مبانی نظری حقوق بشر

بررسی هستی شناسی در فلسفه ملاصدرا و هایدگر

بررسی هستی شناسی در فلسفه ملاصدرا و هایدگر

 نویسنده: منفرد،مهدی

نشریه: فلسفه، کلام و عرفان » اندیشه های فلسفی » زمستان 1384 - شماره 4

(24 صفحه - از 155 تا 178)

چکیده

هستی و وجود،از جمله واژه‌هایی است که ما بعد الطبیعه در صدد کشف و تبیین آن بوده است.در تاریخ متافیزیک(همه فلاسفه مدعی بوده‌اند)که موضوع فلسفه»وجود«است(یا وجود به ماهو موجود)یعنی همان هستی و معتقد بودند که بحث‌هایشان بر آن متمرکز بوده است.اما در میان آنها دو اندیشمند مشهور اهتمام بیشتری به مسئله«هستی»داده‌اند و بر این اعتقاد بوده‌اند که فلاسفه‌ بیشترین توجه را موجود نمودند نه به وجود،و نسبت به وجود غفلت داشته‌اند.صدر المتألهین و مارتین هایدگر،دو متفکری هستند که دوباره«هستی»دیدگاهی نو و ابتکاری ارائه داده‌اند.و ما در این پژوهش سعی نموده‌ایم مختصری از تفکرات دو اندیشمند درباره وجود را بررسی و ارائه‌ نمائیم.

واژگان کلیدی: هستی،حقیقت وجود،موجود،بداهت وجود،اصالت وجود،ماهیت،انسان، (دازاین)عدم.

 

دوشنبه 16 ارديبهشت 1392

هستی شناسی حقوق بشر

 هستی شناسی حقوق بشر

Alan Gewirtha1

فلسفه ،دانشگاه شیکاگو

حقوق بشر حقوقی هستند که همه افراد به طور مساوی از آن برخوردارند . اما در پاسخ به سوالات  مفهومی  منجمله ماهیت حقوق بشر چیست؟مفهوم حقوق بشر چیست؟

 این مقاله حداقل شروعی خواهد بود با فهم اینکه در طبقه بندی معروف هوفلد که حقوق را به چهار نوع مختلف[1] تقسیم کرده است  ،حقوق بشر در درجه اول حقوق ادعا  هستند.

رجوع کنید به :



[1] بحث از ابعاد مختلف موضوع حق، از مباحث مهم و ريشه‌اي فلسفي در حوزۀ حقوق و سياست است. در ميان اين‌گونه مباحث، تقسيمي وجود دارد كه امروزه به يكي از شاخص‌ترين مباحث مربوط به فلسفۀ حق در مغرب‌زمين تبديل شده است. این تقسیم از سوي «وسلی هوفلد» آمریکایی مطرح شده است. وی با بهره‌گیری از شیوه‌های فلسفی و متون حقوقی موجود در مغرب‌زمین، حق قانونی را به چهار نوع (ادعا، آزادی، قدرت و مصونیت) تقسیم كرده و روابط میان این چهار نوع را نیز تبيين نموده است

دوشنبه 7 اسفند 1391

متافیزیک

متافیزیک

مجله بین المللی برای هستی شناسی و متا فیزیک

هدف ویراستاران این مجله  ایجاد یک انجمن بین المللی هستی شناسی و متافیزیک برای خوانندگان در سراسر جهان است. در طول دو دهه گذشته در کشورهای آنگلوساکسون (به ویژه در ایالات متحده آمریکا و استرالیا) حجم تحقیقات منتشر شده در هستی شناسی و متافیزیک به طور قابل توجهی افزایش یافته است.  از طرف دیگر ،فیلسوفان اروپایی، در ابتدا به نظر می رسید در پرداختن به مباحث هستی شناختی و متافیزیکی محتاط هستند ، البته  بدون شک  به دلیل ایده های ریشه دار عمیق  کانتی در مورد "پایان متافیزیک"بود . با این حال ،پس از دهه نود، ، احساسات به نفع  یک تمایل هستی شناسانه جدید در فلسفه  اروپایی  ، تغییر کرده است.

رجوع کنید به :

یکشنبه 26 آذر 1391

هست شناسی ارسطو

هست شناسی ارسطو

روایت ضیاء شهابی

چيست آن دانشی که بایدش جست ؟
 ارسطو در صدر دفتر گامای مابعدالطبیعه ، مدعی علمی می شود که موضوع آن «موجود بماهو موجود »است. از رهگذر فحص در معانی یک یک تعبیرات ارسطو در این باب کوشش می رود نموده آید که هستی این علم را بدین معنا باید گرفت که موضوع آن به راستی پرسش انگیز و مسایل آن پرسیدنی است. از همین روی «هست شناسی» ، دانشی است که بایدش جست.
ارسطو در متافیزیک چنين می گوید:
Estin episteme tis he theorei to on hei on kai ta touto
(Huparkhonta kath hauto.(Aistoteles, Metaphysica, 1023a) 22/21
يعني هست علمی که در هست چون هست، نظر می ورزد و در آن چه بر آن عارض شود از واسطه خود (1). ارسطو در این جمله ـ که با آن کتاب ج (گاما) از مابعدالطبیعه را بیاغازیده است ـ مدعی هستی علمی می شود که نه در این یا آن هست، بل بر اطلاق در هر هست و آن هم از آن روی که هست بحث ، می کند. پیشتر زان که ببینیم که از عهده ي آن چه می گوید بیرون می تواند آمد یا نه ـ واگر می تواند چگونه ـ بایسته می نماید كه پوسته الفاظ را بشکافیم تا دریابیم از روی معنا چه می گوید.

برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به :

ﺳﻪشنبه 25 مهر 1391

پیدایش و دیدگاه جهانی آفریقایی

 پیدایش [1] و دیدگاه جهانی آفریقایی

  تضاد یا انطباق

مطالعات مذهبی،رساله دکتری jack pryor  chalk

آفریقای جنوبی ، نوامبر 2006

هستی شناسی از کلمات یونانی ontos  (وجود ) و Logos  ( علم ) می آید. و به معنی علم وجود است و به تقسیم فلسفه در جهت  مطالعه وجود اشاره می کند .

این مطالعه به طور کلی  به کار برده می شود برای تمامی هستی  از جمله خدا ، مخلوق یا  غیر مخلوق

مسائل هستی شناختی مطرح شده در این تجزیه و تحلیل  شامل میشود :آیا یک موجودیت اعظم  وجود دارد؟  اگر وجود دارد ، شبیه چیست؟ منشأ و ماهیت بشر چیست ؟آیا بشر ازلیت دارد؟ ماهیت جهان آخرت چیست ؟

آیا هستی انسان با مرگ خاتمه مییابد ؟ آیا بهشت و جهنم  مکان هایی حقیقی هستند ؟

 برای دریافت فایل  pdf  رجوع کنید به :



[1]  Genesis  : کتاب اول از کتاب مقدس می باشد

ﺳﻪشنبه 25 مهر 1391

منطق و هستی شناسی

منطق و هستی شناسی

 اولین انتشار : 4 اکتبر 2003 ،چاپ اصلاح شده آگوست 2011

تعدادی از مسائل مهم فلسفی در تلاقی منطق و هستی شناسی هستند.هر دو منطق و هستی شناسی زمینه های مختلفی  در فلسفه هستند .

در این  مقاله  مطرح میشود چه پروژه های فلسفی مختلفی تحت عنوان منطق و هستی شناسی انجام میشود.

(بعد از مقدمه و منطق به مفاهیم مختلف هستی شناسی و اینکه به چه صورت این مفاهیم مختلف به یکدیگر مرتبط میشوند پرداخت شده است ).

مفاهیم متفاوتی از هستی شناسی

به عنوان یک تعریف  اولیه ، هستی شناسی مطالعه آنچه که وجود دارد است .بسیاری از مسائل فلسفی کلاسیک مسائلی هستند در هستی شناسی : این سوال که آیا خدا وجود دارد یا نه و یا مسئله وجود کل

همه این مسائل در هستی شناسی هستند

همچنین یک تعدادی از مسائل فلسفی کلاسیک در هستی شناسی فهمیده میشوند

به عنوان مثال  اینکه به چه صورت یک رویداد مثل اینکه جان یک بیسکوئئیت میخورد مربوط میشود به  به جان و بیسکوئئیت و رابطه خوردن.

این نوع مسائل  به طور  کلی به متافیزیک برمیگردد که یک نظم فلسفی است که شامل هستی شناسی میشود به عنوان یکی از اجزای آن.

 برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به

 

ﺳﻪشنبه 25 مهر 1391

کلیات در دیدگاه معرفت شناسی و هستی شناسی افلاطون

کلیات در دیدگاه معرفت شناسی و هستی شناسی افلاطون

نویسنده: غفاری، ابوالحسن

نشریه: علوم انسانی » معرفت » فروردين 1383 - شماره 76 »

افلاطون فیلسوف بزرگی است که آراء و نظرات او در تاریخ تفکر بشری جایگاه ویژه‌ای به خود اختصاص داده است. دستگاه فلسفی وی نظام منسجم و گسترده‌ای است که این مقاله مختصر تنها به بحث و بررسی گوشه‌ای از آن می‌پردازد که هم در عرصه معرفت‌شناسی و هم هستیشناسی حایز اهمیت است.

کلیات را می‌توان از دو منظر مطرح کرد:

1. بررسی کلیات از دیدگاه هستیشناسی (انتولوژی)؛

2. بررسی کلیات از دیدگاه معرفت‌شناسی (اپیستمولوژی)

تذکر این نکته مهم است که در گذشته و تا حدودی در حال حاضر نیز غالبا جنبه معرفت‌شناسی مبحث کلیات را در منطق، و جنبه هستیشناسی آن را در مباحث فلسفی مطرح می‌نموده‌اند. طرح بحث کلیات از لحاظ معرفت‌شناسی به این صورت است:

علم در تقسیم نخستین، به علم حضوری و علم حصولی تقسیم می‌گردد. علم حصولی یا تصور است و یا تصدیق، و تصور نیز یا تصور کلی است و یا جزئی.

در تعریف جزئی و کلی گفته می‌شود: «جزئی مفهومی است که محال است بر بیش از یک فرد دلالت کند. و کلی مفهومی است که محال نیست بر بیش از یک فرد دلالت کند» (1)

پس از تعریف مفهوم کلی و جزئی، با این سؤال اساسی مواجه می‌شویم که آیا مفهوم «کلی» وجود دارد یا نه؟

در پاسخ به این سؤال، نظرات گوناگونی داده شده است که مهم‌ترین آن‌ها را در تاریخ فلسفه می‌توان در سه نظر عمده خلاصه کرد:

1. افلاطون معتقد است: مفهوم کلی، هم در عالم ذهن وجود دارد و هم در عالم خارج از ذهن ما بازاء و مصداق حقیقی دارد.

2. ارسطو همانند استاد خود، معتقد است که کلی در عالم ذهن وجود دارد، اما در خارج از ذهن و در عرصه هستیشناسی، کلی با حفظ عنوان کلی بودن و به صورت مستقل از اشیای جزئی وجود ندارد، بلکه کلی در عالم خارج از ذهن در ضمن جزئیات موجود است.

3. گروهی از اصحاب اصالت حس و تجربه در غرب، همانند جان لاک معتقدند: کلی تنها در عرصه معرفت و ذهن وجود دارد، اما در عالم خارج از ذهن وجود ندارد، نه به آن صورتی که افلاطون می‌گفت و نه به نحوی که ارسطو معتقد بود. در حقیقت، این گروه از این نظر که مفهوم کلی در ذهن موجود است، با افلاطون و ارسطو موافقند، اما در ما بازاء و مصداق خارجی و در نحوه صدق مفهوم ذهنی این مفهوم با مصداق خارجی اختلاف نظر دارند.

برتراند راسل معتقد است: نظر افلاطون درباره کلیات و اعتقاد او به عالم «مُثُل» در عرصه هستیشناسی، اقدامی است در ارتباط با حل مسئله کلیات، و این تلاش بیش‌تر از تلاش‌های دیگران راه حلی خوب و قرین با موفقیت است.(2

برای دریافت فایل pdf  رجوع کنید به :

 

دوشنبه 17 مهر 1391

تأملی در تلقی ژیلسون از هستی شناسی ابن سینا

نویسنده : جمعهخان افضلی

فصلنامه آیین حکمت ،سال دوم ، بهار 1389 ، شماره مسلسل 3

اتین ژیلسون (1978-1884) قرون وسطا شناسی که به فیلسوفان این دوره به خصوص توماس آکویناس علاقه فراوانی دارد ، در اثر معروف خود ، هستی در اندیشه فیلسوفان دید گاه های ابن سینا را به عنوان فیلسوفی که اندیشه های او در قرون وسطا بسیار تأثیر گذار بوده است . در چندین مسئله از جمله ماهیت لا بشرط ، زیادت وجود بر ماهیت ، امکان ذاتی و قاعده علیت گزارش و نقادی کرده است .از نظر ژیلسون ، ماهیت لا بشرط قابل تصور نیست ، زیادت وجود بر ماهیت ، یک مفهوم دینی است تا فلسفی ، امکان ذاتی یک فرض تناقض آمیز است و قاعده علیت به موجبیت واجب تعالی منتهی می گردد.

نوشتار حاضر ، ابتدا تلقی ژیلسون از دیدگاه های ابن سینا در هر مسئله را بازگو می کند. سپس به نقد های ژیلسون که به زعم او ، هستی شناسی ابن سینا را با چالش روبرو کرده است می پردازد. همچنین دید گاه های زیلسون و نقد های او نقادی و ارزیابی مجدد می شود.

برای  دریافت فایل pdfرجوع کنید به :

دوشنبه 17 مهر 1391

حقوق بشر چه هستند؟ به سوی هستی شناسی غیر ذهنی حقوق بشر

 

حقوق بشر چه هستند؟  به سوی هستی شناسی غیر ذهنی حقوق بشر

Anthony J. McGann k : نویسنده  


دانشگاه کالیفرنیا، ایروین، دانشکده علوم اجتماعی - گروه علوم سیاسی ،2011


کلمات کلیدی: حقوق بشر، سرل، هستی شناسی، حق حاکمیت

 

می توانیم ادعا کنیم که حقوق بشر به علت کنوانسیون های بین المللی وجود دارد. . با این حال، اگر این طور است آنها به غیر امضا کنندگان اعمال نمی شوند، بنابر این جهانی نیستند.  به همین ترتیب، توجیهات مذهبی نمی تواند جهان شمولی ایجاد کند...

 تصریح می کنم که ،حقوق بشر فقط ارزیابی های هنجاری ذهنی  یا هنجارهای فرهنگی یک جامعه به طور یکسان هستند ، هیچگونه تعهد جهانی ایجاد نمیکند.

آنچه که به آن نیاز است یک نظریه است که   چگونه حقوق بشر می تواند موجود باشد به روشی که  عینی باشد یا حد اقل intersubjective )بین الاذهانی( باشد.. هستی شناسی اجتماعی جان سرل چنین امکانی را ایجاد می کند.  . سرل استدلال کرده است که کارهای زیادی باید انجام شود به منظور توسعه یک نظریه منسجم از حقوق بشر ،بر اساس واقعیت اجتماعی.این مقاله به بررسی این احتمال می پردازد.

برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به :

ﺳﻪشنبه 17 مرداد 1391

Casteism و حقوق بشر: به سوی یک هستی شناسی نظم اجتماعی

Casteism و حقوق بشر: به سوی یک هستی شناسی نظم اجتماعی

نویسنده : Sebastian Velassery

سنگاپور:  دانشگاه مارشال کاوندیش ، 2005

 

این کتاب در صدد درک ماهیت چهارچوبی casteism   [1]، تأثیر  آن بر موضوع حقوق بشر، پویایی آن و معنای فلسفی آن است.

در فصل اول، منشاء و توسعه casteism ، ارزیابی و تجزیه و تحلیل شده است ،  اینکه چگونه casteism یک هویت قومی[2] را  ایجاد کرده که طرفدار فلسفه طرد ]محروم سازی [ومقدس با اصول مسلم ما بعد الطبیعه  باشد.  پس از آن، نویسنده، به سه سؤال اساسی  در مورد انسان با دیدگاه قرار گرفتن زیر لایه Dalit-Sudra  پاسخ می دهد.

در فصل سوم، موضوع حقوق بشرمطابق دیدگاه های فلسفی و اخلاقی هندی از طریق دکترین های دارما و RTA مورد مطالعه قرار گرفته است.  فصل چهارم ، راجع به نقش مذاهب با توجه به موضوع حقوق بشر، تحقیق می کند.  ادیانی مانند هندو، اسلام، بودا و ​​مسیحیت برای این تحقیق مورد توجه قرار گرفته شده است.  تجزیه و تحلیلی نیز بر روی  نقش های مثبت و منفی که این ادیان نسبت  به حقوق بشر انجام داده اند صورت گرفته است .

این کتاب با بحث و گفتگو درباره مسائل مربوط به برابری و عدالت اجتماعی به پایان می رسد.

 

برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به :



 در آیین هندو ، هرگونه تقسیم بندی اجتماعی است که در آن جامعه هندو به طور سنتی  طبقه بندی شده است و هر طبقه مزیتها و محدودیتهای خودش را دارد که به صورت توارثی نسل به نسل انتقال یافته است.

 برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به :[1]

 ethos[2]

ﺳﻪشنبه 17 مرداد 1391

ایده آلیسم و حقوق

ایده آلیسم و حقوق:

هستی شناسی اجتماعی حقوق بشر در اندیشه سیاسی برنارد بسانکیوت[1]

نویسنده : ویلیام سوىٔیت[2]

انتشارات دانشگاه آمریکا ، 1997،علوم سیاسی 

 آرمان گرایی و حقوق مورد بحث‌ِ‌ تئوری حقوق فیلسوف سیاسی  آرمانگرا انگلستان، برنارد Bosanquet. فلسفه سیاسی برنارد به طور کلی همانند  آرمان گرایان بریتانیا ، مدت زیادی  مورد سوء تفاهم و تعصب بوده است.  با این وجود نفوذ عملی آن، در بریتانیا کبیر و امپراطوری اش  از  اواخر قرن 19 تا اواسط قرن بیستم، عمیق بود.  نویسنده استدلال می کند که بیان برنارد از حقوق، یک پاسخ جدی به  مکتب فایده گرایی جرمی بنتام و جان استوارت میل و حقوق طبیعی مبتنی بر فلسفه سیاسی هربرت اسپنسر را فراهم می کند.

 

برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به :



Bernard Bosanquet [1]

 William Sweet [2]

ﺳﻪشنبه 17 مرداد 1391

ایده و هستی شناسی

ایده و هستی شناسی

مفاهیم متافیزیک اوایل مدرنیته

نویسنده :  Marc A. Hight

 انتشارات دانشگاه پن استیت ،  2008

مباحث این کتاب شامل :

 هستی شناسی سنتی  ،فلسفه  دکارت، ٰلاک ، لایبنیتس ،برکلی، ایده های الهی ،انتزاع و ناهمگنی ، هیوم و ایده هستی شناسی می باشد.

فیلسوفان در قرن هفدهم و هجدهم ،مفهومی را به کار بردند/خاصیت هستی شناسی ،محدود به عین / این وجه تمیز توسط  متفکرین از ارسطو به ارث برده شده است. بنابراین برای جویا شدن ایده های هستی شناسی  در میان اوایل  دوران مدرن ، حداقل در ابتدا، باید به موقعیت ایده ها در این طبقه بندی سنتی پرداخت.

برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به :

 

 

 

ﺳﻪشنبه 17 مرداد 1391

دوبوار، هستی شناسی، و حقوق بشر زنان

دوبوار، هستی شناسی، و حقوق بشر زنان

GAIL E. LINSENBARDنویسنده :

 شماره ویژه: فلسفه سیمون دوبوار

دوره 14، شماره 4، صفحات 145-162، نوامبر 1999

 سیمون دوبوار سهم مهمی در گفتمان حقوق بشر ارائه می دهد . هستی شناسی توصیفی او از افراد ، بحث حقوق بشر را به یک سطح جدید که با برخی از دیدگاه های آفریقایی  نیز همگرایی دارد می آورد.نویسنده ادعا می کند که  دوبوار قادر به دفاع از حقوق بشر جهانی و، علاوه بر این، توجیه عمل اخلاقی در برابر نقض حقوق بشر با نشان دادن اولویت وجودی آزادی هستی شناختی است.

 

برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به

دوشنبه 16 مرداد 1391

هستی شناسی گریزان از حقوق بشر

 

هستی شناسی گریزان از حقوق بشر

نویسنده: آنتونی Langlois

 منبع: جامعه جهانی ، جلد 18، شماره 3، مرداد، 2004، صص 243-261 (19) 

ناشر: روتلج، بخشی  گروه از تیلور و فرانسیس   

حقوق بشر چه هستند؟پس از بررسی دلایل اینکه چرا هستی شناسی حقوق بشر نباید به زیر ساخت های قانونی حقوق بشر  تقلیل یابد و اشاره به اینکه منشأ حقوق بشر در حقوق طبیعی ، دیگر در بسیاری از موارد جوابگو نیست  نویسنده یک تعداد جایگزین های محبوب در نظر میگیرد. هدف وی این است که استدلال کند  چه چیزهایی از حقوق بشر در ادعاهای فلسفی درباره ارزش انسان جای میگیرد.

برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به :

ﺳﻪشنبه 3 مرداد 1391

حیطه فعالیت

انعکاس اخبار وداده های علمی مربوط به مباحث هستی شناسی وحقوق بشر،مباحث معرفت شناسی وحقوق بشر،مباحث انسان شناسی وحقوق بشر،مباحث فلسفی حقوق بشر،بررسی برخی مفاهیم کلیدی و محوری در مطالعات حقوق بشر از قبیل کرامت انسانی،برابری،حق،حقیقت و موارد مشابه در این وبلاگ انجام می شود.امید است دوستان فعال در هر یک از زمینه های یادشده مشارکت موثری برای تقویت گفتمان علمی مربوط به قلمرو مبانی نظری حقوق بشر از خود نشان دهند.

بایگانی مطالب

بایگانی موضوعی

پیوندهای مرتبط