حقوق بشر و محیط زیست

تعامل حق بر محیط زیست سالم و حق بر بهداشت

توسط:ENHR یکشنبه 27 ارديبهشت 1394 (0)نظرات :

حقوق همبستگی یا نسل سوم حقوق بشر مستلزم تلاش و همکاری تمام کشورهای دنیاست و از همین روست که نام همبستگی به حق شایسته ترین نام برای این حقوق می باشد. یکی از حقوق مندرج در نسل سوم، حق بر داشتن محیط زیست سالم می باشد. بی شک هرگاه آلودگی و تخریب، زیست محیط را فراگیرد؛ زمینه برای ابتلاء به انواع بیماری و در نتیجه ی آن افزایش مرگ ومیر و کاهش سن امید به زندگی امر مبتلا بهی برای آن کشور و حتی همسایگانش خواهد بود. آلودگی ها گاهی چنان اثرات مخربی به بار می آورند که تا چند نسل بعد هم ساکنان آن منطقه از آن رنج می برند و آثارش را متحمل می شوند. لذا حفظ محیط زیست و نگهداری از آن در مقابل انواع آلاینده ها ارتباط تنگاتنگی با سلامتی و بهداشت ساکنان آن زیست بوم دارد. نگارنده در این مقاله بر آن است تا به ارتباط میان این دو مهم بپردازد.

 

 دانلود مقاله تعامل حق بر محیط زیست سالم و حق بر بهداشت

تأملی بر مبانی فلسفی حق بر محیط زیست سالم

توسط:ENHR شنبه 30 فروردین 1393 (0)نظرات :

مبانی فلسفی حق بر محیط زیست از سه مفهوم ارزش، منفعت و نیاز سرچشمه می‌گیرد. اینکه نیاز انسان به محیط زیست سالم یا منافع جوامع انسانی و یا تنها ارزش‌مداری فرد انسان مبنای حق برخورداری از محیط زیست سالم است دیدگاه‌های متفاوتی را مطرح نموده است. این حق به عنوان یکی از مصادیق نسل سوم حقوق بشر در قالب اسناد بین‌المللی نظیر اعلامیه استکهلم، اعلامیه ریو، طرح میثاق نسل سوم حقوق بشر مورد شناسایی قرار گرفته است. حقی که در آن جامعه از آن جهت که جامعه است و نه اشخاص به طور منفرد، صاحب حق می‌شود. ولی از آنجا که جامعه واقعیتی متافیزیکی است و حقوق بشر بر عللی روان‌شناختی (نظیر خودآگاهی و اراده آزاد) متکی است، در نهایت این افراد هستند که به دلیل عضویت در جامعه و نه به مناسبت فردیتشان، صاحب حق بر محیط زیست سالم تلقی می‌شوند. آثاری از هر سه نظریه فوق را می‌توان در اعلامیه‌های ارزشی زیست محیطی از جمله اعلامیه استکهلم مشاهده نمود. در این نوشتار به بررسی برخی از ابعاد فلسفی این نظریه‌ها پرداخته‌ایم.

دانلود فایل مقاله تأملی بر مبانی فلسفی حق بر محیط زیست سالم

 

تاملی بر توسعه پایدار

توسط:ENHR شنبه 31 ارديبهشت 1390 (0)نظرات :

 

سام خسروی فرد


توسعه پایدار چیست؟ این سوالی است که می توان از کسانی که بی دلیل آن را به کار می برند پرسید و بعد منتظر پاسخ ماند. امروزه توسعه پایدار به دستاویزی بدل شده است تا بسیاری از طرح های ناهمگون با ظرفیت های محیطی، مجوز بگیرند و در این راستا بیشترین آسیب را کارشناسانی بر پیکر محیط وارد می کنند که از قضا از دیگران نام آورتر نیز هستند.با این حال هنوز تعریف جامعی از سوی این نامداران و نام خواهان ارائه نشده است. در حالی که سال ها پیش، زمانی که مجله طبیعت و منابع چاپ می شد، این عبارت به تمامی توسط فرانچسکو دی کاسترو تعریف و تفسیر شد.

او در این مقاله توسعه پایدار را به صندلی دوران رنسانس تشبیه کرد؛ صندلی محکمی که با چهار پایه استوار روی زمین قرار می گیرد. بر اساس نظریه دی کاسترو، هر یک از پایه ها لا زم و ملزوم برقراری توسعه پایدارند و اگر یکی از پایه ها به هر دلیلی نباشد و یا کوتاه تر از بقیه باشد، صندلی از حالت تعادل خارج شده و به سرعت سقوط می کند.

این چهارپایه عبارتند از مسائل اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و محیطی. در این دوران لا زم است به مسائل سیاسی نیز نظری افکنده شود چرا که بدون در نظر داشتن باز ی های سیاسی به ویژه معادلا ت بین المللی نمی توان انتظار داشت توسعه (به ویژه از نوع پایدار آن) محقق شود.

تعاریف متعددی از توسعه پایدار ارائه شده است که بسیاری از آنها را صاحب نظران غیرایرانی به نام خود ثبت و ضبط کرده اند، اما نسخه ایرانی آن را می توان <بهره برداری عقلا یی از منابع> نامید که نخستین بار توسط اسکندر فیروز، پدر محیط زیست ایران در اولین اجلا س زیست محیطی جهان کنفرانس استکهلم ۱۹۷۲۲ ) ارائه شد. بیست سال بعد در اجلا س ریو، این عبارت به توسعه پایدار تغییر کرد و به دلیل وضعیت رو به وخامت جهان مورد پذیرش بسیاری از کشورهای جهان قرار گرفت.

توسعه پایدار دارای تعاریف وسیعی است اما در کوتاه ترین شکل ممکن می توان آن را چنین بیان کرد: <ایجاد تعادل میان توسعه و محیط زیست.>

بدیهی است چنین تعریفی نه کاربردی است و نه واقع گرایانه. پس با صرف نظر از کوتاهی تعریف می توان عبارتی کامل تر ارائه داد: <توسعه پایدار فرآیند تغییری است در استفاده از منابع، هدایت سرمایه گذاری ها و سمت گیری توسعه تکنولوژی به طوری که با نیازهای حال و آینده سازگار باشد.> این تعریف را کمیسیون جهانی محیط زیست و توسعه پایدار در سال ۱۹۹۷ ارائه کرده است.

در تعریفی دیگر آمده است: <توسعه پایدار عبارت است از افزایش کیفیت شهروندان، بدون آنکه منابع طبیعی در اثر فشار بیش از حد نابود شود. توسعه پایدار، ایده جدیدی نیست، بسیاری از فرهنگ ها با آن آشنا بوده و به اجبار باید بین محیط زیست، اقتصاد و اجتماع تعادل و هماهنگی برقرار می کردند. آنچه به تازگی مدنظر قرار گرفته این است که کشورها به توافقی جمعی برای دستیابی به توسعه پایدار حداقل در ظاهر رسیده اند.>

توسعه پایدار را می توان جمع اضداد نام نهاد؛ افزایش رفاه در عین بهره برداری متناسب با ظرفیت های محیطی. با توجه به افزایش روزافزون جمعیت زمین که اینک از مرز ۶ میلیارد و ۸۰۰ میلیون نفرگذشته است (پیش بینی می شود در سال ۲۰۵۰ از مرز ۹میلیارد و ۳۰۰ میلیون نفر نیز بگذرد)، فراهم آوردن امکاناتی که موجب رفاه بیشتر آنان باشد و کیفیت زندگی شان را تعالی بخشد و در عین حال محیط زیست آسیب نبیند، بسیار بعید است.

با این حال نمی توان توسعه پایدار را عبارتی بی معنا دانست. تمامی کشورهای در حال توسعه به دنبال پیشرفت بیشتر هستند و در این راه از هیچ تلا شی فروگذار نخواهند کرد.

از سوی دیگر کشورهای توسعه یافته برای حفظ فاصله خود با سرزمین های موسوم به جنوب نیز از حرکت باز نخواهند ماند. در این میان آنچه قربانی این ماراتن ناتمام می شود محیط زیست و منابع طبیعی خواهد بود.

در خوشبینانه ترین حالت می توان پیش بینی کرد با اعمال موازین توسعه پایدار منابع دیرتر به اتمام برسد و البته امیدوار بود که با پیشرفت تکنولوژی روش های نوینی به دست آید تا با استفاده حداقل از منابع، حداکثر منافع حاصل شود.

به هر حال توسعه پایدار در کشوری نظیر ایران بی معناست. این عبارت نیازمند نگرشی سیستم محور است و نه فردمحور. فرآیندی است که تصمیم گیران را یاری می دهد تا بهترین و عاقلا نه ترین تصمیم را برای حفظ منافع ملی اتخاذ کنند.

نکته مهمی که پیوسته به فراموشی سپرده می شود این است که توسعه پایدار یک نگرش زیست محیطی صرف نیست؛ نظریه ای است که پیش از محیط زیست به اقتصاد و وضعیت زندگی مردم نیز تاکید می ورزد.