مبانی نظری حقوق بشر

فلسفه حقوق بشر

 خلاصه کتاب

فلسفه حقوق بشر

Santa Clara Law Review

جلد 33 ، شماره 3 ، مقاله 8 ، 1993

در مطالعات حقوقی مبانی فلسفی چندان لحاظ نمی شود   با این حال ، بسیاری از تصمیمات عملی در عرصه حقوق بشر بر مبنای مبانی فلسفی  شکل می گیرد .

در این کتاب  به این سوال که  چرا بشریت به حقوق بشر نیاز دارد؟ پرداخته شده است.

 همچنین محتوای حقوق بشر و مقاله ای  بسیار جالب از هنری شو در خصوص مبانی حقوق بشر  لحاظ شده است.

 رجوع کنید به :

 

دوشنبه 24 تير 1392

فلسفه عبداللهی نعیم در اسلام و حقوق بشر

فلسفه عبداللهی نعیم در اسلام و حقوق بشر

نویسنده : Mashood A. Baderin  ،2010

دانشکده مطالعات شرقی و آفریقایی

رابطه بین اسلام و حقوق بشر جنبه مهمی از مباحث  حقوق بشر بین الملل معاصر را شکل می دهد.

رویداد های کنونی بین المللی و افزایش نقش عمومی اسلام در کشور های مدرن مسلمان این مسئله را  مهم نموده است.

بسیاری از مباحث حقوق بشر در سراسر جهان مسائل مربوط به اسلام و حقوق بشر را پوشش می دهد.

پروفسور احمد نعیم یکی از دانشمندان برجسته در خصوص این موضوع است.

 در این جا به طور جامع اندیشه های وی در طی سال های گذشته مطرح شده است.

رجوع کنید به :

 

دوشنبه 24 تير 1392

یونسکو ،فلسفه و حقوق بشر

یونسکو ،فلسفه و حقوق بشر

مجله SAGE ،19 آوریل 2012

برای یونسکو بسیار مهم است تا حداقل یک بار در سال درباره مسائلی که اساس گفنگوی زمان ما را تشکیل می دهد بحث کند .به خاطر ساختار معرفت شناسی آن و از طریق سنت انتقادی و هستی شناسی آن ، فلسفه رابطه بسیار نزدیکی به موجودیت انسان و همزیستی دارد.

نمی توان بودن در این دنیا را بدون دانستن آنچه در اطراف ما می گذرد و بدون دانستن اینکه به چه صورت یک رابطه با پیرامون خود ایجاد کنیم بپذیریم.

یونسکو در مرحله خاصی از تاریخ ، زمانیکه فرهنگ بشری از شکت خود رنج می برد پدید آمد. به عنوان یک  سازمان بین دولتی به وجود آمده است ، اما اساسا بیشتر به عنوان مهد تولد یک فرهنگ جدید ،علم یک شروع جدید و  دربردارنده فلسفه تصور می شود.

در لینک مربوطه

دوشنبه 27 خرداد 1392

جنبش فلسفی حقوق بشر

جنبش فلسفی حقوق بشر

سید مرتضی مردیها

فصلنامه حقوق 1387 شماره 4

 

چکیده: پرسش اصلی مقالة حاضر این است که جنس فلسفی گزاره‌های حقوق بشری (مثلاً موجود در اعلامیة حقوق بشر یا متون نظیر آن) چیست و حقوق و تکالیف یا باید و نباید‌های موجود در آن، از منظر نظری به چه پشتوانه‌ای مستند است.

 فرضیة مقاله این است که استناد حقوق بشر به طبیعت، استدلالی است از لحاظ نظری غلط اما علت دوام آن این بوده که عملاً مفید انگاشته شده است؛ حقوق بشر، در تحلیل نهائی، به چیزی به جز توافق مصلحت‌جویانة عقلا مستند نیست و نتواند بود.

 نظریة قراردادی- اجماعی مورد دفاع این مقاله، یونیورسالیسم حقوق بشر را به نوعی ماهیت متمرکز انسان‌شناسانه، با دو وجه تمایلات مشترک غریزی (متعلق به عموم) و صوابدیدهای مشترک عقلی (خاص عموم جوامع رشد یافته با معیارهای گستره و عمق آموزش و رفاه و تأمین اجتماعی) مستند می‌کند. این مقاله به روش تحلیلی نوشته شده است.

برای دریافت این مقاله رجوع کنید به :

دوشنبه 21 اسفند 1391

مبانی فلسفی حقوق بشر

مبانی فلسفی حقوق بشر

 

منابع : فصلنامه نامه مفید، شماره 22

 

ترجمه و تحقیق: محمد حبیبی مجنده

 

به برکت تلاشهایی که در مدت نیم قرن عمدتا توسط سازمان ملل صورت گرفته، حجم عظیمی از قواعد موضوعه حقوق بشر وارد پیکره و اندام اصلی حقوق بین الملل شده و دولتها را ملزم به متابعت ساخته است.


دراین میان شاید بحث از مبانی فلسفی و نظری حقوق بشر، بحثی غیر ضروری و اختلاف برانگیز باشد. ولی هدف اصلی این نوشته، که گزارش مختصری از نظریات عمده قدیم و جدید دراین مساله است، عبارت است از نشان دادن اینکه حقوق بشر علی رغم استفاده های احتمالی یا واقعی ابزاری از آن، مفهومی عمیق و ریشه دار در تفکر انسانی و دینی است


نظریات و مکاتبی که در این مقاله به اختصار به آنها پرداخته شده عبارتند از:


مکاتب طبیعی، موضوعه، فایده گرا، مارکسیستی، جامعه شناختی، نظریه عدالت، نظریه کرامت انسانی و بالاخره نسبیت گرایی و جهان شمولی.

 

رجوع کنید به :

شنبه 19 اسفند 1391

دایره المعارف آن لاین فلسفه روتلج

دایره المعارف  آن لاین فلسفه روتلج

نشخه آن لاین دایره المعارف فلسفه روتلج، منابع آن لاین برای تحقیق  و مطالعه ، تدریس وآموزش  در عرصه فلسفه و رشته های مرتبط در اختیار قرار میدهد.

 

رجوع کنید به :

 

شنبه 28 بهمن 1391

مجله استرالیایی فلسفه

 مجله استرالیایی فلسفه

 

برای دریافت شماره های این مجله به صورت آن لاین تا سال 2012

 

رجوع کنید به :

 

شنبه 28 بهمن 1391

تاریخ فلسفه قرن هفدهم

تاریخ فلسفه قرن هفدهم

پدید آور :امیل بریه، ترجمه اسماعیل سعادت

تهران نشر هرمس ،1390

تاریخ فلسفه امیل بریه (1952-1876 م) جامعترین و عمیقترین تاریخ فلسفه ای است که محققی فرانسوی به نگارش آن اهتمام نموده است. وی هرجند بر کل تاریخ فلسفه غرب احاطه قابل توجهی داشت ، اما در باب فلسفه یونانی – به ویژه رواقیان و نو افلاطونیان –و نیز فلسفه آلمانی تخصص افزونتری داشت. با اینکه تاریخ فلسفه وی در زبان فارسی به صورت کامل ترجمه نشده ، اما مقاطع مهمی از این اثر توسط برخی محققان و مترجمان به فارسی برگردانده شده است. دوره یونانی و رومی این کتاب را دکتر علیمراد داوودی و بخش قرون وسطای آن را دکتر یحیی مهدوی به فارسی ترجمه نمودند.

یکی از بخش های مهم این تاریخ فلسفه که متعلق به قرن هفدهم است طی چند سال گذشته توسط دکتر اسماعیل سعادت به فارسی برگردانده شده است.

 میتوانید یرای درآمدی بر تاریخ فلسفه قرن هفدهم امیل بریه رجوع کنید به :

شنبه 28 بهمن 1391

سنت روشنفکری در غرب از لئوناردو تا هگل

سنت روشنفکری در غرب از لئوناردو تا هگل

نویسنده : جیکوب برونوفسکی ،بروس مازلیش

مترجم :لی‌لا سازگار

ناشر : آگاه ،محل نشر : تهران،چاپ سوم 1387 ، صص 720

کتاب "سنت روشنفکری در غرب، از لئوناردو تا هگل" بررسی دقیق و مختصریست از سیر اندیشه­ها و حضور متفکرانی تاثیرگذار در غرب که توانستند مسیر گذشته را از آینده متمایز سازند. هرچند که تالیف کتاب در سال 1975 (5 سال قبل از انقلاب اسلامی ایران و در اوج قدرت شرق و غرب) نگاشته شده­است، اما می توان به استثناء توجه بی­قاعده نگارنده به تاریخ آمریکا و دخیل کردن اندیشمندان آن کشور در سیر اندیشه­ها، روی بسیاری از اسناد و تحلیل­های کتاب، حساب باز کرد. به هرحال کتابیست با دید یک آمریکایی، و توجه به تکنیک در ذات آن قابل بررسی خواهد بود. نگارنده کتاب را با تلاشی در خور توجه نگاشته است و ترجمه خانم لیلا سازگار، متن کتاب را برای خواننده روان و قابل فهم می­سازد.

متن کتاب در فصول خاصی چون انقلاب صنعتی و لئوناردو تا اصلاح دین، نگاه جامعی را از اوضاع متغییر اندیشمندان و مردم بدست می­دهد که فصول بعدی را باورپذیر می­کند. نگاه کتاب مبتنی بر اشخاص حقیقی و حقوقیست و جدانکردن دستاوردها از احوال شخصی آن­ها، ویژگی مثبتی برای کتاب تلقی می­گردد.

 

 

شنبه 28 بهمن 1391

نظریه اخلاقی کانت

نظریه اخلاقی کانت

پدید آور :بروس اوني، مترجم:عليرضا آل‌بويه، ويراستار:مصطفي ملكيان

ناشر: بوستان كتاب قم

سال انتشار :چاپ 1 سال 1381

صص 312

رجوع کنید به :

شنبه 28 بهمن 1391

مجله فلسفه آکسفورد

مجله فلسفه آکسفورد

فلسفه آکسفورد ، 2012

 

نسخه 2012 از مجله دانشکده فلسفه آکسفورد در حال حاضر به صورت آن لاین در دسترس می باشد.

 

رجوع کنید به :

چهارشنبه 11 بهمن 1391

دسترسی آزاد به مجله فلسفه اندیشه

اندیشه :

مجله فلسفه

برای دسترسی آزاد به مقالات این مجله در زمینه های :

معرفت شناس ، فلسفه زبان ، فلسفه ذهن ، فلسفه منطق و ریاضی به

دو شماره اول و دوم آن در مارس و جولای  2012 رجوع کنید

 

 

یکشنبه 26 آذر 1391

آیا حقوق طبیعی وجود دارد؟

آیا حقوق طبیعی وجود دارند؟

بخشی از کتاب :نظریه های حقوق

نویسنده : Waldron, Jeremy

انتشارات : دانشگاه آکسفورد ، 1984

این کتاب علاوه بر مطالعات آکسفورد در زمینه های فلسفی ، موضوعی را پوشش می دهد که یکی از نقاط تمرکز بسیاری از کار های فعلی در نظریه اخلاقی و سیاسی است.

برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به:اینجا و اینجا

چهارشنبه 25 مرداد 1391

هابز

هابز[1],

معمول این است که وی را نقطه آغاز تحلیل جدید حقوق طبیعی می دانند.

هابز می نویسد :

«حق طبیعی یا ذاتی .. همانا آزادی است که هر انسان دارد , تا قدرت خود را , آنچنان که خودش بخواهد , برای حفظ طبیعت یا ذات خود , یعنی به عبارت دیگر برای حفظ زندگی خود به کار برد ؛ و بنابر این شامل انجام هر کاری است که طبق قضاوت و منطق خودش , متقاعد شود که ]آن کار [  مناسب ترین وسیله نیل به آن هدف است.»

با اینکه هابز واژگان سنتی به کار می برد اما مفهوم حقوق طبیعی را از مفهوم قانون طبیعی جدا می کرد:«قانون و حق ]فردی[به همان اندازه الزام و آزادی متفاوتند ؛ که در موضوعی واحد و مشابه تناقض دارند.»

در واقع ،الزامی که نزد بسیاری از نظریه پردازان جدید نقطه مقابل و برعکس یک حق مطالبه است ، در نظر هابز نتیجه ای حاصل از واگذاری یک حق طبیعی و پیامد واکنش محیط و فضای کنش یا عملکرد فردی است.[2]

 

 



[2] رجوع کنید به :مایکل , فریدن .مبانی حقوق بشر ,تهران :وزارت امور خارجه , 1382

دوشنبه 23 مرداد 1391

پست مدرنیسم ومیل به خدا گفتگوی ادیث ویشوگرود و جان دی.کاپیوتو فکوهی

پرسش آگوستین بدون پاسخ دوباره مطرح شده است

"وقتی به خدا عشق می ورزم دیگرعاشق که باشم؟". ادیث ویشوگرود دارای کرسی استادی نیوتن ریزر استاد فلسفه و تفکر دینی در دانشگاه رایس مولّف قدیسان و پست مدرنیسم، روح در خاکستر و اخیرا "اخلاقیات تذکاراست" (که همگی درانتشارات دانشگاه شیکاگو انتشار یافته اند). مقاله او به نام "اعمال ایمانی:مبادی اخلاق دریهودیت" در تابستان 1990 در کراس کارنت منتشرشد. جان دی.کاپیوتو دارای کرسی کوک فلسفه دانشگاه ویانویا مولّف آثار ذیل است: در مقابل اخلاقیات(ایندیانا 1993)، ساختارشکنی دریک کلام: گفتگویی با ژاک دریدا(فوردهام  1997)و دعاها و اشک های ژاک دریدا: دین بدون دین(ایندیانا 1997). بنا به دعوت ویراستاران جان دی.کاپیوتو و ادیث ویشوگرود به مناظره اینترنتی مفصلی وارد شدند که حاصل آن گفتگوی زیراست. می توان خود این گفتگو را نیز پدیده ای پست مدرنیستی دانست

برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به

یکشنبه 22 مرداد 1391

مبانی فلسفی حقوق بشر

مبانی فلسفی حقوق بشر

منابع : فصلنامه نامه مفید، شماره 22

ترجمه و تحقیق: محمد حبیبی مجنده

چکیده:

به برکت تلاشهایی که در مدت نیم قرن عمدتا توسط سازمان ملل صورت گرفته، حجم عظیمی از قواعد موضوعه حقوق بشر وارد پیکره و اندام اصلی حقوق بین الملل شده و دولتها را ملزم به متابعت ساخته است.
دراین میان شاید بحث از مبانی فلسفی و نظری حقوق بشر، بحثی غیر ضروری و اختلاف برانگیز باشد. ولی هدف اصلی این نوشته، که گزارش مختصری از نظریات عمده قدیم و جدید دراین مساله است، عبارت است از نشان دادن اینکه حقوق بشر علی رغم استفاده های احتمالی یا واقعی ابزاری از آن، مفهومی عمیق و ریشه دار در تفکر انسانی و دینی است.
نظریات و مکاتبی که در این مقاله به اختصار به آنها پرداخته شده عبارتند از:
مکاتب طبیعی، موضوعه، فایده گرا، مارکسیستی، جامعه شناختی، نظریه عدالت، نظریه کرامت انسانی و بالاخره نسبیت گرایی و جهان شمولی.

 

 برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به :

شنبه 21 مرداد 1391

مبانی فلسفی حقوق بشر

مبانی فلسفی حقوق بشر

مقاله ای از : Freeman, Michael

انتشار: مجله  «هر سه ماه یک بار حقوق بشر »[1] ، صفحات  514-491 ،  سال انتشار:1994

 

مفهوم حقوق بشر مسائلی را ایجاد می کند که از طرفی عملی و ضروری هستند و از طرف دیگر نظری و انتزاعی هستند ،همچنین مسائلی نظری درباره  ملزومات دولت  مشروع و ماهیت زندگی خوب ایجاد می کند.فاصله بین فعالیت (فلسفه عملی )و تئوری حقوق بشر می تواند با اجماع پر شود اگر تمام یا بیشتر افراد مربوطه  توافق کنند در مورد اصول و عمل حقوق بشر ، فعالیت (حقوق بشر) می تواند ادامه پیدا کند بدون نگرانی زیادی درباره نظریه  بنیادی.جک دانلی برای اجماع فعالیت و تئری حقوق بشر تلاش کرده است.دانلی مدعی است که ما می توانیم یه مسیر طولانی در برخورد با بحث های هم زمان  عملی  و  نظری ، قبل از مداخله قطعی  انسان شناسی فلسفی طی کنیم.از نظر نویسنده در رویکرد دانلی سه نقاط ضعف وجود دارد که به تشریح آنها پرداخته است.

 

میتوانید برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به :

 



شنبه 21 مرداد 1391

مبانی فلسفی حقوق بشر

مبانی فلسفی حقوق بشر «بخشی از کتاب : حقوق بشر ،مفهوم و استاندارد ها »

نویسنده : Janusz Symonides ، با مشارکت یونسکو

ناشر : ashghat ، انتشارات یونسکو،2000

 

  تجزیه و تحلیل و ارائه چارچوب مفهومی و اتخاذ استانداردهای حقوق بشر، هدف اصلی این کتاب است.  این کتاب به چهار بخش تقسیم شده است.  نخست،  به مفهوم حقوق بشر ، ارائه سیر تکامل و گسترش مفهوم و  بنیانهای فلسفی و نظری  ماهیت و منابع حقوق بشر می پردازد.  .  قسمت های دوم و سوم در رابطه با قسمت اول کتاب  می باشد ، "حقوق بشر: ابعاد و چالشهای جدید" .بخش نهایی در مورد رابطه بین حقوق بشر و حقوق بشردوستانه است. 

 

برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به :اینجا و اینجا

شنبه 21 مرداد 1391

فلسفه حقوق بشر

فلسفه حقوق بشر

نویسنده :هایدن ، پاتریک[1]

انتشارات : Paragon House ، 2001

فلسفه حقوق بشر مجموعه ای وسیع از آثار کلاسیک و معاصر در خصوص  حقوق بشر گرد هم می آورد، از جمله نسل کشی، پاکسازی قومی، فرهنگ اقلیت  ،..و محیط زیست. آشنا سازی  فوق العاده جامعی را ارائه می دهد.  منابع عبارتند از :نویسندگانی مانند ارسطو، سیسرو، توماس آکویناس، کنفوسیوس، هابز، لاک،رانت، مارکس، گاندی، هارت، فینبرگ، نوسباوم، دالایی لاما، دریدا، و رورتی. این کتاب برای دوره های حقوق بشر، نظریه اجتماعی، نظریه اخلاقی، و علوم سیاسی ایده آل است. هر نظریه با یک مقدمه کوتاه آغاز می شود و با موضوعات و نظریه های پیشنهادی بعدی ادامه می یابد.

 

یرای اطلاع بیشتر رجوع کنید به : اینجا و اینجا

 



Hayden, Patrick[1]

شنبه 21 مرداد 1391

حقوق بشر و اجماع

 

حقوق بشر و اجماع

یون جانگ  کاترین کیم

گروه فلسفه دانشگاه واشنگتن

برگردان : محمد رضا امین

کاترین کیم در مقاله خود ، به مشکلات عملی و نظری دیدگاهی می پردازد که به موجب آن اجماع بر سر هنجار های حقوق بشر می تواند به عنوان مبنایی برای این ادعای جهان شمول گرا باشد که همه افراد بشر حقوقی دارند.

 وی معتقد است اجماع در صورت وجود ، نمی تواند توجیه یا تبیین کند که چرا همه افراد ،حقوقی دارند. حقوق باید به عنوان امری عینی و مستقل از توافق یا باور های فردی وجود داشته باشد.به نظر او ، توافق بر سر یک رأی و صادق بودن آن ، دو چیز جداگانه است و الزاماً منطبق بر هم نیست.  از این گذشته ، دیدگاهی که برای توجیه حقوق بشر به اجماع متوسل می شود ، به تضعیف جایگاه این حقوق که انسان به خاطر انسان بودن واجد آن است ، منتهی می شود ! چرا که با تأىٔید نسبی گرایی به جای جهان شمولی ، به نتیجه تناقض آمیزی می رسد و به بی ثباتی حقوق کمک می کند .

مقاله کیم ناظر به دیدگاه جک دانلی و برخی دیگر است که به دلیل وجود اختلافات بی شمار در مبانی اخلاق حقوق بشر ، پذیرش این حقوق از سوی ملتها و فرهنگ های گوناگون را بهترین مبنا برای پیشبرد این حقوق می دانند.به عبارت دیگر ، اینان در صدد جبران ضعف اجماع نظری با اجماع عملی هستند .

 دانلی در این مجموعه سعی می کند با الهام از اندیشه اجماع متداخل جان راولز ، «الگوی اعلامیه جهانی حقوق بشر » را ترسیم کند و به بیان عناصر آن بپردازد. این عناصر عبارتند از : تمرکز بر حق ها ، محدود بودن به حق های فردی، موازنه میان حقوق مدنی و سیاسی و حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی ؛و مسىٔولیت ملی در قبال اجرای حقوق بشر شناخته شده در سطح بین الملل . دانلی بر این باور است که این الگو ، از اجماع متداخل ( نه کامل )  در مورد مفهومی سیاسی ( نه فلسفی) از عدالت نشأت می گیرد که به نوبه خود ، در توجه و احترام برابر ریشه دارد.[1]

 



 ر. ک :مرکز مطالعات حقوق بشر ،مجموعه مقالات همایش بین المللی مبانی نظری حقوق بشر ،دانشگاه مفید، 1382[1]

پنجشنبه 5 مرداد 1391

اثر بخشی حقوق بشر : توجیه عمل گرایانه حقوق بشر

 اثر بخشی حقوق بشر : توجیه عمل گرایانه حقوق بشر

نیکلاس کروسون

دانشگاه جورج تاون آمریکا

برگردان: هدایت یوسفی

کروسون با الهام از سنت پراگماتیسم ، در صدد  توجیه عمل گرایانه حقوق بشر بر می آید و معتقد است حتی در صورت انکار امکان وجود یک مبنا برای این حقوق ادعاهای مربوط به حیات ، آزادی ، آزادی بیان و ... ارزش عمل دارند ،بر خلاف آنچه برخی استدلال کر ده اند نمی توان احساس و عاطفه گرایی را به جای آنها نشانید ، و چنانچه بخواهیم از درد و رنج بشر بکاهیم ، ضروری خواهند بود. به نظر او ،حقوق بشر به افراد امکان می دهد ادعاهایی نسبت به برخورد و رفتار خاصی به عمل آورند.

نحوه عمل گرایانه بودن حقوق بشر:

به منظور اثبات اینکه می توان حقوق بشر را حقایق عمل گرایانه تلقی کرد باید دو مطلب را اثبات کنیم:

1- حقوق بشر با تجارب ما همخوانی دارد

2- حقوق بشر برای انجام دادن کارهایی معین در جهان (ابزاری )مفید است. به عبارت دیگر ، حقوق بشر اثر بخش است و امری عمل گرایانه است به همان معنایی که از سنت عمل گرایایی آمریکایی «که از ویلیام جیمز و جان دیوىٔى »سرچشمه می گیرد.

حقوق بشر اثر بخش است: نخست اینکه حقوق بشر به ما امکان می دهد که ادعاهایی را نسبت به برخوردی خاص مطرح کنیم. دوم اینکه حقوق بشر را می توان به عنوان ابزاری آموزشی به کار برد ، حقوق بشر می تواند به انسانها نشان دهد که چگونه باید با آنها برخورد شود.

کروسون منظور خود را از این گفته که حقوق بشر را می توان (به کار برد) از دو راه توضیح می دهد: هم با نشان دادن اینکه چگونه می توان آنها را به کار برد و هم با اراىٔه مثالهای خاص از اینکه در حال حاضر در هر مورد چگونه به کار برده می شوند.

ریچارد رورتی [1] علیه استفاده از حقوق بشر ، آن گونه که در حال حاضر فهمیده می شود ، استدلال کرده است . وی هر گونه ارزش عمل گرایانه آنها را انکار کرده ، به استدلال علیه (مبنا گرایی حقوق بشر ) می پردازد و اظهار می کند که اثر بخشی واقعی حقوق بشر با توسل به احساسات تحقق می یابد. گرچه  احساس گرایی می تواند انگیزه مهمی باشد و در تلاش به نفع حقوق بشر فوق العاده مفید است ، اما این امر ، کل چیزی نیست که مورد نیاز است . دیدگاه رورتی به دلایلی چند ، دارای اشکالاتی است که جدی ترین آنها به توصیف وی از اینکه چگونه افراد فاقد قدرت ، قدرت را از افراد قدرتمند ، گرفته یا خواهند گرفت مربوط شود.[2]

 

 

 

 



 Richard Rorty[1]

[ ر. ک :مرکز مطالعات حقوق بشر ،مجموعه مقالات همایش بین المللی مبانی نظری حقوق بشر ،دانشگاه مفید، 1382 [2

 

 

پنجشنبه 5 مرداد 1391

حقوق طبیعی بشر در نظر لایب نیتس

حقوق  طبیعی بشر در نظر لایب نیتس

فاطمه مینایی

بنیاد داىٔرة المعارف اسلامی

وی حقوق طبیعی بشر را در دستگاه فلسفی لایب نیتز جستجو می کند . به اعتقاد او ، ما بعد الطبیعه و انسان شناسی این فیلسوف ، مبنایی برای بحث حقوق بشر فراهم می کند که صرف نظر از تأثیر عملی آن در تاریخ فلسفه ، به لحاظ رویکرد خاصی که به انسان و حقوق طبیعی او دارد ، شایسته تأمل و بررسی است. وی با اشاره به شباهت های فراوان نظام فلسفی لایب نیتز با سنت تفکر اسلامی ، این سؤال را می پرسد که چگونه و بنا به چه عللی ،در فلسفه اسلامی ، نظام حقوقی مستقلی به وجود نیامده و حقوق بشر مطرح نشده است.

علم حقوق ، بنا به تعریف لایب نیتس ، عبارت است از علم به عدالت و بی عدالتی ، یا حق و نا حق. علم حقوق سه جنبه دارد:علم حقوق الاهی ، علم حقوق بشر ، و علم حقوق مدنی. حق بشر یا همان حق طبیعی شامل چند مؤلفه است:

نخست:اصول کلی عدالت

 دوم: حقی که در میان مردمان ، از آن حیث که برابرند ، مشاهده می شود (یعنی احکام تب[1]دیلی عدالت )

سوم : حقی که ناظر است بر توزیع خیر و شر میان مردمان نابرابر ، برای رسیدن به بیشترین خیر در جهان (یعنی عدالت توزیعی )

چهارم: حقی که ناظر است بر فضیلت انسان در التزام طبیعی به خداوند ، که همان سعادت ابدی انسان است.

نیای حقوق بشر امروز ، اعلامیه حقوق بشری است که انقلابیون فرانسه نوشتند و در آن ، حق طبیعی را برای نوع بشر به رسمیت شناختند. نظریه لایب نیتس به عنوان گونه ای از نظریه حقوق طبیعی از این لحاظ اهمیت می یابد به ویژه آنکه او نظریه خود را در پرتو عقل صرف و بدون توسل به مرجعیت و قدرت سیاسی یا دینی پروراند . گذشته از این تأمل در آثار او برای ما وارثان فلسفه و کلام اسلامی سودمند است چراکه بر اساس شباهت های دو نظام می توانیم فلسفه ای مقایسه ای یا تطبیقی را آغاز کنیم که تمهیدی را برای مباحث فلسفی درباره حقوق ، در زمینه فکری سنت ما فراهم آورد.



[ مرکز مطالعات حقوق بشر ،مجموعه مقالات همایش بین المللی مبانی نظری حقوق بشر ،دانشگاه مفید، 1382[1

پنجشنبه 5 مرداد 1391

معضل مبنای فلسفی

معضل مبنای فلسفی

«بخشی از مقاله عقل سرخ و حق سبز : انسان شناسی اشراقی و حقوق بشر حداکثری»

عباس منوچهری

گروه علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس

مبانی فلسفی – انسان شناسانه حقوق بشر از سه منظر مورد نقد قرار گرفته است :

 1- ادعای جهان شمولی

2-امکان فلسفی

3-نوع انسان شناسانه

 1.ادعای جهان شمولی حقوق بشر مبتنی بر فرد گرایی ، به این دلیل که تفاوتهای فرهنگی را نادیده می گیرد ، از سوی جماعت گرایان[1]  مورد انتقاد قرار گرفته است. آدامنتیا پولیس[2]  و پیتر شواب[3] نیز استدلال کرده اند که حقوق بشر با دریافت های فرهنگی و فلسفی سنت غرب مرتبط است. لاکلاو ، ریچارد رورتی [4]  و رونالد دورکین [5] نیز ادعای جهانی بودن دکترین حقوق بشر معاصر را مورد تردید قرار داده اند. بر اساس آرای ساموىٔل هانتینگتون ، این حقوق صرفاً مرتیط با ارزشهای غرب ، و تاىٔيد آنها مستلزم پذیرش ارزشهای فرهنگی چون لیبرالیسم و غربی گرایی سیاسی است. جک دانلی [6]  نیز معتقد است که دکترین حقوق بشر ، نه تنها به عنوان یک واقعیت تاریخی ، و نه تنها از حیث موضوعیت و اهمیت اجتماعی آن ، بلکه همچنین از حیث مفاهیم هستی شناسانه یک دکترین فرد گرایانه غربی است. وی اجماع بین الملل را مبنای بهتری برای حمایت از دکترین حقوق بشر می داند و معتقد است که چنین اجماعی ، از لحاظ اخلاقی ، معتبر است.

2.مسىٔله نسبت بین مبانی فلسفی و نظریه حقوق بشر ، به شیوه های گوناگون و از نقطه نظر های مختلف ، مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. به گفته مایکل فریمن [7] خداوند به عنوان یک مرجع ، به طور جهان شمول ، در دسترس نیست. (طبیعت) و (عقل) بدین خاطر که حقوق بشر می تواند از استدلال درباره طبیعت منتج شود ، نقش بازی می کنند. حقوق بشر بر توجه و احترام یکسان به افراد انسانی مبتنی است . این یک اصل ضروری نیست بلکه مبتنی بر احتمال ساخته شده است. این یک اصل اختیاری نیست و بر واقعیات انسان شناسانه عام و شرایط سیاسی معاصر اتکا دارد.مبنای فلسفی حقوق بشر ممکن است منطقاً و عملاً رد شود .در همین زمینه ، رورتی استدلال کرده است که تلاش برای تدوین مبانی فلسفی حقوق بشر ، مخصوصاً درآنچه در سنت کانتی مشاهده می شود ، از لحاظ فلسفی محکوم به شکست است و از لحاظ عملی ، بی فایده . لاکلا و دورکین نیز معتقدند این دکترین عملاً لازم است اما از لحاظ نظری بدون مبناست. آلن گیورث [8]  معتقد است که حقوق بشر بر ارزشهای قراردادی مبتنی نیست ، بلکه بر واقعیات ضروری تکیه دارد. جک دانلی به غیر قابل دفاع بودن برخی از فهرست های معین حقوق بشر و فقدان مبنای نظری مناسب برای آنها اشاره می کند.

3. مبانی انسان شناسی حقوق بشر مدرن ، و به طور مشخص «فردیت مالکانه» از منظر های گوناگون مورد نقد است.[9]        

 

 

 


 communitarians[1]

 adamantia pollis[2]

 peter schwab[3]

 Richard rorty[4]

 Ronald dowrkin[5]

 Jack donnelly[6]

 Michael freeman[7]

 Alan Gewirth[8]

 مرکز مطالعات حقوق بشر ،مجموعه مقالات همایش بین المللی مبانی نظری حقوق بشر ،دانشگاه مفید، 1382[9]

پنجشنبه 5 مرداد 1391

آیا حقوق بشری وجود دارد؟

آیا حقوق بشری وجود دارد؟

آلن گیورث

گروه فلسفه دانشگاه شیکاگو

برگردان :محمد حبیبی مجنده

این سؤال ،سؤالی است نه از اجرای قانونی حقوق – بلکه از توجیه اخلاقی آنها.این سؤال اخلاقی با مسـٔله «امپریالیسم فرهنگی » که گاه به طور خاص از سوی کشور های جهان سوم مطرح می شود ، یکسان نیست.برای فهم تفسیر اخلاقی سؤال آلن ، باید به دو ویژگی اساسی اندیشه حقوق بشر توجه کنیم. هر کس برای داشتن حقوق بشر فقط لازم است انسان باشد – انسان بودن شرط کافی بر خور داری از حقوق بشر است. این ویژگی ،بخشی از جهان شمولی و بی قید و شرط بودن حقوق بشر است.دومین ویژگی  حقوق بین الملل به ملازمه حقوق و تکالیف مربوط می شود. حقوق ، مقدم بر تکالیف است.(اشخاص دیگر به این دلیل تکالیف دارند که شما حقوق بشری – از جمله حق بر حیات ، آزادی ،مالکیت ، جستجو و طلب سعادت و دیگر خوبی های مهم دارید ).

 آیا توجیهی اخلاقی برای این نظریه که هر انسانی صرفأ به دلیل انسان بودن ، حقوق معینی دارند، به گونه ای که اشخاص دیگر تکالیفی ملازم در قبال شما به خاطر برخورداریتان از حقوق بشر دارند وجود دارد  ؟ پاسخ های سنتی گوناگون برای این سؤال وجود دارد که انسان بودن چگونه با داشتن حقوق ارتباط دارد ولی همه این پاسخ ها ایراد هایی دارند.

آلن گیورث در پاسخ: به مفهوم اخلاقی نظر دارد و ضمن اشاره به کاستی های جواب های سنتی به این سؤال ، دو ویژگی برای اندیشه حقوق بشر ذکر می کند ، هر موجودیتی برای داشتن حقوق بشر فقط لازم است انسان باشد و حقوق و تکالیف ملازم یکدیگرند و حقوق مقدم بر تکالیف است.

آلن علاوه بر این ادعا که حقوق بشر شامل هر دو دسته حقوق سیاسی- مدنی و حقوق اجتماعی- اقتصادی است ، سه جواب به نظری های تکلیف مدار (که می گفتند حقوق داشتن منوط بر انجام تکالیف است )میدهد :

1- خود تکالیف به خاطر منافع مهمی است که هریک از افراد انسانی نسبت به آن حقوقی دارند.

2- انسانها حق دارند ابزار و وسیله ایفای تکالیف خود را تحصیل کنند.

3-رابطه حقوق با تکالیف مثل رابطه منافع با مشقت هاست و چون مشقت ها به خاطر منافع هستند تکالیف هم به خاطر حقوق هستند و بنابر این از نظر توجیه گری ،مؤخر از حقوق می باشند

.پس به سؤال آیا حقوق بشری وجود دارد؟ پاسخی مثبت می توان داد.[1]

 



 ر.ک :  مرکز مطالعات حقوق بشر ،مجموعه مقالات همایش بین المللی مبانی نظری حقوق بشر ،دانشگاه مفید، 1382[1]

پنجشنبه 5 مرداد 1391

فلسفه اخلاق و حقوق بشر

حقوق بشر در جهان کثرت گرا

کریم کیسیا

کمیته توسعه انسانی دانشگاه شیکاگو

برگردان: علی مهدوی فرید

فلسفه اخلاق و حقوق بشر

تحلیل ارتباط میان فلسفه اخلاق ، حقوق بشر و کثرت گرایی فرهنگی به منظور تلاش برای رسیدن به برداشتی از حقوق بشر که به لحاظ قلمرو ، جهان شمول باشد و در عین حال ، بر تحول واقعی در زندگی افراد ، تأثیر هدفمندی بگذارد ،حائز اهمیت است. این ارتباط ، ارتباط عمیقی است که درخور توجهی دقیق است... .فیلسوفان اخلاق ، از عصر روشنگری به بعد ،با مسئله حقیقت اخلاقی و اعتبار عینی آن دست و پنجه نرم کرده اند و همان گونه که مخالفان اخلاق جهان شمولی مبتنی بر فاعلیت یادآور می شوند، همیشه موفق نبوده اند.فلاسفه با روی گردانی از قول به ابتنای اخلاق بر الاهیات ،به  سمت این برداشت حرکت کردند که اخلاق بر فرد به عنوان یک فاعل عقلانی مبتنی است و بدین ترتیب ،در حال دست و پنجه نرم کردن با فرد به عنوان «خود ذاتاً ذهنی »( (inherently subjective self) باقی ماندند.

مشکل « خود ذهنی » برای فلسفه اخلاق و به تبع آن ، برای حقوق بشر ، امری روشن است ؛زیرا چگونه میتوان مبنایی را برای مطالبات مربوط به حقوق بشر فراهم کرد وقتی که تنها مبنای موجود ، وابسته به فرد و در تغییر دائمی است؟

حقوق بشر هم در مورد فاعل های فردی و هم در مورد فرهنگ های فردی ، به سلسله مراتب اخلاقی ساخته دست بشر بستگی دارد.از این رو ، اولین قدم در تعریف حقوق بشر جهان شمول ، این است که آن را بر مبنای استوار اخلاق جهان شمول ، پایه گذاری کنیم.حال ,متفکرینی که تلاش می کنند حقوق بشر را بدون این مبنا تعریف کنند ، در واقع ، کاری جز بیان گزاره های عاطفی یا ترجیحی انجام نمی دهند. بنا به فهم ما ، گزاره «تمامیت جسمانی مهم است ، اما صرفاً به گمان من » نسبت به گزاره «تمامیت جسمانی حق بنیادین همه انسانهاست » از قدرت بسیار کمتری برخوردار است.

 توضیح اینکه : کریم کیسیا به بررسی ربطه میان فلسفه اخلاق ، حقوق بشر و کثرت گرایی فرهنگی پرداخته و در صدد ارزیابی نقش «آلن گیورث» در بحث از حقوق بشر بر می آید . او ضمن نقد دیدگاه گیورث در ارائه اخلاق جهان شمول مبتنی بر تحلیل هنجاری عمل و فعل انسانی ، نتیجه میگیرد که تنها راه برای تعریف اخلاقی که ذاتاً عینی و هنجاری باشد ، این است که از فرد به عنوان کانون سازنده اخلاق دور شویم و به سوی مفهومی از اخلاق حرکت کنیم که در امری بزرگ تر از خودمان سکنی گزیده است. به نظر کیسیا ، این نظام اخلاقی ضرورتاً باید بر خدا و ارتباط انسان با او مبتنی شود. [1]



[1] مرکز مطالعات حقوق بشر ،مجموعه مقالات همایش بین المللی مبانی نظری حقوق بشر ،دانشگاه مفید، 1382

دوشنبه 2 مرداد 1391

حقوق مبتنی بر کرامت

 

نظری های نوین حقوق بشر :

الف) حقوق مبتنی بر« مکتب »حقوق طبیعی :حقوق اساسی

  ب) حقوق مبتنی بر عدالت

 ج) حقوق مبتنی بر واکنش به بی عدالتی

 د)حقوق مبتنی بر کرامت

 

حقوق مبتنی بر کرامت:

برخی از نظریه پردازان حقوق بشر سعی داشته اند که با ابتنا بر یک خط مشی ارزشی ، نظام جامعی از قواعد حقوق بشر را بنا کنند که از رهیافت ناظر بر حمایت از کرامت انسانی نشأت گرفته است . برخی از فلاسفه مذهبی ، با در نظر داشتن این مطلب که کرامت باید ویژگی ذاتی تقدس و حرمت انسانها باشد ، بر این عقیده اند که نظام حقوقی کامل میتواند از این مفهوم سرچشمه گیرد.یک تبیین غیر مذهبی از این نظریه از سوی مک دوگال [1] ، لاسول [2] و چان به بهترین وجهی بیان شده است. مک دوگال ، لاسول و چان به این فرضیه پرداختند که ضرورتها و نیازهای ناظر بر حقوق بشر عبارت از درخواست مشارکت وسیع در همه فرآیند های ارزشی اجتماع. این ارزشهای وابسته به هم که همه آنها را می توان تحت عنوان (کرامت انسانی) قرار داد، مشتمل بر نیازها و درخواست های زیر هستند: 1- عزت ، 2- قدرت 3- روشنگری 4- رفاه 5- سلامت 6- مهارت 7- محبت 8- صداقت ،شرافت

مک دوگال ،لاسول و چان فهرستی تفصیلی از نیازها و درخواستها ارايه کردند که این هشت ارزش و نیز همه جهاتی را که در آنها ارزشهای مزبور کم اهمیت جلوه داده می شوند یا دست کم گرفته می شوند، بر آورده می سازد.

مک دوگال، لاسول و چان تفاوت مهم و بزرگی را بین نیاز مشترک در حال ظهور عمومی ناظر بر ارزشهای ناشی از کرامت انسانی ، و دستاورد ها در این زمینه مشاهده می کنند.این تفاوت به سبب عوامل محیطی (نظیر جمعیت ،منابع و ترتیبات ساختاری و نیز به واسطه عوامل زمینه ای (تمایلاتی) نظیر منافع خاص ناشی از تعقیب دستاورد ها و نتایج کوتاه مدت ... به رغم مصالح مشترکی که به ارزشهای ناظر بر کرامت انسانی معنا میدهد، حادث می گردد.هدف غایی ، از نظر آنها ، جامعه ای جهانی است که در آن توزیع دموکراتیک ارزشها تقویت می شود و ارتقا می یابد.

همه منابع در دسترس تا آن حد که ممکن است ، مورد بهره برداری قرار می گیرند و حمایت از حقوق بشر به عنوان هدف بسیار مهم نظم عمومی (سیاست اجتماعی) تلقی میشود.در حالیکه آنها رهیافت خود را چشم اندازی با خاستگاه سیاسی فرض می کنند، انتخابشان از کرامت انسانی ، به عنوان ارزش برتر در تدوین و تکوین همه ارزشهای دیگر به آن طنین و جلوه حقوق طبیعی داده است. همچنین رهیافت آنها به لحاظ مبنای غربی آن مورد انتقاد قرار گرفته بود ، اما این موضوع به معنای آن نیست که این رهیافت غلط و نادرست است.فهرست نیازهای اعلامی زیاد است هیچ نظر سلسله مراتبی بین آنها وجود ندارد ، ادعاهای جدی و سطحی در هم تنیده اند و بُعد اتوپیایی آن ، واقعیت را پنهان می کند.

مک دوگال ،لاسول و چان نشان داده اند که چگونه یک ارزش بنیادی نظیر کرامت (ارزشی که اکثریت مردم روی آن توافق دارند) می تواند برای ایجاد نظام حقوق بشر سکوی پرش باشد . حتی اگر با مدل آنها موافق نباشند ، آنها زمینه را برای ایجاد ساختار مفید تر و ساده تری که بر چشم اندازهایشان بنا شود ، باز گذاشته اند.[3]

 

 

 

 



[1]  Mc dougal

[2] Lasswell

 شریفی طرازکوهی ، حسین،حقوق بشر (نظریه ها و رویه ها ) ،تهران:دانشگاه تهران ،دانشکده حقوق و علوم سیاسی ، 1380[3]

یکشنبه 1 مرداد 1391

بنیانهای فلسفی حقوق بشر

 

 

بنیانهای فلسفی حقوق بشر

جروم ج.شستاک[1]

امروزه از رهگذر نیم قرن فعالیت و ابتکار عمل سازمان ملل متحد، مجموعه تحسین بر انگیزی از دکترین حقوق بشر در حقوق بین الملل شکل گرفته است. این وضعیت در تعارض آشکار با وضعیت پنجاه سال پیش قرار دارد ، زمانیکه هیچ مجموعه قواعد بین المللی مربوط به حقوق بشر وجود نداشت.

حالا که از نظر حقوقی به اینجا رسیده ایم ،پس چرا هنوز باید مبانی فلسفی این چنین قواعد بین المللی ناظر بر حقوق بشر مورد توجه و بررسی قرار گیرد؟افلاطون می آموخت که به فلسفه پرداختن یعنی خود را شناختن .دیگران می گویند که کارکرد ویژه فلسفه ، عمیقتر کردن فهم ما از حقیقت است. برخی دیگر ، فیلسوف را به عنوان یک قاضی تلقی می کنند که انواع و اقسام تجربه های انسانی را ارزیابی و بر ادعای داشتن علم و دانش ،رأی صادر می کند،اما هنوز دلایل بیشتری برای مطالعه و بررسی پایه های فلسفی قواعد حقوق بشر وجود دارد.

اول اینکه تمایلات و گرایشهای خاص هر انسانی نسبت به موضوع قواعد حقوق بشر  بین الملل ،احتمالاً نامشخص و مبهم باقی خواهد ماند مگر اینکه نگرشهای فلسفی تشکیل دهنده آن درک شوند.گفته پیاژه که اخلاق ،منطق اقدام است دربردارنده بینش جالب توجهی است.

دوم اینکه اگر انسان حقوق مورد بحث را درک کند، نسبت به اقتدار قواعد بین المللی حقوق بشر،تابعتر است.این ویژگی ،مخصوصاً برای حوزه ای که هنوز فاقد ساز و کارهای رسمی لازم الاجراست پر ارزشتر است. به بیان دیگر انسان با درک و پذیرش دلایل اخلاقی نهفته در بطن قواعد حقوق بشر ،بیشتر به آن پایبند میشود.

سوم اینکه ،درک مبانی فلسفی این قواعد، به یافتن راه حلی که به زنان و مردان اجازه دهد از شکاف اختلافات جزمی و مسلکی عبور کنند و با یکدیگر به گفتگو بنشینند ،کمک خواهد کرد که اقدامی لازم برای شناسایی جهانی اصول حقوق بین الملل است .بنابر این هنگام جستجو در حقوق بشر ، چه بخشی از فلسفه بررسی میشود؟پاسخ این است که حقوق بشر مجموعه ای از اصول اخلاقی است و توجیه آتها در حوزه فلسفه اخلاق قرار دارد.

 

ماهیت حقوق بشر:

یکی از پرسشهای ابتدایی در هر تحقیق فلسفی این است که حقوق بشر چیست؟ این مسئله، سطحی و پیش پا افتاده نیست.همانطور که سارتر گفته است ، انسانها جستجو گران معنا هستند. معنا به انسان ، چرایی ها را می گوید. تعریف و تبیین ، به ویژه در سطح بین الملل که فرهنگ های متفاوت دخالت دارند ،تأملات اثبات گرایانه متزلزل اند، و جایی که ساز و کارهای اجرایی ضعیف و آسیب پذیر اند ممکن است بسیار مهم باشد.به واقع برخی از مکاتب فلسفی می گویند که تمامی وظیفه کمی فلسفه بر معنا متمرکز است. اینکه چه درکی از حقوق بشر داشته باشیم بر قضاوت و داوری انسان روی این مسائل تأثیر می گذارد که کدام حقوق ،جهانی تلقی می شود ؟ کدام باید اولویت و ترجیح داشته باشد ، کدام یک می تواند به خاطر مصالح دیگر رد شود؟ کدام حقوق فشارهای بین المللی را ایجاب می کند؟کدام حقوق می تواند مقتضی برنامه هایی برای اجرا باشد؟ و انسان برای کدام حقوق مبارزه خواهد کرد؟[2]

 

 

 

 



 Jerome J. shestack[1]

 شریفی طرازکوهی ، حسین،حقوق بشر (نظریه ها و رویه ها ) ،تهران:دانشگاه تهران ،دانشکده حقوق و علوم سیاسی ، 1380[2]

یکشنبه 1 مرداد 1391

مبانی فلسفی حقوق بشر

 

مبانی فلسفی حقوق بشر

محمد حبیبی مجنده (1

چکیده
به برکت تلاشهایی که در مدت نیم قرن عمدتا توسط سازمان ملل صورت گرفته، حجم عظیمی از قواعد موضوعه حقوق بشر وارد پیکره و اندام اصلی حقوق بین الملل شده و دولتها را ملزم به متابعت ساخته است.
دراین میان شاید بحث از مبانی فلسفی و نظری حقوق بشر، بحثی غیر ضروری و اختلاف برانگیز باشد. ولی هدف اصلی این نوشته، که گزارش مختصری از نظریات عمده قدیم و جدید دراین مساله است، عبارت است از نشان دادن اینکه حقوق بشر علی رغم استفاده های احتمالی یا واقعی ابزاری از آن، مفهومی عمیق و ریشه دار در تفکر انسانی و دینی است.
نظریات و مکاتبی که در این مقاله به اختصار به آنها پرداخته شده عبارتند از:
مکاتب طبیعی، موضوعه، فایده گرا، مارکسیستی، جامعه شناختی، نظریه عدالت، نظریه کرامت انسانی و بالاخره نسبیت گرایی و جهان شمولی.

یرای اطلاع بیشتر رجوع کنید به:

 

جمعه 30 تير 1391

حیطه فعالیت

انعکاس اخبار وداده های علمی مربوط به مباحث هستی شناسی وحقوق بشر،مباحث معرفت شناسی وحقوق بشر،مباحث انسان شناسی وحقوق بشر،مباحث فلسفی حقوق بشر،بررسی برخی مفاهیم کلیدی و محوری در مطالعات حقوق بشر از قبیل کرامت انسانی،برابری،حق،حقیقت و موارد مشابه در این وبلاگ انجام می شود.امید است دوستان فعال در هر یک از زمینه های یادشده مشارکت موثری برای تقویت گفتمان علمی مربوط به قلمرو مبانی نظری حقوق بشر از خود نشان دهند.

بایگانی مطالب

بایگانی موضوعی

پیوندهای مرتبط