شنبه 20 دی 1393

برشور آموزشی جلسه چهارم خانواده از منظر حقوق و روانشناسی

دوران نامزدی از منظر روانشناسی

دوران نامزدی:

دوران نامزدی یکی از بهترین فرصت های آشنایی دختر و پسر است که معمولا خوشایند خانوادها بخصوص خانواده دختر نیست. دلیلی که خانواده ها ذکر میکنند بیشتر مربوط به رسمی نبودن این دوران. نداشتن وجه قانونی و حقوقی. ترس از سوء استفاده جنسی. ترس از به هم خوردن ازدواج و ترس از انجام خطا و اشتباه است که در نتیجه این عوامل خانواده ها و گاهی دختر و پسر می خواهند به هر قیمتی که شده سریعتر ازدواج کنند و در واقع خود را به دست سرنوشت پسپارند. متاسفانه این موضوع در فرهنگ ما رایج است. چنانکه متوجه شدید یکی از مهمترین خصوصیات این دوران رسمی و شرعی نبودن این دوران است که سبب ترس خانواده ها می شود برای اینکه این مشکل تا حدودی برطرف شود می توان برای پسر و دختر صیغه محرمیت جاری کرد. این نوع صیغه مدت محدودی دارد و با جاری شدن آن خانواده ها هم می توانند نظارت کافی بر دروان نامزدی داشته باشند.

لازم به یادآوری است که حدقل دوران نامزدی باید بین 6-3 ماه باشد.

مهمترین مزیت این دوران این است که به دلیل نبودن سند رسمی در صورتی که پسر و دختر و یا خانواده ها به توافق نرسیده باشند می توانند به راحتی از یکدیگر جدا شوند.

 

 

تفاوت نامزدی با عقد:

 بر خلاف نامزدی عقد یک مرحله قانونی و شرعی و اجتماعی است که پسر و دختر رسما زن و شوهر اعلام می شوند. به همین دلیل پسر و دختر و خانواده ها در مقابل همدیگر  متعهد به پایبندی اصول و قوانین ازدواج هستند. در این دوران حتی می تواند رابطه جنسی هم وجود داشته باشد هرچند رابطه کامل جنسی به هیچ عنوان توصیه نمی شود. متاسفانه بیشتر مردم دوران عقد و نامزدی را یکی می دانند. چنانچه در این دوران سازگاری بین پسر و دختر و یا خانواده ها وجود نداشته باشد سخت تر از دوران نامزدی می توان جدا شد که دلایل آن عبارت انداز: خرج و مخارجی که دو خانواده متحمل شده اند. احساس سرخوردگی و انگ خوردن پسر یا دختر.  کمتر شدن اعتبار خانواده ها (بخصوص در برخی از فرهنگ ها) و  نحوه پرداخت مهریه که چنانچه پسر و دختر قصد طلاق داشته باشند و رابطه کامل جنسی داشته اند پسر باید کل مهریه را پرداخت کند و در صورتی که رابطه کامل نداشته اند نصف مهریه پرداخت می شود.

در دوره نامزدی قرار است متوجه شوید که آیا تصمیم اولیه و انتخابتان می تواند شما را به آینده ای آرام هدایت کند یا اینکه باید راه را عوض کنید و به گزینه دیگری برای ازدواج فکر کنید.

خیلی ها به عنوان شادترین روزهای آشنایی می شناسندش و برای بعضی ها هم پرتنش ترین روزهای آشنایی است. دوران نامزدی آنقدر حساس و پیچیده است، که اگر تنها کمی به ریزه کاری هایش بی توجه باشید، به دردسرساز ترین روزهای زندگی تان تبدیل می شود. اما نگران نباشید! کافی است باید های این دوران را بشناسید و به خط قرمزهایش احترام بگذارید تا نه تنها از آن به سلامت عبور کنید، بلکه یک دنیا تجربه و شناخت را هم از این دوران به زندگی مشترک خود ببرید.

 

خط قرمزهای رابطه در دوران نامزدی

ü      زن و شوهر نشوید.

ü      حد و مرز تماس فیزیکی را نگه دارید.

ü      خودتان را پنهان نکنید.

ü      جیبتان را یکی نکنید.

ü      با دوستانش صمیمی تر از او نشوید.

ü      به جایش تصمیم نگیرید.

ü      او را تغییر ندهید.

دوران نامزدی از منظر نظام حقوقی ایران

 

مفهوم نامزدي

در قانون مدني تعريفي از نامزدي نشده ولي مسلماً نامزدي به مرحله اي قبل از ازدواج اطلاق مي‌گردد كه بدان دوران نامزدي مي‏گويند. در اصطلاح عرف، نامزدي به موردي گفته می شود كه از طرف مردي نسبت به زني خواستگاري شود كه بعداً با او ازدواج نمايد.

 

نکاح

توافق اراده یک زن و یک مرد برای زناشویی و زندگی مشترک و دایمی

 

شروط ضمن عقد ازدواج

 تعهداتی است که در حین ازدواج با توافق زن و شوهر وارد مفاد قرارداد ازدواج آن‌ها می‌شود. این شروط را می‌توان در سند رسمی ازدواج ذکر کرده و با امضای دو طرف رسمیت داد. این شروط در قانون ذکر نشده‌اند و به انتخاب طرفین چه در هنگام ازدواج و چه پس از آن انتخاب می‌شوند.:

لازم است مردها بدانند اگر پای چنین شرطی در عقدنامه را امضا می‌کنند حق طلاق را در صورت تحقق این دوازده شرط به همسرشان داده‌اند:

البته درج این شرط در عقدنامه به این معنی نیست که دیگر مرد نمی‌تواند همسرش را طلاق دهد. در واقع مرد در شروط ضمن عقد فقط به صورت وکالتی این حق را به همسرش می‌دهد و زن هم به عنوان وکیل در طلاق این را می‌داند که این حق یا شرط ضمن عقد به معنای انتقال کامل و مطلق حق از سوی شوهرش نیست و مرد هم می‌تواند بنا بر شرایطی از این حق استفاده کند.

 

ü      خودداری شوهر از دادن نفقه زن به مدت 6 ماه به هر عنوان حتی با توسل به اجبار.

ü      سوءرفتار یا سوءمعاشرت زوج به حدی که ادامه زندگی را برای زوجه غیرقابل تحمل کند.

ü      ابتلای زوج به بیماری‌های خطرناک و درمان‌نشدنی به نحوی که دوام زندگی زناشویی را برای زوجه به خطر بیندازد.

ü      جنون زوج در مواردی که فسخ نکاح شرعا ممکن نباشد.

ü      بی‌توجهی به رای دادگاه در مورد منع اشتغال زوج به شغلی که طبق نظر دادگاه منافی با مصالح خانوادگی و حیثیت زوجه باشد.

ü      محکومیت شوهر به حکم قطعی به مجازات 5 سال حبس یا بیشتر یا به جزای نقدی که بر اثر ناتوانی در پرداخت منجر به 5 سال بازداشت شود یا به حبس و جزای نقدی منتهی به 5 سال بازداشت یا بیشتر شود و حکم مجازات در حال اجرا باشد،

ü      ابتلای زوج به هر گونه اعتیاد مضر که به تشخیص دادگاه به زندگی خانوادگی خلل وارد کند.

ü      زوج زندگی خانوادگی را بدون عذر موجه ترک کند یا 6 ماه متوالی بدون عذر موجه از نظر دادگاه غیبت کند.

ü      محکومیت قطعی زوج در ارتکاب به جرم و اجرای هرگونه مجازات اعم از حد و تعزیر که آبروی زوجه را به خطر بیندازد.

ü      باردار نشدن زوجه از زوج بعد از 5 سال به علت عقیم بودن یا عوارض جسمی دیگر.

ü      مفقودالاثر شدن زوج و مراجعه نکردن به دادگاه 6 ماه بعد از مراجعه زوجه به دادگاه

ü       ازدواج مجدد زوج بدون رضایت زوجه یا اجرا نکردن عدالت بین همسران به تشخیص دادگاه.

 

تقریبا بیشتر حقوقدان‌ها و مشاوران خانواده بر این نکته اتفاق نظر دارند که داشتن شروط ضمن عقد از داشتن مهریه‌های سنگین بهتر است چون شروط ضمن عقد تلاشی است برای برابر شدن حقوق زن و مرد اما مهریه پولی است که زیاد هم نسبت به وصول آن نمی‌توان امیدوار بود. برای همین زوج‌ها قبل از جاری شدن صیغه عقد می‌توانند توافق کنند تا حقوقی چون حق تحصیل، اشتغال، حق انتخاب محل سکونت یا شرط تضمین پرداخت مهریه از سوی یک یا 2 نفر از اعضای خانواده یا آشنایان زوج را در عقدنامه درج کنند.

 

 
تهیه و تنظیم برشور : مشاور روانشناسی : ساناز چراغی ، وکیل دادگستری : فرزاد توکلیان
(0)نظرات توسط: IHRC2
دوشنبه 1 مهر 1392

مطلبی کوتاه درباره ی مفهوم صلح

مفهوم صلح

صلح از قدیمی ترین آرمان های بشری است وبه دلیل اینکه از هر ارزش دیگری در معرض تهدید ومخاطره بوده است همواره تلاش انسانها چه به لحاظ تئوریکی وچه به لحاظ عملی وراه حل های مقطعی نمایانگر گوشه ای از فعالیت های انسانها برای رسیدن به صلح بوده است .

اولین ومهمترین هدف در روابط بین المللی حفظ و برقراری صلح بوده است .در حال حاضر علیرغم اینکه جنگی بین کشورها وجود ندارد ولی ممکن است روابط صلح آمیزی بین کشوها وجود نداشته باشد واین به معنای این است که معنای صلح در روابط بین الملل دچار تغییر وتحول شده است .

واژه صلح به تنهایی در معنای لغوی به معنای آشتی ،دوستی وسازش و.... به کار می رود .

در فرهنگ سیاسی صلح به معنای حالت آرامش در روابط عادی با کشورهای دیگر وفقدان جنگ ونیز  فقدان نظام تهدید است.همزیستی مسالمت آمیز در روابط میان کشورها با نظام های مختلف به معنای رعایت اصول حق حاکمیت ،برابری حقوق ،مصونیت ،تمامیت ارضی هر کشور کوچک یا بزرگ ،عدم مداخله در امر داخلی سایر کشورها وفیصله دادن به مسائل بین المللی است.

از نظر روابط  بین الملل مقصود از صلح ،احتراز از اختلاف وبرخورد شدید با سایر کشورها است به عبارت دیگر صلح ثبات نسبی نظامی وفقدان اختلاف وبی نظمی در سیستم امنیت بین الملل است.

از نظر حقوق بین الملل صلح با یک سند تعهد آور ملتزم کننده کشورها ورعایت یک سلسله  ترتیبات در روابط بین الملل حاصل می شود .

صلح وامنيت بين المللي اصطلاحي است كه امروزه در ادبيات روابط بين الملل به كار مي رود ومنظور از آن آرامش وثبات در نظام جهاني است ،به گونه اي كه هيچ يك از قدرت ها و واحدهاي سياسي پا از محدوده خود فراتر نگذاشته وبه قلمرو يكديگر تجاوز نكنند بلكه آن را محترم بشمارند وهمه دولتها در حفظ صلح وامنيت بين المللي بكوشند واز هيچ طريقي آنرا مورد تهديد قرار ندهند .

با توجه به شرايط حاكم بر روابط بين الملل دو نكته را در مورد مفهوم صلح وامنيت جهاني بايد مد نظر قرار داد .

اول اينكه صلح وامنيت بين المللي به معناي واقعي اش الزاماٌ با حفظ وضع موجود تامين نمي شود چرا كه امكان دارد قوانين وساختارهاي حقوقي نظام حاكم بر روابط بين الملل ماهيت ظالمانه وتبعيض آميز داشته باشد .در حاليكه صلح از مفاهيمي است كه با عدالت ومساوات عجين است ،لذا پايداري آن بدون عدالت ممكن نيست .

دوم آنكه در گذشته صلح وامنيت از مفاهيمي بود كه صرفاٌ در حوزه نظامي واحياناٌ سياسي كاربرد داشت اما امروزه بخصوص اصطلاح امنيت در ابعاد وسيع سياسي ،فرهنگي ،اقتصادي ،تكنولوژيكي وجز آن معني دارد .اگر چه برخوردهاي نظامي واصطكاكهاي سياسي همچنان مهمترين تهديده كننده صلح وامنيت محسوب مي شوند اما در هم تنيدگي وتداخل قلمروهاي مزبور به عنوان يكي از پيامدهاي پديده "جهاني شدن " موجب شده است كه بحران وناامني در يكي از حوزه ها به ديگر قلمروها تسري يابد بنابراين بحران اقتصادي وفرهنگي مي تواند به بحران سياسي واحياناٌ نظامي منجر شود .

 

(0)نظرات توسط: IHRC2
دوشنبه 28 اسفند 1391

مطلبی از کمیته زنان درباره ی نکاح

 

نکاح آثار مثبت وم منفی ای دارد که به ترتیب آثار نکاح نکات منفی آن نیز قید می گردد:

با توجه به مواد 1041 و 1043 و 1044 به سن ازدواج مقرر قانونی و اجازه یا اذن ولی اشاره شده که نکات مثبت و منفی آن به صورت ذیل است:

نکات مثبت :

نکاح زیر 13 سال برای دختران نافذ و قانونی نیست و اجازه دادستان یا حاکم برای تنفیذ آن شرط است  و ملاک برای ازدواج قابلیت جسمی و قدرت جسمانی با توجه و نظر دادگاه برای افراد زیر 13 ال دختر و پسر 15 ساله می باشد، در ضمن در قانون سال 1310 ولی قانونی که نسبت به زیر 13 سال و عدم استعداد جسمانی  اقدام می کردند دارای حبس تادیبی و جزای نقدی بودند .ه در قانون جدید و تصحیحات آن حذف گردید.

نکات منفی:

اجازه ولی لازم است ولی می توان با اثبات عدم عقلانی بودن آن نزد قاضی دادگاه اجازه ازدواج را گرفت در ضمن اثرات منفی ازدواج های زیر 13 سال یا کلا زیر 15 سال برای دختر و پسر شامل موارد ذیل می باشد هرچند قانونی باشد: باروری های زودرس،طلاق و عدم تفاهم در سنین 18 و بالتر با فرزندان معصوم  دیگر که دطبق آما این گونه ازدواج ها در مناطق محروم کشور با رشد بالا بوده که 700 عدد آن شناخته شده است.

اثر اول: مهریه

فلسفه مهریه:

صدق از بابت نحله ،منع زن از معامله و تجارت به هر دلیل، نوعی جبران محرومیت ها و محدودیت های مالی زن ،نقصان سهم الارث زوجه در ارث ،وسیله کنترل تمایلات و برهم نزدن زناشویی

اثرات مثبت: مهریه در حکم یک چیز معین اعم از حق،عین و منفعت است که با توجه به فلسفه مهریه اثرات مثبت آن است و که زن مالک آن می شود پس از عقد و طرفین نقش پر رنگی در انتخاب مقدار آن دارند هر چند که در صورت عدم تعیین آن مهرالمثل تعیین می شود و زن حق حبس مهریه دارد تا زمانی که تمکین خاص نکرده

از جهت دیگر نیز طبق تورم و قیمت روز قابل مطالبه است و زنان می توانند با رجوع به دادگاه حکم محکومیت مرد و طلاق را به صورت احتیاطی بگیرند و حتی محکوم علیه را بازداشت نمایند.

اثرات منفی: متاسفانه در مهریه طبق لایحه اصلاح حقوق خانواده مهریه مرز بندی شده و از مهریه های بالاتر از وضع اقتصادی نامتناسب و غیر متعارف مالیات تصاعدی دریافت می شود  هرچند که در روند های طولانی مدت طلاق زنان مجبور می شوند مهریه خود را بخشیده یا کم نمایند که از تکالیف قانونی آنها نیست و بخشنامه رئیس قوه ی قضاییه راه فرار از پرداخت مهریه را باز گذاشته و فرد دیگر بازداشت یا محکومیت نمی شود و تنها تقسیط می شود.

پیشنهادت: ازدواج با آگاهی و بینش و و تعیین مهریه بر پایه توانایی مرد در حین ازدواج که امکان ضمانت در پرداخت مهریه از سوی شخص ثالث وجود دارد.

اثر دوم:

اجرت المثل

اجرت المثل ریشه تاریخی ندارد و بعد از انقلاب و قانون سال 70 وضع شده است.

اثرات مثبت:

اجرت المثل طبق قانون 1130 و 1119 و 1029 و 1146 در موارد خاص قابل مطالبه است کارهایی که شرعا و قانونا بر عهده زن نیست و شوهر دستور بدهد و زن نیز قد تبرع نداشته باشد که مصوبه مجمع تشخیص مصلحت صحه گذاشته است همچنین زن تمکن مالی نداشته و نیاز مند شوهر باشد و تقاضای طلاق از سوی مرد باشد و زن می تواند اجرت المثل را تا صدور گواهی عدم امکان سازش در خواست کند هرچند که در طلاق و فوت قانون مسکوت است و در اجرای صیغخ طلاق و ثبت در دفتر باید حقوق شرعی و و قانونی زوج تادیه گردد که شامل مهریه،نفقه و جهیزیه می شود.

نکات منفی:

همچنان که به زن این حق داده شده ولی بار اثبات عدم تخلف زن  با اقرار زوجخ است که اینجا دست زن بسته می شوئد و زن در بعضی موارد با مشکلات اثبات ثروت مرد روبرو است.و مباحثی که طبق قانون مطرح شده است

اثر سوم: نحله

نحله نوعی پرداخت مهریه است با توجه به سوره بقره آیه 241 که در آن توجه به وضعیت مالی شوهر شرط است

اثرات منفی: نحله در دوران زوجیت قابل مطالبه نیست و پس از صدور گواهی عدم امکان سازش قابل اجراست و زن متقاضی آن باید رفتار صحیح خود را ثابت نماید و حتی با ارتدادو قبل از نزدیکی مهر المسمی و مهریه به ط.ور کامل به زن تعلق می گیرد.و حکم آن قطعی است.

اثر چهارم:

نفقه

اثرات مثبت:

نفقه در عقد دایم مطرح است و شامل تمام نیازهای زوجه حتی درمان و دارو او را نیز در بر می گیرد و عرف و عادت منطقه نیز سهم موثری دارد که در مورد مطالبه آن حال بودن شرط است و شمولش متغیر و غیر ثابت است جز در نفقه زوجه توسط اقارب که شرایطی است: زوجه در عده وفات نباشد و شوهر دوم اختیار نکرده باشد .

همچنین ضمانت اجرای مستنکف آن حقوقی: امکان رجوع به دادگاه و تعیین توسط کارشناس و برداشت از اموال فرد متخلف حتی شخص ثالت را نیز در بر دارد و حتی به حاکم می توان برای طلاق رجوع کرد و اجبار فرد را برای طلاق خواست(مواد 1025 و 1129)  و کیفری آن فرد به شلاق محکوم می گردد همچنین حبس بر طبق ماده 642 ق.م.ا

اثرات منفی:

در مورد گذشت از فرد متخلف قاضی مخیر بین تخفیف  یا صرفنظر کرد از تعقیب مخیر است و در جهت مطالبه آن موارد لازم است زن تمکین خاص و عام کرده باشد که اثبات آن نیز گاهی با سختی است و برای آن پرداخت هزینه دادرسی یا ابهام و نقض قوانین به صورت فعلی آن نیز مشکلاتی را فراهم می سازد و طبق ماد ه ی 7 لایحه هر فردی که حضانت طفل دارد حق اقامه ی دعوا و مطالبه ی نفقه بر محجور را دارد و نظر کارشناس از مراکز مشاوره و خانواده باید تهیه شود. اگرچه که مشکلات اقتصادی و ضعف بعضی زنان خود مشکل ساز است و باعث تضییع حقوق آنان می گردد.

اثر پنجم:

حضانت و نگهداری از طفل

نکات مثبت:

در تربیت طفل براساس مواد 1104  و مواد دیگر زوجین در تربیت طفل تشریک مساعی داشته و رعایت مکصلحت طفل شر مهم در تربیت او است و حضانت تا 7 سالگی در صورت جدایی با پدر یا ولی قهری است.و در ماده 1170 و 1173 به عدم صلاحیت حضانت کافر بر مسلمان اشاره شده و همچنین در صورت انحطاط اخلاقی پدر یا مادر باید افراد مطلع به پلیس خبر داده تا دادگاه حضانت را از آنها بگیرد و در صورت عدم غبطه طفل توسط ولی قهری با تقاضای اقارب وی یا به درخواست ریئس حوزه ی قضایی می توان آنها را رد صلاحیت کرد

نکات مفی:

در بحث حضانت از فرزندان توجه بیشتر به پدر و جد پدری است و به مادر کم توجهی شده است بالعکس کشورهای دیگر که به زنان توجه نموده و حتی در دوران بارداری و زایمان برای زنان  و مردان مرخصی قائل شده و به زنان توجه کمتری شده است و همچنین متاسفانه در بسیاری موارد خود خانواده ها باعث بی اطلاعی مقامات مسئول از رفتار  ناخوشایند خود شده و این نیز یکی از معایب است.

نکات دیگر:

نکات مثبت : لعان که در قانون به آن اشاره شده ولی عملا دیگر کاربردی ندارد که یکی از فواید گکذر زمان است که عملا این رسوم کاربرد خود را از دست داده است.

نکات منفی:

در مواد 1059 و 1060: به عدم امکان ازدواج زن مسلمان با کافر اشاره شده که نقض حقوق بشر است و علت آن عدم غبطه و مصلحت نسبت به زنان بوده است ولی از جهت مقابل ازدواج مرد مسلمان با کافران کتابی است که حتی از نظر خمینی ازدواج مرد مسلمان با زرتشتیان باطل است و امکان ازدواج مجدد طبق لایحه حمایت از خانواده است که اختیار همسر دایم بعدی با اجازه دادگاه پس از احراز توانایی مالی مرد و تعهد بر اجرای عدالت امکان پذیر است.

 

(0)نظرات توسط: IHRC2
شنبه 11 آذر 1391

مطلبی درباره ی حکمرانی مطلوب

http://www.4shared.com/file/QZMEZHfV/_____.html

ya

[URL=http://www.4shared.com/file/QZMEZHfV/_____.html]اثرات جهانی شدن بر حکمرانی مطلوب.pptx[/URL]

 

http://www.4shared.com/office/TIdZ5LQW/6965.html

[URL=http://www.4shared.com/office/TIdZ5LQW/6965.html][IMG]http://dc584.4shared.com/img/TIdZ5LQW/0.7826682892225125/6965.pdf[/IMG][/URL]

(0)نظرات توسط: IHRC2
جمعه 26 آبان 1391

مطلبی درباره ی مدارا گرایی جهت آموزش

http://www.4shared.com/file/qiKoRbLV/_1_online.html

ya
<a href="http://www.4shared.com/file/qiKoRbLV/_1_online.html" target=_blank>مدارا 1.ppsx</a>
(0)نظرات توسط: IHRC2
یکشنبه 15 مرداد 1391

حقوق بشر اسلامی و کرامت انسانی

معرفی روز حقوق بشر اسلامی و کرامت انسانی

سازمان كنفرانس اسلامي در سال 1369 شمسي اعلاميه اسلامي حقوق بشر را در سطح دولت‌هاي اسلامي به تصويب رساند و متعاقب آن، در سال 1387 بنابه پيشنهاد جمهوري اسلامي ايران، سالروز تصويب اعلاميه اسلامي حقوق بشر، يعني 5 اوت هر سال (14 مرداد) را به عنوان روز "حقوق بشر اسلامي و كرامت انساني" تصويب كرد...برای مشاهده خبر کلیک کنید.

(0)نظرات توسط: IHRC2
دوشنبه 21 شهریور 1390

به مناسبت روز بین المللی مبارزه با خودکشی

از سال 2003، سازمان بهداشت جهانی (WHO) و انجمن بین المللی پیش گیری از خودکشی (IASP)، روز 10 سپتامبر، مصادف با 19 شهریور ماه را به عنوان روز جهانی مبارزه با خودکشی نامگذاری کرده اند.

سازمان بهداشت جهاني تخمين زده است در هر سال حدود يک ميليون انسان خودکشي مي کنند. آمار خودکشي در جهان 16 نفر به ازاي هر صد نفر است و به طور متوسط در هر 40 ثانيه يک نفر خودکشي مي کند. اين سازمان همچنين پيش بيني مي کند در سال 2020 اين تعداد به 5/1 ميليون نفر در سال برسند به همين دليل و به خاطر افزايش آمار خودکشي در سال هاي اخير، از سال 2003 از طرف WHO (سازمان بهداشت جهاني) و IASP (انجمن بين المللي پيشگيري از خودکشي) روز 10 سپتامبر مصادف با 19 شهريور را به عنوان روز جهاني پيشگيري از خودکشي نامگذاري کرده اند این روز یک الزام و فرصت جهانی برای جلوگیری از خودکشی است.

روز جهانی منع خودکشی سال 2011

پیش گیری از خودکشی در جوامع چند فرهنگی

تقریبا روزانه 3000 نفر دست به خودکشی می زنند، از هر سه هزار نفر 20 مورد آن منجر به پایان زندگی فرد می شود. خودکشی یک اقدام تعمدی برای کشتن خویشتن است . دلایل خطرناکی برای خودکشی شامل اختلالات ذهنی(مانند افسردگی، اختلالات شخصیتی، اعتیاد به الکل یا اسکیزوفرنیا) و بعضی بیماریهای فیزیکی مانند اختلالات عصبی، سرطان و بیماری ایدز. راهکارهای مفیدی برای جلوگیری از خودکشی وجود دارد.

موسسه منع خودکشی بین المللی یکی از بانیان همراه سازمان جهانی بهداشت است که در کنار دیگر بانیان برای جلوگیری از اقدام به خودکشی تلاش می کنند و به دنبال روشهایی برای درمان افرادی است که دست به خودکشی می زنند. آقای برایان ماریشا رئیس انجمن  بین المللی پیشگری از خودکشی (IASP ) امسال در کنفرانس مطبوعاتی که به مناسبت روز جهانی خودکشی برگزار گردید اظهار داشت: " ما در جهانی زندگی میکنیم که مملو از جنگ ،حملات تروریستی و قتل  است. بیشتر از آنکه افراد در جنگ کشته شوند متاسفانه به دست یکدیگر در گوشه و کنار دنیا به قتل می رسند اما کسی کوچکترین توجهی به خودکشی و تلاش برای جلوگیری از آن نمی کند.

متاسفاته 60 درصد از خودکشی ها در آسیا رخ میدهد، که در حدود 40 درصد آن در چین ؛هند و ژاپن  اتفاق می افتد . در شوروی سابق مانند لیتوانی ، استوانی، بلاروس و فدراسیون شوروی این آمار رو به  افزایش است.آمار ها برای آفریقا قابل دسترس نیست . به عنوان مثال در آسیا تنش های خانوادگی یک دلیل بسیار رایج محسوب میگردد حال آنکه در کشور های غربی 90 درصد از خودکشی ها به افسردگی است .

10 سپتامبر روز جهانی  جلوگیری از خودکشی فرصتی است برای تمام بخش های جامعه ( سازمان های عمومی تحقیقاتی ، هرمی ، کلنیک ها ،سیاستمداران ،داوطلبان ، افراد داغدیده از خودکشی و دیگر گروه ها ی علاقه مند ) تا  توجه عمومی را به سمت هزینه های زیاد برای جلوگیری از خودکشی و پررنگ کردن روش های موثر مبارزه با خودکشی جلب کند.

امسال هدف اصلی افزایش آگاهی در کشور های چند فرهنگی است . در کشور های بسیاری گروه های اقلیت مختلفی وجود دارد. در اکثر کشور ها تنوع نژادی و گروه های مذهبی که در یک جامعه مشترک زندگی می کنند، بسیار است. جوامع چند فرهنگی که حساسیت فرهنگی در آن بسیار است، به تلاش بسیاری برای جلوگیری از خودکشی نیاز دارد.

مشکل اساسی این است که فرهنگ به عنوان یک امر خصوصی محسوب میگردد که تفاوت ها را باعث می شود. هنگامی که تفاوت فرهنگی افزایش می یابد خودکشی و عوامل خطرناک نیز افرایش خواهد یافت.دلایل دیگر خودکشی عبارت است از بیکاری ، فقر ،افسردگی و تبعیض نژادی.

«به گفته يكي از مقامات سازمان پزشكي قانوني در سه ماهه اول سال‌جاري در مقايسه با سه ماهه سال گذشته تعداد موارد خودكشي ثبت‌شده در اين سازمان 10درصد افزايش داشته است. همين منبع اعلام كرده به طور متوسط هر روز 10 نفر در كشور اقدام به خودكشي مي‌كنند. وي خاطرنشان مي‌كند: موارد خودكشي در كشور رقمي است بالاتر از آنچه در پزشكي قانوني ثبت و ضبط مي‌شود. پزشكي قانوني تنها مواردي از خودكشي را ثبت مي‌كند كه منجر به تشكيل پرونده قضايي مي‌شود، اين موارد اغلب خودكشي موفق يا منجر به مرگ هستند. بنابراين آمار خودكشي پزشكي قانوني شامل همه موارد اقدام به خودكشي نمي‌شود زيرا بخش قابل توجهي از موارد اصلا جنبه قضايي پيدا نمي‌كند و خانواده‌ها نيز ترجيح مي‌دهند در اين موارد بدون سروصدا فرد اقدام‌كننده به خودكشي تحت درمان قرار گيرد و تحت نظر پزشك متخصص درمان شود.
متاسفانه آمار خودكشي به سرعت افزايش يافته و در حالي‌كه با توجه به نرخ خودكشي در كشور، ما در رديف كشورهاي با آمار پايين خودكشي بوديم اكنون در گروه كشورهاي با نرخ متوسط خودكشي قرار گرفته‌ايم. ميزان اقدام به خودكشي از 3/1 در هر صدهزار نفر جمعيت در سال 1363 به شش در هر صد هزار نفر در سال 1383 و سپس طي سال‌هاي 1384، 1385، 1386 به ترتيب به 8/5، 65/5 و 6/5 در صدهزار نفر جمعيت رسيد. به علاوه در برخي شهرهاي كشور ميزان خودكشي سال‌هاست از مرز هشدار گذشته و تا سرحد جوامع با نرخ بالاي خودكشي رسيده است. در سال‌هاي اخير بيشترين ميزان افزايش تعداد خودكشي در جمعيت 25 تا 34سال گزارش شده است. مقايسه نرخ خودكشي ايران با ديگر كشورهاي منطقه نشان مي‌دهد ايران بالاترين نرخ خودكشي در منطقه را دارد.

اگرچه حلق‌آويز كردن شايع‌ترين روش به كار برده شده توسط مردان براي خودكشي است اما در زنان روش خودسوزي شايع‌تر گزارش شده است. بر اساس آمار منتشر شده از سوي مركز پزشكي قانوني تهران نيز روش‌هاي شايع در مردان به ترتيب، دارآويختگي، دارو و سموم و اسلحه گرم و در زنان دارو و سموم و خودسوزي بوده است. خودسوزي يكي از روش‌هاي كمتر شايع در كشورهاي پيشرفته است كه در كشورهاي در حال توسعه‌اي نظير ايران از روش‌هاي شايع محسوب مي‌شود. نتايج يك تحقيق نشان مي‌دهد 27درصد از كل خودكشي‌ها در ايران از طريق خودسوزي انجام شده كه 71درصد از آنها را زنان تشكيل مي‌دهند. نتايج برخي از تحقيقات ديگر نيز اين موضوع را تاييد كرده و نشان مي‌دهند كه خودسوزي، روش مرسوم‌تر خودكشي در زنان به ويژه در استان‌هاي ايلام، كرمانشاه و لرستان است. همچنين خودسوزي در مناطق روستايي، استان‌هاي مرزنشين، استان‌هاي جنگ‌زده و مناطق كردنشين شيوع بيشتري داشته است.

موارد خودكشي در ايران در آستانه بحران قرار دارد، به علاوه در برخي مناطق از مرزهاي بحراني نيز گذشته است. اگرچه عوامل كلان اقتصادي اجتماعي سهم بسزايي در بروز و شيوع خودكشي دارند كه به سادگي امكان اصلاح و كنترل آنها وجود ندارد، اما مي‌توان با تدوين و اجراي برخي برنامه‌هاي سلامت روان از شدت آلام و رنج‌ها كاست و جامعه را براي مواجهه با زندگي سخت و دشوار آماده‌تر كرد.»[1]

 

 

(1)نظرات توسط: IHRC2
دوشنبه 7 شهریور 1390

به مناسبت روز ملی مبارزه با تروریسم

اگر جان را خدا دادست

                             چرا باید تو بستانی

تروریسم چیست؟

مرحوم دهخدا، در توضیح کلمه ترور چنین آورده است: «واژه ترور، از فرانسه گرفته شده، و به معنای قتل سیاسی به وسیله اسلحه بوده و در فارسی رواج پیدا کرده است. این کلمه در فرانسه به معنای وحشت و خوف هم آمده است. تروریست به شخصی اطلاق می شود که با اسلحه مرتکب قتل سیاسی شود. داریوش آشوری د رکتاب دانشنامه سیاسی ترور و ترورگری را چنین تعریف می کند: « ترور و ترورگری در لغت ، در زبا فرانسه، به معنای هراس و هراس افکنی است، و در سیاست به کارهای خشونت آمیز و غیرقانونی حکومتها برای سرکوبی مخالفان خود و ترساندن آنها ترور می گویند و نیز کردار گروههای مبارزی که برای رسیدن به هدفهای سیاسی خود دست به کارهای خشونت آمیز و هراس انگیز می زنند ، ترور نامیده می شود. ترورگری روش حکومتهایی است که با بازداشت و شکنجه و اعدام و انواع آزارهای غیرقانونی ، از راه پلیس سیاسی مخفی، مخالفان خود را سرکوب می کنند و می هراسانند، و یا روش  دسته های راست یا چپی است که برای برافکندن یا هراساندن دولت به آدمکشی و آدم دزدی و خرابکاری دست می زنند. »

تروریسم در قانون اساسی جمهوری اسلامی

در قوانین جزایی جمهوری اسلامی ایران، تروریسم به عنوان یک جرم مستقل تعریف نشده است. یکی از صاحب نظران، تروریسم را این گونه تعریف کرده است:

تروریسم، نام جرم خاصی نیست، ولی به هر نوع رفتار فردی یا گروهی اطلاق می شود که هدف آن، ایجاد اخلال مهم و جدی در نظم عمومی، با ایجاد ترس و وحشت برای نیل به درخواست های سیاسی، مالی، ملی و مذهبی، آزادی و غیره، یا ایجاد ناامنی و ترس در مردم است.

مفهوم تروریسم از لحاظ حقوق بین الملل :

براساس قطعنامه ای که در سال 1937 از سوی جامعه ملل تهیه شد و البته شکل عملی به خود نگرفت:             « تمامی اقدامات جنایی که یک دولت را هدف قرار داده باشد و هدف آن ایجاد رعب و وحشت در اشخاص یا گروهی از افراد یا عامه مردم باشد، تروریسم نامیده می شود.»

پس از تاسیس سازمان ملل، بجای ارائه یک تعریف جامع و مانع از تروریسم ، روش موردی متناسب با زمان و مکان و اشکال مختلف تروریسم در پیش گرفته شد که فهرست کنوانسیونهای مربوطه بطور خلاصه و به ترتیب تاریخ عبارتند از:

ـ کنوانسیون توکیو 1963 که هرگونه اقدامی را که امنیت هواپیما و مسافران را به مخاطره اندازد جرم تلقی کرده و از دولتها می خواهد تا مرتکبان این اعمال را تعقیب و مجازات نمایند.

ـ کنوانسیون لاهه 1970 که از دولتها می خواهد تا هواپیماربایان را مسترد و یا محاکمه و یا شدیدا مجازات نمایند.

ـ کنوانسیون مونترال 1971 که از دولتها می خواهد تا کسانی را که امنیت هواپیماهای غیرنظامی را به مخاطره می اندازند، شدیدا مجازات و یا مسترد نمایند.

 ـ کنوانسیون نیویورک 1979 در خصوص منع گروگانگیری

کنوانسیون وین 1980 در مورد حفاظت فیزیکی از مواد هسته ای هنگام حمل و نقل

ـ کنوانسیون مونترال 1988 در خصوص اقدامات تروریستی در فرودگاههای بین المللی غیرنظامی

ـ کنوانسیون رم 1988 در خصوص جلوگیری از اعمال غیرقانونی علیه امنیت کشتی رانی

کنوانسیون نیویورک 1997 در خصوص منع بمبگذاری تروریستی

کنوانسیون بین المللی نیویورک ، پذیرفته شده به وسیله مجمع عمومی در خصوص اشخاص متهم به تأمین مالی فعالیتهای تروریستی

علاوه بر موارد مذکور مجمع عمومی در قطع نامه شماره 60/49 مورخ نهم دسامبر 1994 مقرر می دارد:

(اقدامات جنایی که با هدف برانگیختن رعب و وحشت در میان مردم ، گروهی از افراد و یا افراد خاص و با اهداف سیاسی انجام شده باشد، تروریسم تلقی شده و تحت هر شرایطی و با هر انگیزه سیاسی، فلسفی، ایدئولوژیکی ، نژادی، قومی و مذهبی که باشد غیرقابل توجیه است.)

 جامع ترین تعریفی که از تروریسم به عمل آمده تعریف مندرج در اساسنامه دیوان کیفری بین المللی است که به علت مخالفت بعضی از دولتها از نسخه نهایی حذف شده است براساس این تعریف جرم تروریسم عبارت است از:

1.ارتکاب ، سازماندهی ، حمایت ، دستور، تسهیل، تامین مالی، تشویق یا تحمیل اقدامات خشونت آمیز علیه دولت دیگر که اشخاص یا املاک را با هدف ایجاد وحشت ، ترس یا احساس ناامنی در اذهان عمومی ، گروههایی از افراد یا عامه مردم و جمعیت ، با هر ملاحظه سیاسی، فلسفی ایدئولوژیکی ، نژادی ، قومی ، مذهبی یا از این قبیل هدف قرار دهند.

2. اقداماتی که براساس کنوانسیونهای زیر جرم شناخته شده است : کوانسیون منع اقدامات غیرقانونی علیه امنیت هوانوردی، کنوانسیون پیشگیری و مجازات جرائم علیه اشخاص مورد حمایت بین المللی ، کنوانسیون منع تعقیب غیرقانونی هواپیما، کنوانسیون مخالفت با گروگانگیری، کنوانسیون منع اقدامات غیرقانونی علیه امنیت دریانوردی و کنوانسیون منع اقدامات غیرقانونی علیه تأسیسات مستقر در فلات قاره .

3. جرمی که در برگیرنده استفاده از سلاح گرم ، تسلیحات مواد منفجره، و مواد خطرناکی باشد که وقتی به عنوان وسیله برای انجام خشونت استفاده شود موجب مرگ یا جراحت بدنی افراد یا گروهی از افراد یا خسارت جدی بر املاک شود.

این تعاریف می تواند مبنای یک کنوانسیون جامع علیه تروریسم قرار گیرد.

 

منابع :

داریوش آشوری،  دانشنامه سیاسی ، تهران، مروارید ،1373

کمیته ملی حقوق بشردوستانه، آشنایی با حقوق بشردوستانه بین المللی

 

(0)نظرات توسط: IHRC2