانشينان جنگلهاي زاگرس، هنوز سوخت ارزان دريافت نکرده اند و به قطع درختان بلوط اين جنگلها ادامه مي دهند، اين درحالي است که طرح صيانت از جنگل هم آنها را با مشکلات معيشتي روبرو کرده است.

طرح صيانت از جنگلهاي زاگرس که به منظور کاهش تخريب اين جنگلها به اجرا درآمده است، باوجودي که توانست از تخريب بيشتر جنگل از سوي روستائيان جلوگيري کند اما به دليل عدم حمايت دولت زيانهاي زيادي را به کشاورزي و دامداري روستائيان وارد کرده است.

روستائيان پس از اجراي طرح هدفمندي يارانه ها وافزايش قيمت سوخت، به ناچار از چوب درختان جنگل براي گرمايش و پخت و پز استفاده مي کنند که اين موضوع سبب شد دولت به دنبال بسته هاي حمايتي و تامين سوخت براي روستاييان باشد.

اما با گذشت چندين ماه از اجراي طرح هدفمندي يارانه ها نه تنها بسته هاي حمايتي به دست روستائيان نرسيده است بلکه اين افراد به دليل برخوردهاي اداره کل منابع طبيعي با مشکلات معيشتي روبرو هستند و همچنان هم به صورت غير مجاز به قطع درختان جنگلهاي زاگرس ادامه مي دهند.

قطع روزانه 10 نهال توسط هر خانوار

دريکي از روستاهاي استان کرمانشاه با نام سرخک که 30 خانوار جمعيت دارد و در دل جنگلهاي زاگرس واقع است، روستائيان با انتقاد شديد از عملکرد دولت در زمينه تامين سوخت و خلع يد زمينهاي کشاورزي خواستار همکاري دولت براي از بين بردن فقر و تامين سوخت مورد نياز خود شدند.

دراين زمينه يکي از روستاييان به خبرنگار مهر گفت: هرروز در اين روستا هر خانوار 10 نهال را براي پخت و پز و نان قطع مي کند زيرا باوجود وعده هاي دولت همچنان سوخت ارزان قيمت در اختيار روستاييان قرار نگرفته است.

اين کشاورز با اشاره به برنامه هاي دولت براي تامين گاز روستا، بيان کرد: دولت وعده داده بود که براي نانوايي روستا گاز تامين مي کند اما با گذشت چندين ماه هنوز هم اين وعده محقق نشده است بنابراين تنها نانواني روستا با قطع درختان، سوخت مورد نياز را تامين مي کند.

وي بابيان اينکه روستاييان از دولت هم بيشتر ارزش درختان و جنگل هاي زاگرس را مي دانند، افزود: اما چاره اي براي روستاييان باقي نمانده و آنها براي تامين غذا بايد از چوب هاي درختان بلوط استفاده کنند.

به گفته يکي ديگر از روستاييان، هر خانوار براي دريافت سوخت مبلغ 10 هزارتومان را در قالب تعاوني پرداخته اند اما هنوز خبري از سوخت رساني به روستا نيست و تنها منبع سوختي که فاصله زيادي از روستا دارد هم به قيمت آزاد سوخت را مي فروشد.

اين روستايي که در گذشته به کشاورزي اشتغال داشته است و با طرح صيانت از جنگل بخش زيادي از زمين هاي خود را از دست داده است، گفت: تنها منبع درآمدي روستائيان کشاورزي و دامداري است که از سوي وزارت جهاد کشاورزي ممنوع شده است، بنابراين دولت بايد برنامه ديگري را براي روستاييان در نظر بگيرد؛ در غير اين صورت بازهم قطع درختان براي کشاورزي ادامه پيدا مي کند.

 

نياز به 600 ميليون تومان اعتبار براي طرح صيانت از جنگل

دراين رابطه معاونت فني اداره کل منابع طبيعي و آبخيزداري استان کرمانشاه در گفتگو با مهر با اشاره به اينکه 60 درصد اعتبارات طرح صيانت از جنگلهاي زاگرس به مردم اختصاص يافت، گفت: از سال 82 کاراجرايي اين طرح آغاز شد که ادامه آن در سالجاري نياز به 600 ميليون تومان اعتبار دارد.

مراد شيخ ويسي با بيان اينکه پروژه هايي براي توانمندسازي روستائيان و کنترل عوامل تخريب پيش بيني شده است، اظهار داشت: در ابتدا بايد ريشه تخريب که فقر در روستاهاست کنترل شود و پس از آن به دنبال احياء و غني سازي جنگل بود.

وي با اعلام اينکه مجوز 80 جايگاه سوخت فسيلي به مردم ارايه شده است، بيان کرد: اين افراد به شرکت نفت معرفي شده و از بانک تسهيلات دريافت مي کنند.

معاونت فني اداره کل منابع طبيعي و آبخيزداري استان کرمانشاه افزود: اين طرح در سطح 527 هزار هکتار از جنگل و با متوسط 50 خانوار به اجرا درآمده است.

وي به اجراي طرح کمربند حفاظتي جنگل اشاره کرد و گفت: تعيين حريم براي جنگل و منابع ملي يکي از ضروريات به شمار مي رفت که براي اين منظور 500 کيلومتر کمربند حفاظتي ايجاد شد که موجب صرفه جويي زيادي در هزينه ها شده است.

وي بابيان اينکه حدود 2250 هکتار از جنگل ها خلع يد شدند، بيان کرد: تشکيل پرونده براي 2 هزار فقره انجام نگرفت که اين امر منجر به حداقل 600 روز صرفه جويي دروقت و 2 ميليارد تومان صرفه جويي درهزينه دادرسي شده است.

شيخ ويسي به جلوگيري از چراي دام سبک روستاييان اشاره کرد و گفت: در اين روستاها سطح درآمدي بسيار پايين است و اغلب روستاييان دام سبک دارند که اين دام ها نسبت به مرتع ها بيشتر هستند و از شاخ و برگ درختان تغذيه مي کنند که اين موضوع امکان زادآوري به جنگل را نمي دهد.

معاونت فني اداره کل منابع طبيعي و آبخيزداري استان کرمانشاه، تصريح کرد: از آنجايي که اراضي خلع يد شده و اجازه دامداري داده نمي شود بنابراين روستاييان از اين طرح ها استقبال نمي کنند.

وي به ايجاد زمينه اشتغال براي روستائيان اشاره کرد و گفت: برگزاري کلاسهاي آموزشي براي زنان به منظور بافت تابلو فرش از فعاليتهايي بوده که در روستاها انجام شده است.

اين اظهارات در حالي مطرح شد که براساس مشاهدات ميداني خبرنگار مهر، تنها مدرسه اين روستا، کاملا متروکه بود و هيچ گونه نشانه اي از فعاليت هاي آموزشي در آن به چشم نمي خورد و روستاييان هم به شدت با مشکلات معيشتي روبرو بودند و عنوان مي کردند که اين کارها هزينه هاي زندگيشان را پوشش نمي دهد.

نابودی جنگل ها و عوامل آنها

توسط:ENHR دوشنبه 6 تير 1390 (0)نظرات :
 
 
   
 
 
 
     
 
   
 
در تاریخ آمده است که ایرانیان از دیر باز علاقمند به کاشت درخت بودند. به همین دلیل است که در ایران بوستان ها و باغ های با شکوه و زیبای بسیاری وجود داشته است. از پاسارگاد، پایتخت کوروش، پایتختی در میان پردیس ها می توان نام برد که به گواه باستان شناسان، سیستمی از آبیاری با استفاده از جوی ها و حوضچه ها را در آن جا نشان داده اند. پاسارگاد کهن ترین باغ ایرانی است. در شاهنامه فردوسی بارها و باره از باغ ها و مرغزارهایی سخن گفته شده است که در پیرامون آتشگاه فیروزآباد وجود داشتند و منتسب به این معبد بوده اند. ایرانی ها در ساختن باغ ها و باغچه در حیاط ها و دور و بر بناهای خود تبحر داشتند. درخت مظهر زیبایی و حیات و یکی از زیباترین و پرثمرترین نعمت های بیکران خداوند است که بخش مهمی از نیازهای انسان را برآورده می سازد. اما هم اکنون با این همه تاکید در شریعت اسلام و این پیشینه تاریخی چه بر سر این پردیس ها و باغ ها و حتی جنگل های زیبا و خدادادی ایران آمده است؟
(در روایتی امیرالمؤمنان حضرت علی (ع) می فرمایند: از جمله عوامل افزایش عمر (طول عمر)، عبارت است از: پرهیز از مردم آزاری و قطع و نابود ساختن درختان سرسبز)
این مقاله به مناسبت هفته منابع طبیعی از نظرگرامیتان می گذرد.
از منظر علم و مدیریت جنگل، جنگل های ایران که نزدیک به۹ درصد از مساحت کشور را تشکیل می دهند به دو گروه جنگل های شمال و جنگل های خارج از شمال تقسیم شده اند. جنگل های شمال به تمام ناحیه رویشی هیرکانی و خزری اطلاق می شود و جنگل های خارج از شمال نیز در۴ ناحیه رویشی، ارسباران، ایران و توران، زاگرس و خلیج و عمانی قرار دارند. براساس پژوهش های انجام شده، وضعیت جنگل های ایران در دهه۱۳۲۰ با امروز تفاوت بسیاری از نظر سطح و کیفیت داشته است. مساحت کل این جنگل ها در آن زمان در حدود۱۸ تا۱۹ میلیون هکتار تخمین زده شده است که در حاضر نزدیک به۱۲ میلیون هکتار است؛ یعنی سالانه۵۰ تا۱۰۰ هزار هکتار از جنگل ها از بین می رود. همچنین طبق برآوردهای رسمی از حدود۸ تا۱۰ میلیون جنگل بلوط غرب، کمتر از۳ میلیون هکتار باقی مانده است. اما مهندسان جنگلداری و منابع طبیعی حتی این رقم را نیز رقم صحیحی نمی دانند. به زعم آنها در حقیقت جنگل های واقعی ایران در حدود۸/۱ میلیون هکتار در دامنه های شمالی البرز و در استان های شمال ایران قرار دارند.
طبق همین داده ها، جنگل های شمال ایران در دو دهه گذشته۳/۴ میلیون هکتار برآورد شده بود که امروز حدود۱/۹ میلیون هکتار آن باقی مانده است.
جنگل های شمال
دانشمندان علم جنگل، جنگل های شمال ایران را کهن ترین جنگل های جهان می دانند که از نظر ذخایر ژنتیکی و تنوع گیاهی دارای ویژگی های منحصر به فردی هستند و باید از آنها به عنوان میراث ارزشمند بشری، محافظت شود. قدمت این جنگل ها به دوران سوم زمین شناسی باز می گردد؛ در دوران چهارم زمین شناسی، با وقوع عصر یخبندان و پیشروی یخ های قطبی به بخش های جنوبی، قسمت اعظم نیمکره شمالی زمین، زیر پوشش یخ و سرما قرار گرفت که بسیاری از گیاهان و گونه های درختی و برخی جانوران از بین رفتند. اما جنگل های ناحیه خزری که به جنگل های هیرکانی مشهور هستند به علت وجود اعتدال در آب و هوای منطقه و عدم یخبندان، پس از عقب نشینی دوران یخ بندان، محفوظ ماندند. برخی از کارشناسان دانشگاهی در حوزه جنگل، منشا جنگل های اروپایی به ویژه اروپای شرقی را پس از عصر یخبندان، به جنگل های خزری هیرکانی نسبت می دهند.
دکتر تیمور شاهراجی مدرس دانشکده منابع طبیعی دانشگاه گیلان، درباره ارزش جنگل های شمال ایران می گوید : »جنگل های شمال ایران از نظر تنوع گونه های درختی و درختچه ای منحصر به فرد هستند و از نظر اقلیم نیز جزو
جنگل های معتدله به حساب می آیند.« او یادآور می شود: »با توجه به اهمیت علم ژنتیک در دنیای امروز، جنگل های شمال و جانوران آن، به عنوان یک منبع و ذخیره ژنی محسوب می شوند که همه موظفند از این جانوران و گونه های گیاهی حفاظت کنند تا از خطر نابودی آنها جلوگیری شود. چرا که درختان این جنگل ها، از نظر دیرینه شناسی دارای اهمیت زیادی بوده و دارای۵۰ گونه درخت و درختچه هستند.
عوامل نابودی جنگل های شمال
بهره برداری های با جواز و بی جواز، تغییر کاربری برای کشاورزی و احداث صنایع، اجرای ناموفق و غلط برخی طرح های جنگلداری، آتش سوزی های عمدی و غیرعمدی، حضور دام و زندگی در برخی در روستاهای در حاشیه جنگل های کشور از جمله عوامل این کاهش سطح هستند. اما پرسش این است که آیا سهم این عوامل در تخریب و نابودی جنگل های ایران با هم برابر است؟ و آیا تبر روستایی همان قدر جنگل ها را تخریب می کند که اره موتوری های بهره برداران؟
تبر روستایی و قاچاقچی چوب
»روستاییان باعث نابودی جنگل های شمال ایران شده اند« این، عبارتی است که بارها از زبان برخی از مدیران و معاونان حوزه جنگل بیان شده و در طرح های »خارج کردن روستاییان از جنگل ها و حواشی آن نیز لحاظ شده است. اما اگر به قلب جنگل های ایران سفر کنید به اشتباه بودن چنین برداشتی پی خواهید برد.
پروفسور علی یخکشی فوق دکترای مدیریت محیط زیست از دانشگاه گوتینگتن آلمان در این باره می گوید: »روستایی اگر هم درختی را قطع کند از سر ناچاری است. ضمن اینکه معمولاً روستاییان هنگام زدن درخت برای تهیه هیزم، به خیلی از موارد توجه می کنند. اما طبیعی است وقتی که مسئولان به فکر تامین سوخت برای روستاهای حاشیه جنگل نباشند، روستایی مجبور است برای گرم کردن خود و خانواده اش در آن سرما و رطوبت دهشتناک جنگل، اجبارا در طی زمستان چند درخت را قطع کند. اما مگر تبر یک روستایی چقدر قدرت دارد؟« دکتر یخکشی معتقد است که اگر براساس علم جنگلداری، از کارکردهای جنگل استفاده شود می توان در تمام روستاها از یکسو جنگل ها را توسط خود روستاییان حفظ کرد و از سوی دیگر با برداشت پایدار و علمی از زمین، خاک، آب و جنگل، تمام مایحتاج روستاییان را فراهم آورد.
همه روستاییان حاشیه جنگل های شمال را که با هم سرجمع کنی، قدرت تخریب تبرهایشان به قدرت یکی از اره متوری های یک کارخانه نئوپان و چوب نمی رسد. آنها می توانند در یک چشم بر هم زدن، چندین درخت را بر زمین بزنند.« این را یک جنگلبان می گوید؟ او تاکید می کند طی چند دهه گذشته، به جای صدای پرندگان و زوزه باد، غالب اوقات در جنگل، صدای غرش اره موتوری ها به گوش می رسیده است. که متاسفانه بسیاری از آنها در اغلب طرح های بهره برداری و با مجوز بوده است!
طی دهه های گذشته قاچاق چوب، یکی از دلایل عمده نابودی
جنگل های شمال ایران بوده است. به طوری که صدها و هزاران هکتار از منحصر به فردترین گونه های این درختان، خوراکی برای چرخیدن چرخ های کارخانه های نئوپان بوده است. این کارخانه ها که در ابتدا و در هنگام اخذ موافقت اصولی، استفاده از غوزه پنبه را یکی از اصلی ترین مواد اولیه خود برای ساخت نئوپان عنوان می کنند و موافقت اصولی می گیرند، بعضاً در ادامه کار این تعهد را زیر پا گذاشته و بهترین درختان منحصر به فرد شمال را از دم تیغ می گذرانند.
مجوزهای جدید
با این همه عجیب به نظر می رسد که مجوز این کارخانه ها و همچنان صادر می شود و لازم است سازمان های ذیربط در این باره برنامه هایی براساس دیدگاه های توسعه پایدار تدوین می کنند.
طرح های جنگلداری و بهره بردار غیرتخصصی
این طرح ها، با جاری شدن سیلاب های ویرانگر در شمال و جنوب کشور در اثر کاهش سطح پوشش گیاهی، طی سالهای اخیر به تدریج به سوی علمی تر شدن چگونگی برداشت ها، راه پیموده است. اما به این اتفاق در شرایطی افتاده که دیگر کار از کار گذشته است و در شرایطی اجرا می شود که بهره برداران، جنگل ها را تُنُک کرده و بسیاری از گونه های گران بها و ارزشمند نابود شده است.
دکتر اسماعیل کهرم در این باره می گوید: »میزان برداشت پایدار از جنگل ها باید۳/۲ میلیون مترمکعب باشد؛ اما۶ میلیون مترمکعب از جنگل های هیرکانی شمال کشور برداشت می شود که دست کم سه میلیون سال قدمت دارند
متاسفانه بخش های بزرگی از جنگل های شمال کشور در دست بهره بردارانی است که از علم جنگل و محیط زیست هیچ نمی دانند و فقط تاجران خوبی هستند. آنها می خواهند در کمترین مدت سرمایه گذاری، بالاترین میزان سود را به دست بیاورند و از تمام۱۸ مورد ارزش جنگل ها، تنها ارزش تولید چوب آن را می شناسند؛ در حالی که در علم جنگلداری، جنگل ها از ارزش های بسیاری برخوردارند که از جمله می توان به »تولید اکسیژن« ، »جذب کربن«، »جذب گرد و غبار«، »ذخیره آب در ریشه ها«، »جلوگیری از فرسایش خاک«، »مقابله با سیل« و کارکردهای بسیار دیگر اشاره کرد.
تغییر کاربری جنگل ها
تا همین چندی پیش غالب تغییر کاربری ها یا به منظور انجام کشاورزی بود و یا ساخت ویلا که البته بسیاری از ارزشمندترین گونه های گیاهی و جنگل های هیرکانی را به کام مرگ کشید. اکنون، چند سالی است که منابع طبیعی ایران با دشمنی جدید مواجه شده است. ساخت کارخانه های صنعتی، طی چهار سال اخیر بخش های بزرگی از جنگل های گیلان را قربانی کرده و جنگل های گلستان و مازندران را با تهدید جدی مواجه کرده است.
جنگل های سراوان رشت نخستین قربانیان اجرای مصوبه ساخت شهرک های صنعتی در استان گیلان بودند. در گلستان درختان پارک ملی، بارها و باره در خطر تهدید جدی قرار گرفته اند.
جنگل های کهنسال مازندران نیز از این بلایا در امان نمانده اند.
دکتر مجید مخدوم استاد محیط زیست دانشگاه تهران معتقد است: »در پنج سال اخیر، به دلیل شتاب گرفتن مصوبات احداث طرح های صنعتی و احداث شهرک های صنعتی جدید، و همچنین توسعه شهرک های صنعتی موجود، پاکتراشی و تغییر کاربری جنگل شتاب بیشتری گرفته است
تغییر کاربری و سدسازی
»درخت ها می میرند تا سدها برافراشته شوند« این، واقعیتی انکارناپذیر است. براساس گزارش ها و مستندات موجود، تمام سدهایی که طی دو دهه گذشته احداث شده اند بدون توجه به استانداردهای زیست محیطی ساخته شده و برای ساخت مخزن، تاج و یا آبگیری، ده ها و گاه صدها هکتار از جنگل های هیرکانی بکر و ارزشمند را قربانی کرده اند. این طرح ها در حالی اجرا می شوند که بر اساس طرح صیانت از جنگل های شمال »پروژه های عمرانی در دست اجرا، نباید منجر به کاهش سطح جنگل شود.« حوادث غیرمرقبه نظیر آتش سوزی، سیل و نیز زباله و چرای دام در جنگل،
جاده سازی و راهسازی در جنگل ها، عبور لوله های گاز، بخشی دیگر از عواملی است که آسیب های جبران ناپذیری به جنگل های باقیمانده کشور می رساند. به نظر می رسد تا تغییر نگرش تمامی وزارتخانه ها و دولتمردان نسبت به مقوله منابع طبیعی و جنگل، ماجرای نابودی جنگل های ایران همچنان ادامه دارد و تنها در صورتی می توان به پایان این روند تخریبی امید داشت که دست اندرکاران به اهمیت جنگل در زندگی بشر و سلامت زمین پی برده و آن را در سیاست های راهبردی و سپس مصوبه ها منتقل کند.