یکشنبه 21 ارديبهشت 1393

تقابل جهانی شدن حقوق بشر و نسبیت فرهنگ ها

 

استاد : جناب آقای دکتر حسین شریفی طرازکوهی و جناب آقای دکتر سید قاسم زمانی

گردآورنده : محمد آقایی

 

1- مقدمه

     حقوق بشر معاصر یک نظام هنجاری است، با ادعایی فرامرزی و فرا فرهنگی. گرچه نمی توان در جوهره اندیشه ای و فرهنگی حقوق بشر تردید کرد، اما این مقوله، خود را در تخاصم و تعارض با دیگر فرهنگ ها نمی بیند; جز اینکه    بخش هایی از فرهنگ ها راکه با زبان هنجاری در تعارض با حقوق بنیادین انسان اند، به چالش می کشد. دقیقاً به دلیل همین جوهره اندیشه ای و فرهنگی این گفتمان هنجاری است که مفاهیم، مبانی و البته محتوای ارزشی خاص خود را دارد. البته این هرگز بدان معنا نیست که مفاهیم و مبانی و محتوای ارزشی مزبور، ابداعی کاملاً جدید و بیگانه با تمدن های انسانی باشد. در واقع از آنجا که نظام حقوق بشر معاصر دست آورد عقل جمعی انسان و انعکاس وجدان اخلاقی بشریت است، به طور طبیعی با خمیر مایه های بنیادین تمدن های بزرگ بشریت، نکات مشترک فراوانی به ویژه در بعد هنجاری و ارزشی دارد. به نظر می رسد، تصویر حقوق بشر معاصر به عنوان دستاورد دنیای جدید و کاملاً بیگانه از سنت، نه با واقعیت تاریخ اندیشه ای مطابقت دارد و نه به لحاظ عملی، خدمتی است به این گفتمان انسانی.

حقوق بشر معاصر گفتمانی ریشه دار و در عین حال چند بعدی است که از یک سو شاخه های مختلف فلسفه را درگیر بحث حقوق بشر کرده و از سوی دیگر حقوقدانان را. ارباب مذاهب نیز در این حیطه بی طرفی اختیار نکرده اند. حقوق بشر معاصر در بادی امر، ادعای متواضعانه ای دارد و آن همانا تضمین حداقل حق های انسانی که از عالم اخلاق پای به عالم حقوق گذاشته برای همه انسان ها صرف نظر از رنگ، جنس، مذهب، ملیت، نژاد و دیگر تعلقات عرضی است. اما تأمل عمیق در این ادعا به خوبی نشان می دهد چندان هم ادعای متواضعانه ای نیست، چرا که از یک سو سنت را به چالش می طلبد و از سوی دیگر سیاستمداران را می هراساند. بنابراین، اگر ابعاد آن شناخته نشود،هم می تواند موافقت های شعاری را به دنبال داشته باشد و هم مخالفت های جاهلانه و متعصبانه.

ادامه مطلب

(0)نظرات توسط: GLOBAL
یکشنبه 17 فروردین 1393

برده داری معاصر و حقوق بین الملل

در در این مقاله که به طور مختصر  به بیان ابعاد برده داری و همچنین اقدامات بین المللی که در این رابطه صورت گرفته است، می پردازد. امیداورم که با مطالعه آن بتوانید برداشت کلی در مورد برده دار ی معاصر و اسناد بین المللی موجود در این رابطه داشته باشید. و در صورتی که هر گونه نقضی در ترجمه بود خواهشا آن را درج نماید و همچنین متن اصلی آن را برای کسانی که مایل هستند ارسال خواهم نمود. 

ترجمه: نیما نجارزاده

 

 

(0)نظرات توسط: GLOBAL
یکشنبه 17 فروردین 1393

جهانی شدن حقوق بشر

 

از اواخر قرن بیست و یک کمتر مقوله ای وجود داشته است که به گونه ای با مقوله جهانی شدن ارتباط نداشته باشد. در حوزه اقتصاد و تجارت که همه مباحث به نوعی با فرایند های جهانی شدن مربوط می شود، در حوزه سیاست که از رژیمهای جهانی امنیتی و بسط جهانی حقوق بشر و دموکراسی یا چالشهای جهانی مانند بنیاد گرایی، تروریسم و محیط زیست صحبت می شود و در حوزه فرهنگ که سخن از درهم آمیختگی هویت های محلی و جهانی است و همچنین با گسترش روزافزون فناوری اطلاعات و ارتباطات و نیز بسط جهانی هنر ها و الگو های فرهنگی خاص، درک و فهم پدیده های فرهنگی پیوند عمیقی با جهانی شدن داشته است i.

در مورد جهانی شدن دیدگاهها و نظرات مختلف وجود دارد. خیلی ها جهانی شدن را به معنی فراگیر شدن و جهانی شدن الگو های خاص در عرصه های خاص می داند. مثلا در عرصه سیاسی، دولت-ملت را به عنوان یک الگویی مدیریتی می داند که جهانی می شود. دموکراسی را به عنوان نظام سیاسی می داند که همه گیر می شود، حقوق بشر را به عنوان رژیم حقوقی می داند که امروزه قریب به اکثریت کشورها مشروعیت خود وابسته به رعایت قواعد حقوق بشر می داند. در عرصه اقتصادی جهانی شدن نظام سرمایه داری را مطرح می کند. در عرصه فرهنگی جهانی شدن فرهنگ غرب به طور عام و ایالات متحده آمریکا به طور خاص مطرح می شود.

            ادامه مطلب

(0)نظرات توسط: GLOBAL
چهارشنبه 14 اسفند 1392

ابعاد پدیده جهانی شدن

مقدمه

جهانی شدن تبدیل به بخشی از واژگان روزمره ما شده است. اشارات مربوط به نیروهای جهانی شدن در تجارت, اقتصاد, سیاست, فرهنگ و نیز در متون مختلف علمی و مؤسسات آموزشی در اقصی نقاط جهان رواج یافته است و آثار زیادی در مورد پیامدها و اثرات آن تدوین شده است. جهانی شدن بیشتر مولد پرسش است تا پاسخ. از یک جهت جهانی شدن پدیده‌ای بسیار قدیمی است اما از جهت دیگر پدیده نوینی است. جهانی شدن چیست؟ آیا یک مفهوم است, یک پدیده, یک فرآیند یا هر سه؟ آیا جهانی شدن تداوم همان مدرنیته یا تجدد است یا پدیده‌ای پسا مدرن و کاملاً جدید است؟ و بالاخره آنکه جهانی شدن در کدام مرحله از سیر تحول تاریخی قرار گرفته است, مراحل آغازین, شکوفایی و تثبیت و یا مراحل پایانی؟

به نظر می‌رسد جهانی کاملاً متفاوت از نظام وستفالی در حال شکل‌گیری است. در میان, یا در ذیل همه این تحولات, دگرگونی‌ها و تلاطم‌ها, بخش‌های عمده‌ای از انسان‌ها همچنان همانند گذشته ظاهراً ابدی خود گام‌های ابدی برمی‌دارند. آنها یا جهانی شدن را نمی‌شناسند و یا اینکه صرفاً تحت تأثیر منفی امواج آن قرار گرفته‌اند. اگر تلاش برای عرضه تصویر و تبیین جامع از فرآیند جهانی شدن نیاز و ضرورتی استراتژیک نباشد, دست کم می‌توان گفت که ضرورتی اخلاقی است که از رسالت جامعه‌شناسی برمی‌خیزد. جامعه‌شناسی که همواره و به طور پنهان و آشکار دغدغه‌ای اخلاقی داشته و مدعی جستجوی منابع و راه‌هایی برای پیشبرد و تسریع فرآیندهای بشر بوده, باید به انسان‌ها بیاموزد که در فرآیند تحلیل رفتن نهادهای سنتی امنیت و هویت بخش (به ویژه دولت) و ادغام در شبکه‌های غیر شخصی و سیال قدرت (ثروت و اطلاعات) چگونه ابزارهای جدیدی برای کسب امنیت اجتماعی و سیاسی پیدا کنند و یا حداقل نیاز به چنین ابزارها و تدبیرهایی را توصیه کند, نوشتار حاضر تلاشی است در جهت تبیین و تنویر هر چه بهتر و بیشتر ابعاد مختلف پدیده جهانی شدن. بررسی تأثیرات و پیامدهای جهانی شدن بر مؤلفه‌های مختلف اقتصادی, سیاسی و فرهنگی از اهداف تدوین این مقاله می‌باشد.

ادامه مطلب

(0)نظرات توسط: GLOBAL
ﺳﻪشنبه 13 اسفند 1392

جهانی شدن حقوق بشر

جهانی شدن حقوق بشر: جهانی شدن به معانی مختلفی به کار می رود، اما سه محور اصلی آن ارتباطات (Connection)، جهانی شدن ساختارها (Cosmoplitan) و انتقال کالا (Commodification) می باشد. جهانی شدن عمدتاً در سه عرصه اقتصاد، اطلاعات و فرهنگ به کار می رود. حقوق بشر هم به جهانی شدن در این سه عرصه کمک کرده است و جهانی شدن این سه عرصه نیز بر حقوق بشر تأثیرگذار بوده است. جهانی شدن حقوق بشر یکی از فرعیات جهانی شدن فرهنگ تلقی می شود. حقوق بشر در سه گفتمان نظری، سیاسی و حقوقی به جهانی شدن کمک کرده است. به این صورت که با بسترسازی لازم و ایجاد ظرفیت سیاسی در میان دولت ها، به جهانی شدن در عرصه فرهنگی شتاب داده است. مسأله اصلی تأثیر جهانی شدن فرهنگ بر سرنوشت حقوق بشر است. پیش از بررسی  موانع و فرصت های جهانی شدن حقوق بشر به معنای تام (در سه حوزه هنجارها، بازیگران و مسئولیت) بایستی به این سؤال پرداخت که آیا جهانی شدن برای حقوق بشر مفید است یا مضر؟

ادامه مطلب

(0)نظرات توسط: GLOBAL
دوشنبه 2 مرداد 1391

منشور حقوق زنان قابليت جهاني‌شدن را دارد

مسئول واحد فرهنگي اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل گفت: منشور حقوق و مسووليت‌هاي زنان مي‌تواند به عنوان الگويي كه در بر دارنده مسووليت زنان است معرفي شود و از آنجا كه اين منشور بر گرفته از اسلام است و اسلام ديني فراگير است اين منشور هم قابليت فراگير شدن را دارد.

به گزارش خبرنگار سرويس دانشگاه برنا، زهرا سلطاني امروز شنبه در برنامه «زن ايراني در افق دهه چهارم انقلاب» كه با حضور مدير گروه مطالعات زنان مركز مطالعات و بررسي هاي استراتژيك جنبش دانشجويي مسلمان، مسوول بسيج واحد خواهران دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسي، مسوول واحد فرهنگي اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل، مسوول خواهران واحد فرهنگي اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان و مسوول كميسيون زنان دفتر تحكيم وحدت در شبكه خبر دانشجو برگزار شد، گفت: در بررسي موفقيت و عدم موفقيت يك نظام سياسي توجه به مقوله كارآمدي يك نظام اهميت دارد...

ادامه...

(0)نظرات توسط: GLOBAL
دوشنبه 2 مرداد 1391

جهاني شدن فقر را كاهش مي‌دهد يا افزايش؟برندگان و بازندگان جهاني شدن

تعداد تظاهركنندگان ضد جهاني شدن از سال 1999 كه تقاضاي توقف فرآيند جهاني شدن را داشته‌اند در هر اجلاس بانك جهاني، سازمان تجارت جهاني (WTO) و صندوق بين‌المللي پول (IMF) كاهش مي‌يابد، گرچه آنها مجمع جهاني اقتصاد در داووس را هم به سفرنامه خود اضافه كرده‌اند...

ادامه...

(0)نظرات توسط: GLOBAL
جمعه 22 ارديبهشت 1391

آیا جهانی‌شدن مرده است؟ کامیار صداقت ثمرحسینی - بخش اول

 

برخي از انديشمندان غربي از قبيل فرگوسن Ferguson گري Gray سائول Saul رزنبرگ Rosenberg  از پايان دوران جهاني‌شدن می گویند و البته در مقابل افرادي چون ديويد هلد David Held، آنتوني مك‌گرو Anthony Mc Grew، آنتوني گيدنز Anthony Giddens به نقد این دیدگاه می پردازند. زمانی که از مرگ یا زوال پدیده‌ای سخن می‌رانیم در واقع وجود آن را از پیش پذیرفته‌ایم. اما پیش از پاسخ به این پرسش نیازمند بررسی پرسش دیگري هستيم و آن اینکه آیا آنچه به عنوان جهانی‌سازی در متون دانشگاهی ارائه می‌شود، لزوماً در پی توصیف واقعیتِ جاري‌ است و یا آن‌که صرف‌نظر از واقعيت موجود، در پي ایجاد آن است؟ توجه شود که متون جهاني‌شدن (همانند تلويزيون در تحليل پير بورديو ) تنها ابزاري براي ثبت واقعيت نيستند، بلكه ابزاري براي ايجاد آنند...

ادامه...

(0)نظرات توسط: GLOBAL
شنبه 9 ارديبهشت 1391

حق تعیین سرنوشت در حقوق بین الملل و حکومت جهانی اسلام

امروزه مسلم است که پی ریزی یک حکومت واحد جهانی و برقراری حکومت عدل و داد در کلیه شئون، با توسل به زور و استفاده از قوه قهریه امکان پذیر نیست؛ هرچند هر نوع حکومتی، از قدرت بی نیاز نیست، اما در عین حال، تنها قدرت و قوه اجرایی نیرومند، قادر به محو فساد و گسترش عدل و داد نیست، بلکه جامعه انسانی از نظر عقل، خرد، دانش و بینش، باید به پایه ای برسد که طبعا خواهان برقراری حکومت حق و عدالت و طرد و نابودی ظلم و طغیان گردد و چنین حالتی جز در پرتو تکامل فرهنگ انسانی امکان پذیر نیست....

ادامه

 

(0)نظرات توسط: GLOBAL
جمعه 8 ارديبهشت 1391

جهاني شدن حقوق و جرايم اقتصادي

جرایم اقتصادی نزد مقامات بین‌المللی جایگاه برجسته‌ای را به‌خود اختصاص داده است. در این راستا، مؤسسات بین‌المللی و منطقه‌ای از طریق جرم انگاریهای متعدد، توجه خاصی را به نظم اقتصادی مبذول نموده‌اند. ملاحظه اسناد بین‌المللی نشان می‌دهد جرایم اقتصادی با وصف بین‌المللی رو به افزایش است. اسناد مذکور جرایمی چون پولشویی و فساد را در زمرة جرایم بین‌المللی قرارداده و ازکشورهای مختلف خواسته شده تا با این پدیده‌های شوم مبارزه کنند. راه غلبه بر اعمال مجرمانة مذکور، وجود عزم بین‌المللی است که البته ازطریق الحاق کشور‌های مختلف به عهدنامه‌های مربوط، این امر ممکن خواهد شد. تعامل میان حقوق بین‌الملل و حقوق سیستمهای ملی، در قلمرو جرایم اقتصادی نشان می‌دهد؛کشورها گرایش فعِال ومثبتی به همکاری با سیاست جنایی بین‌المللی دارند. اسناد بین‌المللی مرتبط با جرم پولشویی و کنوانسیون انحصاری مبارزه با فساد تا کنون توسط اکثر کشورها پذیرفته شده و در نتیجه به‌طور رسمی به اسناد مذکور ملحق شده‌اند. در این میان برخی مانند کشور ما صرفاًَ این اسناد را امضا نموده ولی هنوزمرحله الحاق به اتمام

ادامه.....

(0)نظرات توسط: GLOBAL
چهارشنبه 23 فروردین 1391

جهانی شدن فرصت یا تهدید

پیروز غفرانی
 
توسعه ارتباطات اعم از نوع حمل و نقلی آن یعنی امکان جابجایی از یک نقطه به نقطه دیگری از جهان در زمانی بسیار کوتاه و چه در قالب ارتباطات فضای مجازی، یعنی امکان تبادل اطلاعات، دستیابی و دسترسی افراد و نهادها به یکدیگر از طریق اینترنت به صورت همزمان، پارادایم جدیدی را بر زندگی بشریت حاکم کرده که می توان به جرات گفت هیچگاه در تاریخ زندگی انسان چنین سرعتی در تغییرات و تحولات روزمره وجود نداشته است....

ادامه

(0)نظرات توسط: GLOBAL
چهارشنبه 17 اسفند 1390

مهدویت و جهانی شدن

دکتر حسين مسعودني، مريم جليلي

مرجع : کمیته علمی همایش بین المللی دکترین مهدویت

چکيده:
جهاني شدن پديده اي است که از اواخر قرن بيستم به طور عمده مطرح گرديده است. اين مفهوم اشاره به فشردگي و کاهش فاصله مکان و زمان دارد و با کاربرد اصطلاح دهکده ي جهاني از سوي مار شال مک لوهان و نقش امريکا در رهبري جهان توسط برژينسکي از 1970 بعد گسترش يافت. جهاني شدن پروسه اي است که سعي در ادغام، يکپارچه گرايي و همسان سازي دارد و خود به مراحل مختلف تقسيم مي گردد و ابعاد گوناگوني از سياست، اقتصاد و فرهنگ را در برمي گيرد.
....

ادامه
 

(0)نظرات توسط: GLOBAL
چهارشنبه 17 اسفند 1390

جهانی شدن و کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان

بررسی وضعیت زن مسلمان در رابطه با ابعاد مختلف جهانی شدن در زمینه‏های اقتصادی، فرهنگی، حقوقی و... و نقش و موضع‌گیری و مشكلاتی كه در این راستاد دارد و یا با آن موجه است، بسیار ضروری است به زبانی دیگر باید دید وضعیت زن مسلمان كه علاوه بر تعلقات قومی، فرهنگی و سنتی خاص خود از لحاظ دینی، به آیین اسلام وابسته و ارزشها و آموزه‏ها و احكام آن را باور دارد، در رابطه با كنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان كه خود یكی از مظاهر جهانی شدن است و در مقام ملتزم كردن حكومتها به رفع تبعیض علیه زنان و احقاق حقوق آنها و ترویج فرهنگ یكسان نگری از لحاظ ارزشی و حقوقی بین دو جنس نوع بشر یعنی زن و مرد، می‏پردازد چگونه است؟ .....

ادامه

 

 

(0)نظرات توسط: GLOBAL
ﺳﻪشنبه 9 اسفند 1390

حقوق بشر جهانی در حیطه نقد

 

محمدرضا باقرزاده

 

چکیده
مقاله حاضر به این موضوع می‌پردازد که آیا اعلامیه جهانی حقوق بشر به رغم عنوانی که یدک می‌کشد، می‌تواند جهان شمول باشد یا جهان شمول بوده‌است؟ و در مقابل، آیا اسلام توان ارائه حقوق جهان‌شمول را دارا است؟ و اساسا چه چالش‌های عمومی‌ای فراروی جهان شمولی حقوق بشر وجود دارد؟


در پاسخ به این پرسش‌ها باید گفت که با توجه به تکثرات فرهنگی و جهان شناختی، مراد از حقوق بشر جهان شمول، حداقلی از حقوق است که هر انسان از آن جهت که انسان است از آن بهره‌مند می‌باشد و این همان چیزی است که در اسلام وجود دارد و همه انسان‌ها از آن برخوردارند. اعلامیه جهانی فراتر از این نگرش درجهت تعمیم و تحمیل دیدگاه‌های جهان شناختی و معرفت‌شناختی همچون سکولاریسم، دموکراسی لیبرال و آزادی لیبرالیستی و فردگرا گام برمی‌دارد و تکثر را فقط در این چارچوب می‌پذیرد؛ ولی در اسلام تکثر در قالب زندگی مسالمت‌آمیز در پرتو دو عنصر «حقیقت» و «نفی سلطه» مورد پذیرش است. در پرتو اصل حق‌مداری که مبنای عقلانیت است، مفهوم انسان با آن‌چه در اعلامیه مورد پذیرش است، مغایرت دارد؛ زیرا انسان فقط همان موجود دوپا و مستقیم القامه نیست، بلکه هویتی مبتنی بر شعور و ادراک فراحیوانی دارد و بر اساس آن از حقوقی افزون بر حقوق حیوانات برخوردار است. برخورداری انسان از کرامت انسانی مطلوب اسلام است ، در‌حالی‌که اعلامیه جهانی، انسانی را دارای کرامت می‌داند که زندگی و ادراک او در سطح چارپایان بلکه پایین‌تر است؛ به بیان دیگر می‌توان گفت که اعلامیه حقوق بشر برای انسان حقوقی فراتر از آن‌چه اسلام برای حیوانات قایل است، تعریف نکرده و به این سبب شان انسان را از جایگاه رفیع و متمایز انسانی تنزل داده است.
واژگان کلیدی: حقوق بشر ، حقوق بشر دراسلام ، اعلامیه جهانی حقوق بشر، جهان شمولی

ادامه.

(0)نظرات توسط: GLOBAL
ﺳﻪشنبه 9 اسفند 1390

نظريه ها و ابعاد جهاني شدن

نويسنده : ندا مهاجراني

 

نظريه هاي جهاني شدن اغلب درصدد تعريف، مفهوم بندي، توصيف و تبيين اين فرايند در قالب مفاهيم انتزاعي و فرضيه هاي کلي هستند. بنابراين براي دستيابي به تصويري روشن تر و عيني تر از فرايند جهاني شدن بايد به شناخت نمودها و مصداق هاي آن همت گماشت.
1 ) سياسي :
جهاني شدن فرايندي است که در آن فرايندهاي اجتماعي و فواصل زماني و مکاني خود را از دست مي دهند و ماهيت غير مرزي پيدا مي کنند. در واقع مقصود از جهاني شدن سياست اين است که مسائل و مباحثي که قبلا به حوزه داخلي و حيطه حاکميت دولت ها تعلق داشتند ، با گذشت زمان ابعاد جهاني بيشتري پيدا مي کنند. برخي از مسائل مانند مهاجرت، تخريب محيط زيست يا سلاح هاي کشتار جمعي ماهيتا جهاني هستند. برخي ديگر مانند بحران هاي داخلي کشورها به لحاظ فشارهاي متعددي توسط دولت ها، شرکت هاي فرا ملي، سازمان هاي غير دولتي و نظام هاي ارتباطات جهاني به طور خودکار ابعاد جهاني پيدا مي کنند. از منظر سياسي، جهاني شدن تاثيرات شگرفي در فرهنگ و مناسبات سياسي در سطح جهاني از خود بر جاي خواهد گذاشت. ترويج انديشه جهان وطني در سطح روابط بين الملل و اقوام، ارتقاي دموکراسي و رشد فرهنگ سياسي در سطح جهان، تبديل اقتدار سنتي جوامع به قدرت نظام مند و رقابتي، رشد و گسترش حقوق شهروندي، تقويت و رشد آگاهي در قالب جامعه مدني، تحول در بينش هاي سياسي، تغيير شيوه نگرش به حيات سياسي، تبادل اطلاعات، عقايد، افکار و ارزش هاي سياسي در سطح کلان و بين المللي و نهاد مند شدن تکثر و آزادي انتخاب در قالب مدل هاي توسعه سياسي و جامعه مدني، بخش قابل توجهي از تاثيرات جهاني شدن در عرصه سياسي در سطح جهان را به خود اختصاص داده است. در اين بين برجسته ترين نمود سياسي جهاني شدن، سقوط نظام هاي تماميت خواه و اقتدار گراي سياسي، گرايش به دموکراسي و تکثر (پلوراليسم ) سياسي و احترام به حقوق بشر است. ....

ادامه

(0)نظرات توسط: GLOBAL
دوشنبه 1 اسفند 1390

مقاله ای با عنوان روند های سیاسی و فرهنگی در فرآیند جهانی شدن

 

مقاله ای با عنوان روند های سیاسی و فرهنگی در فرآیند جهانی شدن اثر آقای دکتر حسین شفیعی طراز کوهی،دانشیار محترم  گروه حقوق دانشگاه امام حسین(ع) در سایت ذیل ارائه می گردد که شمائی جامع از نقش این دو عنصر در فرآیند جهانی شدن دارد

قابل دسترس در:

http://journals.ut.ac.ir/page/download-OwsT0r__eW4.artdl

 

(0)نظرات توسط: GLOBAL
دوشنبه 1 اسفند 1390

دولت و جهاني شدن حقوق (از حقوق بين الملل تا جهاني شدن حقوق)

. اين مورد همچنين مي تواند بدين شكل هم متجلي گردد كه مقامات دولتي الزام به رعايت اصول مذهب مشخصي را داشته باشند. دومين مثال وضعيت دولتهاي فدرال است. كستره صلاحيت مقامات فدرال مخي تواند متنوع باشد، بدين ترتيب كه اين گستره مي تواند ناشي از اراده تمركز زدايي و يا مبتني بر اراده ايجاد اتحاد باشد. سومين مثال پديده جوامع و اتحاديه هاي دولتها است،كه كليه قاره ها و تمامي قلمروها، بخصوص قلمرو اقتصادي را در بر مي گيرد، كه در اين مثال شاهد انتقالي و تفويض اختياراتي، كه منجر به تحديد حاكميت دولتها مي شوند، تا بحال فقط بطور محددي موفق بوده اند كه اين حتي شامل اتحاديه اروپا به عنوان الگو نيز مي شود. رهبران دولتها،بخصوص در آسيا. و خاورميانه، حاضر به پذيرش اين سازمان ها نيستند و گاهي هم قانون اساسي دولتهايشان آنان را از اين كار منع مي كند. انديشه اي كه بتواند در قالب يك قدرت (حاكميت) فراملي توسعه يابد از سوي اكثريت دولتها رد شده است. براي مثال پذيرش سخت قواعد آمره (Jus Cogens) (از سوي دولتها) اين ادعا را ثابت ميكند. برعكس گرايش به تداوم قاعده تغيير ناپذير حاكميت مطلق دولتها وجود دارد، ضمن آگاهي كامل از اين كه در دنياي جديد حالكيت مطلق فقط اسطوره اي رسمي بيش نيست.....

ادامه

 

(0)نظرات توسط: GLOBAL
پنجشنبه 20 بهمن 1390

Migration, Governance and Human Rights: Contemporary Dilemmas in the Era of Globalization

  

  1. Ryszard Cholewinski and
  2. Patrick Taran*

This article posits that evolution of law and its application in the field of migration are inseparable from the economic and political context in which they exist. This exposé first describes the contemporary dilemmas of the rule of law and human rights as a dialectic with evolving economic and political challenges driven by the dynamics of globalization. It highlights issues of refugee protection, decreasing solidarity with uprooted people, exploitability of migrants in conditions of deregulatory globalization, the impact of the crisis, and questions of economic and social development. The article underlines the applicability of international human rights and labour standards, and briefly reviews the principal international and regional standards that form the basis for a “rights-based approach” necessary to address the challenges posed by migration today. The article then discusses contemporary policy conundrums, including arguments and approaches constraining implementation of legal standards. It concludes by proposing a “ten-point programme of policy and action priorities” for enhancing effective governance of international migration.

 

      

  

      

 More

(0)نظرات توسط: GLOBAL
پنجشنبه 20 بهمن 1390

In Times of Globalization and Human Rights

In the Journal of Human Dignity and Humiliation Studies, Volume 1, Number 1, March 2007,

http://www.humilliationstudies.upeace.org/

Keywords: conflict resolution, dignity, egalization, globalization, human rights, humiliation

Abstract: This article is about humiliation, globalization, human rights, and dignity. The

central question is the following: Could it be the case in a globalizing world in which people are

increasingly exposed to human rights advocacy, that acts of humiliation and feelings of

humiliation emerge as the most significant phenomena to resolve? This paper suggests that this

is the case. It claims that all humans share a common ground, namely a yearning for recognition

and respect that connects them and draws them into relationships. The paper argues that many

of the observable rifts among people may stem from the humiliation that is felt when recognition

and respect are lacking. The article proposes that only if the human desire for respect is

cherished, respected, and nurtured, and if people are attributed equal dignity in this process, can

differences turn into valuable diversities and sources of enrichment—both globally and locally—

instead of sources of disruption.

More...

(0)نظرات توسط: GLOBAL
شنبه 8 بهمن 1390

مقاله ای با عنوان حقوق بشر و جهانی شدن ارائه شده در دانشگاه قاهره

Human Rights And Globalization

By Dr Samir Naim-Ahmed

21 April, 2007
Countercurrents.org


I- Introduction

Would globalization enhance the implementation of human rights as stated in the Universal Declaration of Human Rights ( 1948 ) and the subsequent United Nations agreements , particularly the covenant on civil and political rights ( 1966 ) ,the covenant on economic, social and cultural rights (1966 ) and the declaration on the right to development (1986 ).?

Attempting an answer to this question is not an easy task, mainly because of the different and contradictory connotations of the term globalization.

More

(0)نظرات توسط: GLOBAL
ﺳﻪشنبه 29 آذر 1390

حقوق بشر جهان شمولی،انتقادات و چالش ها

مفهوم حقوق بشر به مسايلي منجردر مي‌گردد كه از يك سو ضروري و عملي و از سوي ديگر نظري و انتزاعي اند. از نظر آن عده‌ طرفداران حقوق بشر، كه بيشتر ضرورت عملي حقوق بشر مهم پنداشته مي‌شود، حقوق بشر را گستره عمل سياسي پژوهش كرده و به آن اتكا مي‌كنند، از اين منظر حقوق بشر رهيافتي است كاركردي، بنابراين تاكيد بر اين صورت مي‌گيرد، كه حكومت قابل كنترل باشد تا از كشتار سياسي، ناپديدن شدن، شكنجه و توقيف‌هاي غير قانوني جلوگيري شود....

 ادامه مطلب

(0)نظرات توسط: GLOBAL
یکشنبه 29 آبان 1390

تقابل جهانی شدن حقوق بشر و نسبیت فرهنگ ها

بسمه تعالی

استاد : جناب آقای دکتر حسین شریفی طرازکوهی و جناب آقای دکتر سید قاسم زمانی

دانشجو : محمد آقایی

 

1- مقدمه

     حقوق بشر معاصر یک نظام هنجاری است، با ادعایی فرامرزی و فرا فرهنگی. گرچه نمی توان در جوهره اندیشه ای و فرهنگی حقوق بشر تردید کرد، اما این مقوله، خود را در تخاصم و تعارض با دیگر فرهنگ ها نمی بیند; جز اینکه    بخش هایی از فرهنگ ها راکه با زبان هنجاری در تعارض با حقوق بنیادین انسان اند، به چالش می کشد. دقیقاً به دلیل همین جوهره اندیشه ای و فرهنگی این گفتمان هنجاری است که مفاهیم، مبانی و البته محتوای ارزشی خاص خود را دارد. البته این هرگز بدان معنا نیست که مفاهیم و مبانی و محتوای ارزشی مزبور، ابداعی کاملاً جدید و بیگانه با تمدن های انسانی باشد. در واقع از آنجا که نظام حقوق بشر معاصر دست آورد عقل جمعی انسان و انعکاس وجدان اخلاقی بشریت است، به طور طبیعی با خمیر مایه های بنیادین تمدن های بزرگ بشریت، نکات مشترک فراوانی به ویژه در بعد هنجاری و ارزشی دارد. به نظر می رسد، تصویر حقوق بشر معاصر به عنوان دستاورد دنیای جدید و کاملاً بیگانه از سنت، نه با واقعیت تاریخ اندیشه ای مطابقت دارد و نه به لحاظ عملی، خدمتی است به این گفتمان انسانی.

ادامه مطلب

(0)نظرات توسط: GLOBAL
یکشنبه 15 آبان 1390

حقوق بشر و جهانی شدن

این ­که «جهانی شدن»[2] یک پدیده است یا یک روند، بین صاحب نظران یک تعریف واحد متفق علیه وجود ندارد. مارتین البرو معتقد است: «جهانی شدن به فرایندهایی که بر اساس آن تمام مردم جهان در یک جامعه واحد و فراگیر جهانی به هم می پیوندند اطلاق می شود.» مانوکاستل می گوید: «جهانی گرایی جامعه ای شبکه ای است که در ادامه ی حرکت سرمایه داری در پهنه ی اقتصاد، جامعه و فرهنگ شکل می گیرد*

ادامه مطلب

(0)نظرات توسط: GLOBAL
یکشنبه 15 آبان 1390

جهاني شدن حقوق بشر

جهاني شدن حقوق بشر: جهاني شدن به معاني مختلفي به كار مي رود، اما سه محور اصلي آن ارتباطات (Connection)، جهاني شدن ساختارها (Cosmoplitan) و انتقال كالا (Commodification) مي باشد. جهاني شدن عمدتاً در سه عرصه اقتصاد، اطلاعات و فرهنگ به كار مي رود. حقوق بشر هم به جهاني شدن در اين سه عرصه كمك كرده است و جهاني شدن اين سه عرصه نيز بر حقوق بشر تأثيرگذار بوده است. جهاني شدن حقوق بشر يكي از فرعيات جهاني شدن فرهنگ تلقي مي شود. حقوق بشر در سه گفتمان نظري، سياسي و حقوقي به جهاني شدن كمك كرده است. به اين صورت كه با بسترسازي لازم و ايجاد ظرفيت سياسي در ميان دولت ها، به جهاني شدن در عرصه فرهنگي شتاب داده است. مسأله اصلي تأثير جهاني شدن فرهنگ بر سرنوشت حقوق بشر است. پيش از بررسي  موانع و فرصت هاي جهاني شدن حقوق بشر به معناي تام (در سه حوزه هنجارها، بازيگران و مسئوليت) بايستي به اين سؤال پرداخت كه آيا جهاني شدن براي حقوق بشر مفيد است يا مضر؟

ادامه مطلب

(0)نظرات توسط: GLOBAL
یکشنبه 15 آبان 1390

جهاني شدن، تفاوت ها و حقوق بشر

 

جهاني شدن، تفاوت ها و حقوق بشر

نويسندگان اعلاميه ي جهاني حقوق بشر - به روايت تاريخ – بر آن بوده اند كه با طرح حداقل هاي از آزادي و برابري براي انسان ها، احترام به تفاوت ها، بستر جنگ و خشونت را بخشكانند و امنيت و صلح را به جوامع انساني در آورند.

اعلاميه ي جهاني حقوق بشر، به حاكميت اكثريت در جوامع دمكراتيك قيد مي زند و با احترام به تفاوت هاي فردي برآن است كه نگذارد تفاوت هاي فرديي، فرهنگي، ديني، زباني، نژادي، منطقه اي، طبقه اي و حتي جنسي به نابرابري هاي حقوقي منتهي گردد.

دكتر اكبر .ك

 

 

۱) در عرصه ي سياسي و در وضعيت طبيعي، طبعيي است كه هر كسي تمايل دارد اراده ي خويش را بر ديگران تحميل كند. بر اين اساس در دنياي كهن هر كس از قدرت، جسارت، هوشياري و حمايت بيشتري برخوردار بود مي توانست بر ديگران بشورد و با زور بر آنان تسلط يافته و اراده ي خود را تحميل كند. و اين چنين مي گذشت تا قدرتي فراتر، جسارتي افزون تر، هوشياري بيشتر و حمايت و اتحادي ديگر شكل مي گرفت و اراده ي خود را بر ديگران مسلط مي كرد. از اين رو دنياي كهن، دنيايي بود سراسر جنگ و خشونت و جامعه ي طبيعي، جامعه اي بود بدون قانون و قرارداد. به مرور زمان اشكالي از قايده و قانون بر و در عرصه ي سياست حاكم شد و به اين ترتيب از حجم جنگ و خشونت كاسته شد و به وزن توافق و وفاق افزوده شد. تبار شناسي منازعات سياسي آدميان، طيفي را نشان مي دهد كه از قدرت هرچه بيشتر شروع شده و به اقتدار هر چه بيشتر منتهي مي گردد. اين دريافت و مكاشفه در كتاب قرارداد اجتماعي رسو تبلور پيدا مي كند و بدين ترتيب قرارداد اجتماعي، فرمول نهادينه كردن اقتدار به جاي قدرت مي شود و جامعه ي سياسي متولد مي شود.

به نظر مي رسد كارآمدترين قرارداد اجتماعي شناخته شده براي حل و فصل بهينه ي منازعات سياسي در قلمروهاي اجتماعي، اقتصادي، سياسي، فرهنگي، ديني و زباني حاضر، دمكراسي يا مردم سالاري باشد، چرا كه هر قرارداد غير دمكراتيك، به هر حال بخشي از مردم را - براي هميشه و به صورت انعطاف ناپذير و غير قابل نقد - از فرصت رقابت مسالمت آميز براي كسب قدرت و نيز از امكان مشاركت در شكل گيري سياست هاي حاكميت محروم مي گرداند و اين خود دليلي روشن و كافي است براي گريز از قرارداد و قرباني شدن صلح. روشن است دمكراسي در اين مفهوم نمي تواند و نبايد در حاكميت اكثريت خلاصه شود. دمكراسي به قول پير هاسنر مفهومي سه ضلعي است و حاكميت اكثريت يكي - تنها يكي- از اضلاع آن است و حتي مهمترين ضلع دمكراسي هم نمي باشد. حقوق اقليت و سازو كارهاي قانوني رعايت آن، جان مايه ي دمكراسي است. دمكراسي بدون حقوق بشر يك دروغ بزرگ است و نوزاد حقوق بشر نيز بدون دمكراسي خواهد مرد. از اين منظر، دمكراسي و جامعه ي مدني همزاد يكديگرند، استقرار دمكراسي به شكل گيري، گسترش و نهادينه شدن جامعه ي مدني مي انجامد و استحكام جامعه ي مدني به تحكيم و پايايي دمكراسي.

انفجار اطلاعات، گسترش خيره كننده و شگرف ارتباطات و پا نهادن آدمي به دهكده ي جهاني و در عصر اطلاعات و ارتباطات به درهم ريختن همه ي قلمروهاي اجتماعي، اقتصادي، سياسي، فرهنگي، ديني و زباني منتهي خواهد شد و با اين ترتيب آدمي در هزاره ي سوم به جامعه ي الكترونيك يا جامعه ي مجازي پاي خواهد نهاد. دمكراسي و حقوق بشر هم شرط درآمدن به چنين جوامعي هستند و هم راه آن.

۲) براي هر سازه و سيستمي دو نوع پوشش قابل تعريف است.

الف) پوشش حفاظتي: اين پوشش با ميزان و سطح سازوكارهاي حفاظتي كه سازه ( هويت ارگانيسم، در عالي ترين فرم ممكن) را از فرو پاشيدن و اضمحلال در امان مي دارد، تعريف مي گردد. پوشش حفاظتي يك سازه باي حراست از هويت آن سازه لازم و ضروري است.

ب) پوشش ارتباطي: اين پوشش ميزان و سطح سازوكارهاي ارتباطي سازه را با محيط - كه به سيستم امكان مي دهد با درك به موقع تغييرات و آداپته شدن با آن ها به بقاي خود ادامه دهد - تعيين و تعريف مي كند.

براي مثال اگر جدار يك سلول كه عمده ترين پوشش حفاظتي آن است، از بين برود، يا آن چنان رقيق بگردد كه كه تغييرات محيطي به سرعت به داخل سلول منتقل شود(پوشش ارتباطي حداكثري)، در عمل باعث خواهد شد سلول از بين برود. به صورت وارونه چنانچه پوشش حفاظتي آن چنان نفوذ ناپذير وسخت بگردد(پوشش ارتباطي حداقلي) كه سلول نتواند تغييرات محيطي را به موقع درك و پاسخ گويد، در عمل با بقاي سلول ناسازگار خواهد بود و سلول از بين خواهد رفت.

آنچه بايد مورد توجه قرار گيرد آن است كه نمي توان براي يك دستگاه هم پوشش حفاظتي صد در صد و هم پوشش ارتباطي صد در صد در نظر گرفت، چرا كه افزايش هركدام به كاهش ديگري منتهي مي گردد. بنا برين نرخ و سرعت توسعه ي (رشد و نمو) يك سازه در هر شرايط در گرو كفايت و بضاعت آن سيستم براي باز تعريف نسبت مناسب پوشش هاي حفاظتي و ارتباطي خود در لحظه است.

در اين آتمسفر، مفهوم هويت، در قالب گفتمان هاي متنوعي چون بومي گرايي، نسبيت فرهنگي، تنوع فرهنگي، تهاجم فرهنگي، جهاني شدن، وسترنيزيزاسيون، مدرنيزيزاسيون، غرب گرايي، غرب زدگي، سنت، دين و ... مورد بازانديشي و واكاوي قرار گرفته و به گونه اي تعريف و مطرح مي گردد. فارغ از موضع گيري هاي ما در اين گفت و گو ها، روشن است مهندسي بهينه ي هويت - فارغ از جار و جنجال هاي سياسي كه همواره رياكارانه و معطوف به اغراض سياسي دنبال مي گرددند- درگرو بازتعريف خلاقانه ي نسبت مناسب پوشش هاي حفاظتي و ارتباطي است.

در تعريف هويت و باز تعريف نسبت پوشش هاي ارتباطي و حفاظتي، طيفي از جريان هاي فكري و سنت هاي سياسي قابل رديابي و مطالعه اند. طيفي كه از يك طرف به تراژدي دگماتيسم، تعصب و مقابله با هرگونه تغيير به بهانه ي حفظ سنت و هويت منتهي مي شود(حاكميت نقد قياسي) و از طرف ديگر به امپريزم، تجربه گرايي خام، پوزيتيويسم و كمدي تكرار. اين گروه به بهانه ي پيشرفت به نفي تاريخ، شلختگي هويتي و نديده گرفتن تجربيات گذشته دست مي زنند(حاكميت نقد استقرايي).

در اين چالش و در ميانه هاي طيف مذكور، سنت هاي محافظه كار معمولن در پي هرچه بيشتر رقيق كردن پوشش هاي ارتباطي و غليظ كردن هر چه بيشتر پوشش هاي حفاظتي اند. اين جريان ها با بزرگ و عمده كردن گذشته و تكريم سنت، در پي طرح و استقرار نوعي گفتمان گذشته گرا و قياسي اند. در اين چهارچوب محافظه كاران به هر گونه نوع آوري، خلاقيت، اقتباس، پيشرفت و ... با شك و ترديد نگاه مي كنند و همواره مخاطبين خود را با دلايل گوناگون و گاهي بي ربط به پرهيز از دست آورد هاي جديد فرامي خوانند. رديابي مخالفت ابتدايي جريان هاي سنتي و مذهبي – سنتي جامعه ايران، در يك صد سال اخير، با دستاوردهاي مدرن بسيار درس آموز و استخوان سوز است.

رسيدن به نسبت مناسبي از پوشش هاي حفاظتي و ارتباطي، به زبان شناخت شناسانه در گرو و پي آمد حاكميت نقد تركيبي(قياسي – استقرايي) بر عقل سيال جمعي است، اما به زبان جامعه شناسانه توفيق در اين امر منوط به تمايز گروهاي اجتماعي، رشد طبقات، ارگانيزه شدن جامعه و حضور رسانه هاي گروهي آزاد است كه از طريق نهادينه كردن بازخوردهاي مناسب اجتماعي امكان نظارت و تفتيش در مراكز تعيين كننده ي راهبردهاي ارتباطي – حفاظتي را فراهم مي آورد. پايي در سنت داشتن و چشم با آينده دوختن شرط عبور از اين وادي پر خطر و بلاخيز است. دمكراسي و حقوق بشر هم شرط رسيدن به چنين چشم اندازي است و هم راه آن.

۳) اعلاميه ي جهاني حقوق بشر يك قراداد و توافق نام گرايانه است، بر اين معنا اعلاميه ي جهاني حقوق بشر برشي است از طيف گسترده اي از گفتمان هاي مربوط به حقوق اساسي انسان ها. نويسندگان اعلاميه ي جهاني حقوق بشر - به روايت تاريخ – بر آن بوده اند كه با طرح حداقل هاي از آزادي و برابري براي انسان ها، احترام به تفاوت ها، بستر جنگ و خشونت را بخشكانند و امنيت و صلح را به جوامع انساني در آورند. اعلاميه ي جهاني حقوق بشر، نوعي توافق دمكراتيك نيز مي باشد، از اين رو مشابه هر قرارداد دمكراتيك ديگر، مي تواند و بايد موقتي، انعطاف پذير و قابل نقد باشد. در اين عرصه، براي پرهيز از برخي از پادانديشه ها و پادانگيزه ها لازم به چند نكته توجه داشته باشيم.

الف- نگراني در مورد اعلاميه ي جهاني حقوق بشر - به عنوان يك سند بين المللي – و گاهي مخالفت با آن، يا برخي از بندهاي آن در واقع به مخالفت با برخي تفسيرهاي برآمده از اعلاميه ي جهاني حقوق بشر قابل تاويل و تقليل است.

ب- بسياري از نگراني هايي كه در مورد اعلاميه ي جهاني حقوق بشر وجود دارد، در واقع نگراني نسبت به نحوه ي اجرا و سازو كارهاي اجرايي اعلاميه مي باشد.

ج- اعلاميه ي جهاني حقوق بشر در پيوند با دمكراسي است كه مي تواند شكوه جوهرينش را به نمايش بگذارد، از اين رو بسياري از نا هنجاري ها كه به اعلاميه ي جهاني حقوق بشر نسبت داده مي شود، در واقع بيان فقدان دمكراسي است و نه كمبود هاي احتمالي در اعلاميه ي جهاني حقوق بشر. پرواز آدمي در گرو دو بال است، حقوق بشر و دمكراسي.

د- اعلاميه ي جهاني حقوق بشر در پي تبيين حداقل حقوق شهروندان است و نه حق و حقوق اكثريت مردم، يا دولت ها. به عبارت ديگر اعلاميه ي جهاني حقوق بشر در عرصه هاي ملي، محلي و منطقه اي با احترام به تفاوت هاي فردي، گروهي، قومي، محلي، نژادي، ديني، فرهنگي، زباني و حتي جنسي در صدد محافظت از اين تفاوت هاست. اعلاميه ي جهاني حقوق بشر با تظمين حقوق اقليت بر آن است كه نگذارد اين تفاوت ها به واسطه ي فشار اكثريت به تفاوت ها و نابرابري هاي حقوقي تاويل و تبديل گردد. از اين رو تنها دولت ها و گروه هاي مي توانند در مورد اين حقوق اظهار نظر كنند، كه برآمده از جوامع دمكراتيك باشند و متعهد به ملاك هاي دمكراتيك. طبيعي است اكثريت غير دمكراتيك و دولت هاي غيردمكراتيك مخالف و معارض حقوق بشر هستند، چرا كه اين اعلاميه در پي قيد زدن به پاي آن هاست. اكثريت تا آنجا مي تواند انتظار داشته باشند سليقه اش حاكم باشد، كه امكان تبديل شدن اقليت ها را به اكثريت از ميان بر ندارد و دولت ها، زماني مي توانند از معيارهاي خود سخن بگوييند كه امكان گفت و گو، چون و چرا، مخالفت و انتخاب را از شهروندان خود – به ويژه شهروندان مخالف - دريغ نكرده باشند. نقد اعلاميه ي جهاني حقوق بشر از سوي كساني كه منتخب جوامع دمكراتيك نيستند. در واقع نوعي فرار به جلوست.

ه- سياست پيشگان جوامع غير دمكراتيك و برخي از نخبگان (گاهي در خدمت آن ها) جوامع در حال توسعه، نوعي دو دوزه بازي عريان را همواره در رفتار و ادعاهاي خود در ارتباط با مفاهيمي چون حقوق بشر به نمايش گذاشته اند كه سخت مضحك و افشاگرانه مي باشد. آن ها در حالي در عرصه هاي جهاني براي شانه خالي كردن از زير بار رعايت حقوق اقليت ها به بومي گرايي، نسبيت فرهنگي، احترام به تفاوت ها، حفظ هويت، رعايت حقوق اقليت، برابري دولت ها، آزادي ملت ها، دمكراسي بين المللي و ... دامن مي زنند و براي فرار به جلو به آن ها آويزان مي شوند، در عرصه هاي داخلي با هرگونه شعار آزادي خواهي، دمكراسي طلبي، هويت جويي، حفظ زبان و فرهنگ مادري، بومي گرايي، كثرت گرايي، حقوق اقليت به بهانه ي تجزيه طلبي، جدايي طلبي، استقلال خواهي و ... برخورد كرده و چنين جريان هايي را سركوب مي كنند.

دشمنان آزادي و برابري در برابر جامعه ي جهاني و اعلاميه ي جهاني حقوق بشر به گونه اي وانمود مي كنند كه آنها ما (ديگري) را برسميت نمي شناسند و در صدد حذف ما هستند، در حالي كه در جامعه ي خود به هيچ روي ديگري را به رسميت نمي شناسند، حقوقش را رعايت نمي كنند، حاضر به شنيدن صدايش نيستند و حتي گاهي به حق حيات او دستبرد مي زنند.

۴) حا لا مي توان پرسيد، هويت چيست؟ و چه نسبتي با اعلاميه ي جهاني حقوق بشر دارد؟ يا بايد داشته باشد؟

به زبان انگاره ي تعادلات سه جزيي(تمام پديده ها از سه پاره ي جرم، انرژي و اطلاعات تشكيل شده اند)، هويت هر پديده اي به مجموعه ي اطلاعا سازنده ي آن پديده باز مي گردد. در اين انگاره، اطلاعات، در واقع نوع چينش و تركيب ماده و انرژي است، در اين معنا، هويت يك پديده، در واقع در چگونگي چينش جرم و انرژي آن پديده خلاصه مي شود. همچنين به زبان انگاره ي تعادلات سه جزيي، پديده ي جامعه، مركب از سه پاره ي اقتصاد، سياست و فرهنگ است. فرهنگ هر جامعه ، كه در واقع هويت آن جامعه را مي سازد، به چينش اقتصاد و سياست در آن جامعه باز مي گردد. اين تحليل به تسامح قابل قبول است، چراكه بر آن چند ايراد عمده وارد است:

الف- فرهنگ مفهومي انتزاعي و برساخته ي ذهن آدمي است، از اين رو مفهوم هويت جمعي در واقع مفهومي ذهني و آماري است. در واقع بر اين قلمرو در مورد هر صفتي (هر چينشي از اطلاعات) كه بتوان هويت جمعي را بر اساس آن تعريف كرد، همواره توزيع آماري نرمال (منحني نرمال) ساري و جاري است. اگر اين تحليل درست باشد، وقتي ما از هويت جمعي صحبت مي كنيم، در واقع از چينش خاصي از جرم و انرژي - در افراد مختلف - صحبت مي كنيم كه در اكثريت افراد جامعه ي مورد نظر ديده مي شود. هويت جمعي اشاره به برش پلاتو در منحني زنگوله شكل توزيع نرمال است و روشن است كه در گفتمان هويت جمعي دو طرف منحني توزيع نرمال كه به اقليت ها اشاره دارد، هيچگاه به حساب نمي آيد.

ب- فرهنگ و به تبع آن هويت جمعي، فارق از مشكل فوق در چمبره ي زبان نيز گرفتار است، يعني حتي اگر در مورد يك صفت مشخص كه فرهنگ و به تبع آن هويت جمعي يك جامعه را تعريف مي كند، از اقليت ها بگذريم و به پذيريم كه وجود آن ويژگي در اكثريت افراد جامعه هويت آن جامعه را شكل مي دهد، بازهم مشكل حل نمي شود، چراكه در اين حالت آن چه در اكثريت مشترك است در واقع يك اشتراك لفظي و زباني است و نه واقعي. به عبارت ديگر، هويت جمعي تنها در دل يك زبان، يا متا زبان معنا و مفهوم پيدا مي كند. وقتي تور زبان - به زبان انگاره هاي جديد زبان شناسي - پاره مي شود، ديگر مفهومي چون هويت جمعي بي معنا، بي اعتبار و غير قابل درك مي گردد.

۵) خلاصه گفتار فوق عبارت بود از:

الف- اعلاميه ي جهاني حقوق بشر، يك قرار داد بين المللي نام گرايانه است.

ب- اعلاميه ي جهاني حقوق بشر، حقوق اقليت ها را تعيين و تظمين مي كند، از اين رو براي در آمدن به جامعه ي مدني شرط لازم است.

ج- اعلاميه ي جهاني حقوق بشر، حداقل برابري و آزادي را براي انسان ها مطرح مي كند.

د- اعلاميه ي جهاني حقوق بشر، همزاد دمكراسي است.

ه- اعلاميه جهاني حقوق بشر، ركن ركين مثلث طلايي دمكراسي است.

و- اعلاميه ي جهاني حقوق بشر، به حاكميت اكثريت در جوامع دمكراتيك قيد مي زند و با احترام به تفاوت هاي فردي برآن است كه نگذارد تفاوت هاي فرديي، فرهنگي، ديني، زباني، نژادي، منطقه اي، طبقه اي و حتي جنسي به نابرابري هاي حقوقي منتهي گردد.

ز- هويت جمعي، مفهومي انتزاعي، زباني و آماري است كه به فراواني هويت هاي فردي كه مفهومي واقعي است در اكثريت يك جامعه باز مي گردد. اعلاميه ي جهاني حقوق بشر در عرصه هاي ملي، محلي و منطقه اي با احترام به تفاوت هاي فردي، گروهي، قومي، محلي، نژادي، ديني، فرهنگي، زباني و حتي جنسي در صدد محافظت از اين تفاوت هاست. اعلاميه ي جهاني حقوق بشر با تظمين حقوق اقليت بر آن است كه نگذارد اين تفاوت ها به واسطه ي فشار اكثريت به تفاوت ها و نابرابري هاي حقوقي تاويل و تبديل گردد.

از اين رو حاكميت اعلاميه جهاني حقوق بشر در عرصه ي بين الملل در كنار دمكراسي بين المللي به آن معنا خواهد بود كه حقوق بشر بايد به هويت جمعي جهاني قيد زده و از فروپاشي و انغراض غيرمسالمت آميز هويت هاي ملي و منطقه اي (اقليت ها) جلو گيري كند.

و نيز حاكميت اعلاميه ي جهاني حقوق بشر در عرصه هاي ملي در كنار دمكراسي هاي ملي به آن معنا خواهد بود كه حقوق بشر بايد به هويت هاي جمعي ملي قيد زده و از فرو پاشي و انغراض غير مسالمت آميز هويت هاي محلي (اقليت ها) جلو گيري كند.

۶) پاي نهادن انسان به ماه، در آمدن آدمي به هزاره ي سوم، انفجار اطلاعات و گسترش شگرف ارتباطات، جهاني شدن، ظهور نهادها و قرارداد هاي بين المللي، تكميل فرآيند ارگانيزه شدن جامعه جهاني، و تولد جامعه ي مدني جهاني و بلاخره مينياتوريزه شدن جهان، عبور از جوامع مدني و در نورديدن تمام قلمروهاي ژئوپلتيك و تولد جوامع مجازي همه و همه نشان از تولد انسان و جهاني تازه دارد. در اين دنياي نو البته همچنان رقابت و تنازع بقا (به زبان داروين) باقي است و قراردادي چون اعلاميه ي جهاني حقوق بشر به مثابه گفتماني موقت، انعطاف پذير و قابل نقد، در كنار گسترش و نهادينه شدن دمكراسي بين المللي، تنها قوانين جديد بازي را تعيين و هر چه بيشتر انساني مي كنند.

(0)نظرات توسط: GLOBAL
جمعه 6 آبان 1390

جهاني شدن ، حقوق بشر وگفتگوي تمدن ها

بسياري ازاين تغييرات با مباني واصول حقوق بشر پذيرفته شده درحقوق بين المللي موجود درتعارض قراردارد. دراين مقاله سعي شده است نقاط تعارضي كه دراين روند بانفي حقوق بشر دردول جنوب حاصل خواهد شد ويا تقويت بعضي از جنبه هاي حقوق بشر دردول جنوب وشمال مورد بحث ، تجزيه وتحليل قرارگرفته وبررسي گردد. سپس موضوع گفتگوي تمدن ها مورد بحث قرارگرفته كه آيا مي تواند به عنوان يك راه حل عملي موفق آثار منفي احتمالي حقوق بشر ناشي از جهاني شدن را كاهش دهد ويا آثار مثبت احتمالي جهاني شدن را بر
حقوق بشر شمال وجنوب برابر ويكسان نمايد؟
واژگان كليدي:
گفتگوي تمدن ها ، جهاني شدن ، حقوق بشر، شمال وجنوب.
 

ادامه مطلب

(0)نظرات توسط: GLOBAL
جمعه 6 آبان 1390

آيا اعلاميه جهانى حقوق بشر، جهان شمول است؟

 

نويسنده: سيد ابراهيم - حسينى

 منبع: ماه نامه - پرسمان - 1383 - شماره 22، تير

 - 1 جهان شمولى حقوق بشر به چه معناست؟ مؤلفه‏هاى لازم آن كدامند؟

 - 2آيا اعلاميه جهانى حقوق بشر، جهان شمول است؟ چرا؟

 - 3آيا حقوق بشر اسلامى جهان شمول است؟ چرا؟

 - 4راز جهان شمول بودن حقوق بشر اسلامى چيست؟ دليل آن كدام است؟ آيا اين عوامل قابل تعميم به اعلاميه جهانى حقوق بشر است يا نه؟

 

ادامه مطلب

(0)نظرات توسط: GLOBAL
جمعه 6 آبان 1390

جهاني شدن، توسعه و حقوق بشر

 

موضوع جهاني شدن، توسعه و حقوق بشر در گفتار دبيرکل سازمان ملل، آقاي کوفي عنان به خوبي بيان شده است. از نظر وي، «ترکيب توسعه نيافتگي، جهاني شدن و تحولات سريع آن چالش هاي ويژه تري را بر حقوق بشر بين المللي وارد ساخته است. اما دنبال کردن مباحث توسعه، مشارکت در جهاني شدن و مديريت تغييرات همگي بايد انگيزه هايي در خدمت حقوق بشر باشند.»

          ادامه مطلب

(0)نظرات توسط: GLOBAL